دیروز روز آدمهای درونگرا بود، فرصت نشد راجع بش حرف بزنم، اما توو ذهنم بود که یه کوچولو بگم باهاتون.
درون گرایی یه تیپ شخصیتیه که یه سری ویژگی داره
عموماً آدمای درونگرا سخت دوست پیدا میکنن و سخت ارتباط میگیرن با آدما. دایره دوستیشون محدوده اما خیلی محکم و موندگاره. دلیلشم اینه که خیلی اهل حرف زدن نیستن. یعنی یکی از مهمترین راههای ارتباطی با ادما که دیالوگ کردنه، کمی برای آدمای درون گرا سخته. خجالتیان، خیلی ناراحتی و خوشحالی شون رو بروز نمیدن، خیلی اهل گلایه کردن و درخواست کردن نیستن، میریزن توی خودشون و اجازه نمیدن شما کشفشون کنید. سخت میشه فهمید چی توی سرشونه. حتی ابراز علاقه کردن خیلی پیچیدهست براشون. محافظه کارن اکثراً.
همهی اینا باعث میشه با دیدن آدمای فعال و پُر حرف که خیلی راحت ارتباط میگیرن، آدمای درونگرا احساس ضعف میکنن. احساس ناکافی بودن !
اما میخوام یه چیزی بهت بگم رفیق؛واقعیت اینه که اکثر آدما با کسانی که کمتر حرف میزنن بیشتر احساس راحتی میکنن و بیشتر ارتباط میگیرن.
میدونی چرا؟
چون خیلی از آدما اصلاً ارزش سکوت رو درک نمیکنن، شنونده های خوبی نیستن، توی جمعهای دوستانه آدمایی که کمتر سعی میکنن خودشون رو نشون بدن واقعا دوست داشتنی تر از بقیهان.
میدونی چرا؟
چون احساس میکنن بیشتر میتونن بهت اعتماد کنن. واقعا هم همینطوره!
خیلی کم پیش میاد تو به یه ادم درونگرا یه رازی رو بگی و اون آدم جایی رازت رو برملا کنه.
تو واقعا دوست داشتنی و مهربونی. نیازی نیست به کسی اثبات کنی خودتو یا احساس کمبود کنی. تو حتماً آدمای مدلِ خودتو پیدا میکنی. وقتیام پیدا میکنی
حرف زدنت باهاش تمومی نداره
به خودت فشار نیار که به زور بخوای چیزی باشی که دوست نداری باشی و اذیتت میکنه. فقط اگه عاشق کسی شدی حتما راجع به این مدل شخصیتت باهاش حرف بزن. هر چند کوتاه ولی بهش بگو!
بهش بگو که فلانی؛
من شاید اندازه یه جرعه بهت ابراز علاقه کنم اما یه اقیانوس توی قلبمه.
بگو من نمیتونم با زبون ریختن مختو بزنم اما میتونم مثلِ یه اثر هنریِ موندگار ، زل بزنم بهت و همهی قلبم بشه وجودِ تو!
به دوستات بگو شاید من نتونم خیلی ورجه وورجه کنم کنارتون اما غصههاتونو بیارید پیش خودم، تا صبح میتونم گوش کنم به حرفاتون :)
بگو اگه مشکلی پیش بیاد من همونیام که جای حرف زدن هر کاری ازم بر بیاد انجام میدم.
به خانوادهت بگو؛ من شاید نتونم از سختیای زندگیم براتون بگم، اما با دیدنتون همه وجودم امید میشه برابرِ مشکلات.
رفیقِ درونگرای من؛
تو، شبیه دریا بیکرانی
شبیه آسمان بیانتها
شبیه خورشید مهربان
شبیه جنگل زیبا
و شبیه خودت، دوست داشتنی.
_علی سلطانی_
𝙍𝙪𝙗𝙮
دیروز روز آدمهای درونگرا بود، فرصت نشد راجع بش حرف بزنم، اما توو ذهنم بود که یه کوچولو بگم باهاتون
به عنوان یه آدم درونگرا میتونم همشو تایید کنم.
داشت میرفت. بیدلیل و بیتوضیح! سر قرار آخر بودیم. نگام کرد. گفت نمیخوای هیچی بگی؟ چیزی نداشتم بگم. تصمیمش قطعی بود. بیاختیار گفتم: امیدوارم یه روز عمیقاً بفهمی با من چیکار کردی...
بعد از شش سال دیروز بهم پیام داد.
نوشته بود: کاش هر نفرینی میکردی جز اون جملهی آخر !
ناراحت شدم براش اما خب چه میشه کرد، دنیا خیلی گِرده. واسه همین میگم مراقبِ خاطراتی که برای آدما میسازی باش! بدترین یادآوری وقتیه که بلایی سرت میاد و ناخودآگاه یاد آدمی میفتی که یه روزی اون بَلا رو سرش آورده بودی...
_علی سلطانی_
رفيق ميخواستم بهت بگم که
این واقعیت رو باید قبول کرد
که ما آدمها
توی احوال همدیگه نقش اساسی داریم
بعضی اوقات میتونیم تنها دلیل حالِ خوب یه نفر باشیم
اما حواسمون باشه بیگدار به آب نزنیم
اگه تكليفمون با خودمون معلوم نیست
به زندگی کسی ورود نکنیم
و اگه دليل حال خوب یه نفر شديم
بیمنطق جا نزنيم و رهاش نکنيم!
نگو جامعه همينه و منم دستپروردهی
این دنیای بیمسئولیتم!
ما مسئولیم
لااقل در برابر احساسات آدمها
که ترمیم نمیشه
_علی سلطانی_