eitaa logo
"Руби Похоронное бюро"
105 دنبال‌کننده
321 عکس
23 ویدیو
9 فایل
اینجا جنازه فروشیه خاله روبیه یا همون و بنده برای شما از ارت‌هام، اوسی هام و... براتون میزارم. راضی نیستی لفت بده با تشکر از شما.🌹 خودم: @RubyxKatsuki ناشناس: https://daigo.ir/secret/61431644756 چنل ارت: @Rubyartss
مشاهده در ایتا
دانلود
اسم: روبی سانو/ونوس فئودوروف(Ruby sano/ Венера Федоров ) سن: 17 قد: 168/170Cm گروه خونی: o- کوسه/کویرک: چند منشا(توضیح جدا میدم) اسم قهرمانی: white flame وابسته به: دبیرستان U.A قسمت قهرمانی کلاس: A-1 قهرمان های کارورزی: هاوکس، میروکو اخلاق: سرد و ساکت، کمی لحن تند بسته به شرایط. علایق: اهنگ، گیتار الکتریکی، گل اسپایدر لیلی، رامن تند، نقاشی، کاتسوکی. تنفرات: قضاوت، بیماری روانیش، ظاهرش، رد شدن افراد از مرز هاش، بروز دادن احساسات ریزی که هنوز درونشه. بستگان: توشیرو سانو/ویکتور فئودوروف، اکیکو آزای، کازوهیرو سانو/ آنتون فئودوروف، ایزانا سانو/ آرتیوم فئودوروف، کایکو سانو/ ویگور فئودوروف، اما سانو/ واسیلسا فئودوروف گذشته: حوالی اواسط مرداد، در غروب آرام و گرمِ تابستان، پنجمین فرزند خانواده‌ی "سانو" به دنیا آمد. دختری با موهای مشکی و کرمی مثل مادرش، پوستی سفید و رنگ‌پریده، و چشمانی که رنگشان تا چند ماه اول مشخص نبود. بنفش بود؟ سیاه؟ طلایی؟ هیچ‌کس نمی‌دانست. توشیرو، در حالی که اشک شوق در چشمانش حلقه زده بود، نوزاد را در آغوش گرفت و گفت: > «اسم روسی‌ات را می‌گذارم... ونوس.» و اکیکو، لبخند زد و پاسخ داد: > «پس اسم ژاپنی‌ات هم می‌شود... اکیرا، سانو اکیرا.» برادرانش و خواهرش در همان لحظه برای دیدن چهره‌ی خواهر کوچکشان با ذوق به دورشان جمع شدند. و آن روز، شروع داستان دختری بود که قرار بود مسیر سرنوشت را عوض کند. تا سه سالگی، زندگی اکیرا آرام بود؛ پر از خنده و نور. اما آن شب... شبی که سکوت خانه شکست، دو سایه‌ی غریبه از تاریکی وارد شدند. در میان ترس و سردرگمی، پنج فرزند بی‌دفاع ربوده شدند. و فردایی که چشمان بی‌رمق پدر و مادری که دیگر فرزندانشان هیچ‌گاه دیده نشدند. در سال‌های بعد، حافظه‌ی هر پنج کودک پاک شد. دو غریبه‌ی جدید، خود را پدر و مادرشان جا زدند. خانه‌شان سرد بود؛ لبخندها ساختگی، و تنبیه‌ها واقعی. اکیرا کوچک به خاطر کوچک‌ترین اشتباه، کتک می‌خورد. به مرور، خنده‌اش فراموش شد، احساساتش خاموش شدند، و نگاهش تهی گشت. اما کابوس اصلی تازه شروع شده بود. یک شب، برادر کوچک‌ترش، کایکو، شنید مادرخوانده با صدای آرام به تلفن گفت: «باشه، فردا دختر رو تحویلتون میدم... فقط پول یادت نره.» کایکو با چشمانی گشاد و لرزان، پیش برادر بزرگ‌ترشان، کازوهیرو، رفت تا همه‌چیز را بگوید. اما صبحِ روز بعد، دیگر دیر شده بود. اکیرا را گرفته بودند... در حالی که فریاد