فکر میکنم خدا وقتی میخواست زیبایی خودش رو به رخ بکشه، آسمون رو درست کرد.
بعد دید کافی نیست، جنگل درست شد.
بعد دید نه، هنوز اونی نشده که باید بشه،
دریا درست شد.
بعد کمکم همهی طبیعت ساخته شد،
اما هنوز زیباییِ خدا
درست و حسابی آشکار نشده بود.
اونجا بود که خدا، «دختر» رو آفرید …
_علی سلطانی_
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد.
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد.
چه خواهش ها در این خاموشی لب هاست، نشنیدی..
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد.
_هوشنگ ابتهاج _
- کاش میشد قصهها را نوشت ؛
آخرین لبخند ها، آخرین امید ها و از همه گیج کنندهتر ،
آخرین نگاه ها را.
ولی چه کسی آنقدر شجاع است تا ردِ چشمهایی که دیگر نمیبیند را صادقانه تعریف کند؟
_صادق هدایت_
«أحيانًا نُصر على الصمت
لأن هنالك أشياء لا يعالجها الكلام»
- گاهی بر سکوت
اِصرار میکنیم زیرا چیزهایی
وجود دارد که کلمات نمیتوانند
از عهده آنها برآیند..
_جبران خليل جبران_
«گفت: خانه ها در غیاب ِ ساکنانشان خواهند مرد؛
و سپس به قلبش اشاره كرد. »
- محمود درویش
فرقی نمیکند
کنار دریا باشی
وسطِ مهمانی
کنج اتاق
یا هر جایِ دیگر...!
روزهایِ تعطیل
بویِ تنهایی در سَرِ آدم میپیچد...!
باید یک نفر باشد
بدونِ غرور دوستت بدارد
آنقدر صمیمی
که اگر در مدتِ یک ساعت
برای بیستمین بار میخواستی حالش را بپرسی
دل دل نکنی
فکر نکنی
با خودت نگویی که نکند کلافهاش کنم
ترسِ از چشمْ افتادن را نداشته باشی!
یک نفر که حالِ تو را بلد باشد...
یک نفر که بدونِ توضیح بفهمد
این همه بیقراری دست خودت نیست!
یک نفر که غرورِ خاموشِ تو را
عشق معنا کند
نه چیز دیگری....!
یک نفر که حضورش
برای روزهای تعطیل الزامیست!
- علی سلطانی