eitaa logo
𝙍𝙪𝙗𝙮
483 دنبال‌کننده
206 عکس
35 ویدیو
0 فایل
¹⁴⁰²'⁷'¹⁴ - خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛ کارم از گریه گذشته است به آن میخندم - - کپی از محتوا ؟! نمی‌پسندم. پنجره صحبت با ما: https://6w9.ir/Harf_9417475
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستان بابت کپی، چندین بار تا به حال در موردش توضیح دادیم؛ ما برای محتوا زحمت میکشیم، پس ترجیح میدیم کپی نشه. لطفا از این به بعد، به جای کپی کردن فوروارد کنید. ممنونم🌱؛
- کاری نکن ازت متنفر بشم؛ دوست داشتنت به اندازه کافی دردناک هست. . 🥀؛ [دیالوگ] Ruby
[سجاد ابطحی] Ruby
«نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون.. که هر کجا خبری هست، ادعایی نیست!» [فاضل نظری] Ruby
عزیزِ من . ! اگر زاویه‌ی دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد . ؛ بگذار فرق داشته باشیم . ، بگذار در عین وحدت ، مستقل باشیم . ، بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم . ، بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید . . [نادر ابراهیمی] Ruby
داشتم توی اعضا میچرخیدم و داشتم به یه چیزی فکر میکردم، یهو اینو دیدم و کل حرفای من تو همین خلاصه شد: ببخشید آدم حسابت کردم... _بیوشما_
هدایت شده از 𝙍𝙪𝙗𝙮
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‏من تو را همانطور دوست داشتم که آرزو می‌کردم یکی مرا دوست داشته باشد؛🫀 [محمود درویش] Ruby
یه جا هست تو سریال شهرزاد،قباد میگه: منو همیشه آخر از همه دوست داشتی💔 و این جمله چقدر غم انگیزه... [دیالوگ] Ruby
« مانده ام با صبر دریا پایبند؛ ماهتابا بر سِرشک من مخند؛ از غمِ مرجان چه می‌داند بهار؟ ارغوانم، سنگ شد، در انتظار . .» [هوشنگ ابتهاج] Ruby
- و تو جبران نمی‌شوی، حتی به گریه‌های عمیق؛ [محمود درویش] Ruby
- تقریباً با شنیدن خبر فوت هر آشنایی گریه می‌کنم. فرقی نمی‌کند او را چقدر شناخته و یا به او نزدیک بوده باشم. خبر مرگ برایم مثل شلیک تفنگی است که بغضِ از پیش آماده‌ی گلو را منفجر می‌کند.. قبلاً فکر می‌کردم برای اویی که چشم‌هایش را برای همیشه بسته اشک می‌ریزم. دیگر فهمیده‌ام اشک برای رفته‌ها نیست، برای مانده‌هاست. برای آنهایی که باید بمانند و نیستی همیشگی محبوب قلب‌شان را تاب بیاورند و کم‌کم، آرام شوند و سکوت کنند. غریبه‌ترها تا یک جایی غم‌خوار بازماندگانند. چند روزی که بگذرد، بُر می‌خورند لای روزمرگی‌ها و مشکلات و غصه‌های تازه‌تر. آنهایی که محبوبی را از دست داده‌اند، از جایی به بعد با حفره‌ی خالی زندگی‌شان تنها می‌مانند و دیگر به جای گریستن در جمع، زیر دوش حمام، بغضِ شان شکسته میشود و اشک را همراه با آبِ سرازیر از دوش، به چاه عمیق و تاریک خاطرات می‌سپارند. همه می‌دانیم که گذشت زمان، مرهم است بر زخم‌ کاری. نه این که از بین‌اش ببرد، اما آرامش می‌کند. نمی‌دانم، شاید هم گذشت زمان تنها کمک می‌کند تا به جای ناجورِ زخم‌هایمان عادت کنیم و با آن کنار بیاییم و زندگی را ادامه دهیم. فقط خواستم برای همه‌ی آنهایی که کنار حفره‌های خالی زندگی‌شان نشستند بنویسم، تنها نیستید ((: [افکارِ مَن] Ruby