می‌زد، گریه می‌کرد، دست و پا می‌زد... اما هیچ دلِ سنگی نرم نشد. هیچ دستی به سمتش دراز نشد، او را فروختند، در شش‌سالگی. در ازای پول، به آزمایشگاهی که روی کودکان آزمایش می‌کرد. بعد یک سال کازوهیرو، ایزانا، کایکو و اما را پیدا کردند اما اکیرا نه. در آنجا، اکیرا نام جدیدی گرفت: نمونه ازمایشی 002. بدنی پوشیده از زخم، چشمانی بی‌نور و عجیب، و ذهنی شکسته. سال‌ها شکنجه، تزریق، و آزمایش باعث شد که بدنش دیگر انسان عادی نباشد. او در میان فریادها و خون، به "هیولای آزمایشگاه" معروف شد دختری که زنده میشد پس از هر مرگ، می‌ماند، وقتی میکشت. اما سرنوشت برایش اندکی نور هم کنار گذاشته بود. روزی به او گفتند که قرار است هم‌اتاقی داشته باشد. دخترکی با موهای ژولیده بلوند، اشک‌های خشک‌شده و چشمان سبز یاقوتی و زخمی تازه بر پیشانی را به درون سلولش پرتاب کردند. او گریه می‌کرد... تا زمانی که حضور دیگری را حس کرد. اکیرا، با چشمانی بی‌احساس و لب‌های بسته، از سایه بیرون آمد. دو نگاه خسته با هم تلاقی کرد. از همان لحظه، میان آن دو چیزی شکل گرفت. پیوندی نادیدنی میان دو بازمانده از جهنم. آن‌ها سال‌ها کنار هم ماندند. تحمل کردند. در سکوت زنده ماندند، تا بالاخره در یازده‌سالگی، با بدن‌هایی زخمی و روح‌هایی شکسته، توانستند فرار کنند. در دل شب، در حالی که زنجیرها هنوز از پاهایشان آویزان بود، از دیوارهای آهنی عبور کردند و برای اولین‌بار هوای آزادی را نفس کشیدند. شاید آن شب آزادی کوچکی بود... اما گویی برای روبی، آن آغاز دوباره‌ی زندگی بود. ولی عذابش بیماری ای بود که هیچکس خبری از ان نداشت حتی ازمایشگاه، اسکیزوفرنی ای که بسیار خوب در وجود اکیرا از بدو تولد بود. از همان جا که فرار کردند اکیرا به اکانه گفت: «از این به بعد بهم بگو روبی.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"Руби Похоронное бюро"
اسم: روبی سانو/ونوس فئودوروف(Ruby sano/ Венера Федоров ) سن: 17 قد: 168/170Cm گروه خونی: o- کوسه/کو
توضیحات کوسه/کویرک: 1. Eclipse Vein افزایش توان بدنی و سرعت با کنترل جریان خون. ضعف: درد داخلی و پارگی عضلانی پس از استفاده‌ی طولانی. 2. Silent Echo شنیدن افکار و صداهای ذهن دیگران. ضعف: آسیب روانی و میگرن شدید هنگام استفاده‌ی بیش‌ازحد. 3. Oblivion Burst انرژی سفید تخریبی از چشم زخمی روبی ساطع می‌شود. ضعف: از کنترل خارج می‌شود اگر روبی احساساتش را مهار نکند. 4. Mind Read درک افکار اطرافیان. ضعف: ذهن قوی‌تر می‌تواند او را به دام بیندازد. 5. Blood Stream Contro کنترل کامل بر جریان خون خودش و دیگران. ضعف: از دست دادن زیاد خون = از حال رفتن. 6. Wings of Abyss بال‌هایی تاریک که پرواز، حمله و دفاع را ممکن می‌کنند.