چند ثانیه مرگ اولین داستانی بود که نوشتم.
بعد از اینکه دارن شان رو خوندم انقدر کتاباشو دوست داشتم که به سرم زد چرا من نتونم بنویسم؟
دارن شان واقعا قشنگ بود
همیشه هم با هری پاتر مقایسهش میکنن
هری پاتر جادویی و فانتزی تر بود
ولی دارن خیلی جدی و دارک تر بود
و خوشحالم اولین کتابی که خوندم دارن شان بود :»
⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
* اسپویل انجمن شاعران مرده
اولین شکست روحیای که توی زندگیم خوردم سر همین بود
بعد دیدن داستان اسباب بازیها اینطوری بودم که عروسکام زندهن، فقط نمیخوان خودشونو لو بدن
کاملا ایزی گفتم اوکی اشکالی نداره
بعد شبا که توی کمد بودن یکی یکی همشونو ناز میکردم یه وقت یکیشون ناراحت نشه و دلش نشکنه