eitaa logo
"Руби Похоронное бюр"
133 دنبال‌کننده
725 عکس
22 ویدیو
41 فایل
اینجا جنازه فروشیه خاله روبیه یا همون و بنده برای شما از ارت‌هام، اوسی هام و... براتون میزارم. راضی نیستی لفت بده با تشکر از شما.🌹 خودم: @RubyxKatsuki ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_w8t9so&btn چنل ارت: @Rubyartss
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیبایی نائل را نمیتوانم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عارخلاصه دبیر ادبیات افتاد رومون که یه چیزی بکشید بفرستید منم اینو کشیدم😭😭😭
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اره اینارو وریتاس لطف کرد گذاشت چنل ارت دستشم درد نکنه جدی👈🏼👉🏼😭😭
اهاچیز راستی بیاید بیوگرافی مل رو هم بزارم واستون
اسم: مِل رومِلیس سن: 28 قد: 180cm تاریخ تولد: 3 آگوست(13 مرداد) وابسته به: دسته پاکساز ها. پیشه: پاکساز، عضو تیم آکوتا. ابزار حیاتی: قلم خوشنویسی و دفتر(مکالاین و استنیل) بستگان: ماسورا موژیژین(مادر) سجیدل روملیس(پدر) میسر روملیس(برادر کوچک). اخلاق: پرحرف، زودرنج، خوش ذوق، سریع فراموش کار، قبل از صمیمیت رفتار سردی نشون میده، بعضی وقتا کم دقت، گاهی لحن تند و عصبی داره، همیشه خسته. علایق: طراحی و خلق کردن طرحای جدید، رفتن به کنواس تاون، گذروندن وقتش با سمیو، چیزای ترش، چرت زدن، سیگار کشیدن، دیر خوابیدن. تنفرات: راه رفتن پشت سر ادمایی که اروم راه میرن، برنامه ریزی کردن، تصمیم گیری های سخت، اینکه سریع فراموش میکنه، براش تعیین و تکلیف کنن، محدود شدن، سردرد. گذشته: مل اولین فرزند خانواده روملیس بود و در کنواس تاون متولد شده بود. مادرش ماسورا هنرمند معروفی بود و این برای مل یک ذوق بود که مثل مادرش بشود و پدرش را سربلند کند، بعد از چندین سال دومین فرزند خانواده روملیس متولد شد و اورا میسر نامیدند. رابطه مل و میسر بسیار خوب بود تا اینکه بعد از مدتی رفتار سجیدل با مل کمی سردتر و خشن شد و بیشتر مواقع به مل توهین های زننده ای میکرد و هیچوقت هنر مل رو نمیپذیرفت بنابراین مل خیلی مخفیانه نقاشی میکشید و اگر سجیدل انهارا پیدا میکرد بدجور تنبیه‌ش میکرد، چندین بار برای این موضوع بحث داشتند که چرا مل نباید طراحی کند و سجیدل ادعا میکرد مل هیچوقت این استعداد و توانایی برای نقاشی را ندارد و نخواهد داشت. همین ها ذوق های بسیاری را در مل کور کرد، با سرکوب ها و سرزنش های سجیدل بعد از چندین سال مل دچار مشکل خشم سرکوب شده شد و اینها خشم و نفرتی را در چشم های مل رشد داد و هروقت که سجیدل شروع به دعوا کردن مل میکرد مل فقط با نگاهش روح سجیدل را میسوزاند، تا اینکه در دعوایی بزرگ سجیدل نتوانست نگاه های مل را تحمل کند پس خیلی غیر ارادی به او حمله کرد و میخواست اورا کور کند، موفق نشد اما فقط باعث شد زخمی بالای پلک چشمهاش ایجاد شود(چشم راستش یکم وخیم تره ظاهر زخمش) بله ان لحظه مل فقط دردی حس کرد و بعد برای یک روز بیهوش شد، بعد از این اتفاق مل خیلی ساکت تر و روانپریش تر شد اما کمی رفتار های سجیدل بخاطر عذاب وجدانش قابل تحمل تر شد و مل هم بالاخره موفق شد ابزار حیاتی اش را به دست بیاورد و یک گیور بشود(یکی از دلایلی که سجیدل نمیخواست مل نقاشی کنه) مل مدتی در کنار خانواده اش ماند و بعد تصمیم گرفت به پاکسازان ملحق بشود و در انجا ساکن شود. اما همه اینها با بحث هایی متوالی تقریبا بعد یک ماه با پافشاری های شدید مل و حرف های ماسورا بالاخره سجیدل راضی شد تا بگذارد مل یک پاکساز شود، با این حال زندگی مل خیلی راحت تر شده بود و گاهی هم به کنواس تاون میرفت و به خانواده اش و افراد انجا سرمیزد.