(یا استفاده معمولی از بال) ضعف: فشار سنگین روی مهره‌های پشت و قلب. 7. Shadow Spikes تیغ‌های سیاه که با فرمان روبی از زمین رشد میکنند. ضعف: درد جسمی زیاد، مخصوصاً در سر و دست ها. 8. Shape Shift تغییر ظاهری کوتاه‌مدت. ضعف: بعد از هر تغییر، حافظه‌ی کوتاه‌مدت کمی دچار اختلال می‌شود. 9. Copy Quirk کپی موقت کوسه‌ی دیگران با تماس مستقیم. ضعف: به شدت انرژی‌بر؛ بیش از دو بار استفاده در روز ممکن نیست و اگر انجام شود ترک های خونین بر روی پوست ایحاد میشود. 10. Celestial Sight دیدن انرژی، دروغ و احساسات و یا فهمیدن حرکات حریف. ضعف: می‌تواند باعث خون‌ریزی از چشم سفید شود. 11. Healing Blood خون روبی قادر به بازسازی زخم و بافت است. ضعف: خودش را ضعیف می‌کند و زمان ریکاوری طولانی لازم دارد و اگر همچنان ادامه دهد ممکن است باعث بیهوشی چندین روزه بشود. 12. Melody Maker با صدا و نت‌ها می‌تواند موجودات عجیب یا سازه‌های انرژی خلق کند. ضعف: اگر احساسش خالص نباشد، قدرت از کنترل خارج می‌شود. 13. Chain Manifest زنجیرهای سیاه (تخریب) و نقره‌ای (حفاظت) از بدنش ظاهر می‌شوند. ضعف: درد فیزیکی و روانی شدید هنگام فعال‌سازی کامل. 14. Speed reflex توانایی تغییر جهت در سرعت‌های غیرانسانی. ضعف: می‌تواند باعث پارگی عضلات پا یا شکستگی استخوان شود. نقاط ضعف کلی: فشار شدید روی قلب و سیستم عصبی. ارتباط مستقیم احساسات با قدرت (در حالت ناپایدار، کوسه‌ها می‌تونن از کنتر خارج شن). فرسایش ذهنی در اثر ارتباط با شیطان‌ها. خستگی سریع در استفاده‌ی هم‌زمان از چند کوسه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ناشناس دونی
📪 پیام جدید https://eitaa.com/rubyarts/3357 زخمای رو صورتش کو؟
"Руби Похоронное бюро"
📪 پیام جدید https://eitaa.com/rubyarts/3357 زخمای رو صورتش کو؟ #دایگو
وایخدا بالاخره توجه شد به این موضوعش😭✨ ببین اگه دقت کنی لباساش تقریبا از لباساییه که برای سرمای روسیه میپوشن و خب اینا خانوادگی قرار بود برن با باباس توشیرو سر بزنن(توشیرو تا الان هیچی راجب باباش نگفته بود و الان لو رفته) و بعد روبی هم احساس کرده بابابزرگش یکم زیادی رو مخ و بی اعصاب بوده و ممکن بوده به زخمای صورتش گیر بده پس با شعلش پوشوندتش و بخاطر اینه که شعلش هم بالای سرش نیست🎀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حقیقتا نیم ساعته دارم سرش میخندم😭🤣
https://eitaa.com/Fallenfromheaven/9756 ایول بریم از الان واسه تولد نوریکو خانم نقاشی بکشی_
هدایت شده از I'm just a kid💥
همینطور که میبینید این دومین تقدیمی اینجاست🍎 تقدیمی ساده ایه و ظرفیتی نداره😭 کافیه این پیاممو فور بزنید توی کانالتون و لینکشو برای من بفرستید تا من یه رندوم تینگ و یه دستبند بهتون تقدیم کنم:› امیدوارم از چیزی که تقدیمتون میکنم خوشتون بیاد و اگه خوشتون نیومد حتما بهم بگید تا عوضش کنم دورتون بگردم💥 من. دیلی.