رفتم سیو مسیج و پیامای قدیمی تلگراممو دیدم،
یه دلتنگی عجیبی داشت
کسی که اونموقع بودی با کسی که الان هستی فرق میکنه
علایق فرد به مرور عوض میشه، حتی نوع تایپ کردن
با خودم گفتم اینا چیه سیو کردم، تو فکرشم پاکشون کنم،
در حالیکه منِ چند سال پیش یقینا دلیلی داشته که سیو کرده
دقیقا همون سالی که کرونا اومد، ۹۸؟
همون سال قبل از اینکه کرونا سر و کلهش پیدا بشه به طرز عجیبی بهترین سال زندگیم بود، هر چی خاطرات خوب و شادم دارم مربوط به اون ساله،
و بعد از اون انگار کرونا همه چیو عوض کرد
هیچی مثل گذشته نشد
یادمه ۱۲ اسفند فکر کنم امتحان علوم داشتیم، شنبه بود
و من پنجشنبه رفتم تولد دوستم، دو سه نفر بیشتر نبودیم.
جمعه هر جور بود علوم رو خوندم که شنبه امتحان بدیم
یهو گفتن به خاطر کرونا همه چیز دو هفته میوفته عقب
معلممونم گفت دو هفته دیگه امتحان حضوری میگیرم
کی فکرشو میکرد اون دو هفته بشه سه/چهار سال
یادم افتاد چند وقت پیش کارآموزی بودیم، رفتیم اورژانس شانس ما دو نفر کد ۹۹ خوردن یکیش احیا شد
اون یکی رو دیدیم فوت کرد،
و واقعا یه لحظه فکر کردم... زندگی چقدر کوتاهه، چقدر راحت تموم میشه...
وقتی میرم بیمارستان، یادم میوفته چقدر زندگی میتونه غمگین باشه، و چقدر من دارم فرصت های زندگیمو بی دلیل تلف میکنم
چقدر بی خیال میگذرونم، ساده میگذرم و رها میکنم، چه هدفی واقعا از این زندگی دارم؟ آخرش قراره به چی برسم؟