نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد.
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد.
چه خواهش ها در این خاموشی لب هاست، نشنیدی..
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد.
_هوشنگ ابتهاج _
- کاش میشد قصهها را نوشت ؛
آخرین لبخند ها، آخرین امید ها و از همه گیج کنندهتر ،
آخرین نگاه ها را.
ولی چه کسی آنقدر شجاع است تا ردِ چشمهایی که دیگر نمیبیند را صادقانه تعریف کند؟
_صادق هدایت_
«أحيانًا نُصر على الصمت
لأن هنالك أشياء لا يعالجها الكلام»
- گاهی بر سکوت
اِصرار میکنیم زیرا چیزهایی
وجود دارد که کلمات نمیتوانند
از عهده آنها برآیند..
_جبران خليل جبران_
«گفت: خانه ها در غیاب ِ ساکنانشان خواهند مرد؛
و سپس به قلبش اشاره كرد. »
- محمود درویش
فرقی نمیکند
کنار دریا باشی
وسطِ مهمانی
کنج اتاق
یا هر جایِ دیگر...!
روزهایِ تعطیل
بویِ تنهایی در سَرِ آدم میپیچد...!
باید یک نفر باشد
بدونِ غرور دوستت بدارد
آنقدر صمیمی
که اگر در مدتِ یک ساعت
برای بیستمین بار میخواستی حالش را بپرسی
دل دل نکنی
فکر نکنی
با خودت نگویی که نکند کلافهاش کنم
ترسِ از چشمْ افتادن را نداشته باشی!
یک نفر که حالِ تو را بلد باشد...
یک نفر که بدونِ توضیح بفهمد
این همه بیقراری دست خودت نیست!
یک نفر که غرورِ خاموشِ تو را
عشق معنا کند
نه چیز دیگری....!
یک نفر که حضورش
برای روزهای تعطیل الزامیست!
- علی سلطانی
ارغوان
شاخه همخون جدا مانده من ،
آسمان تو چه رنگ است امروز ؟
آفتابیست هوا ؟
یا گرفتهاست هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست ،
از بهاران خبرم نیست ،
آنچه میبینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است که چو بر میکشم از سینه نفس، نفسم را بر میگرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی میماند
کورسویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانیست
نفسم میگیرد.
- هوشنگ ابتهاج
- با سادگی تمام بیصدا شکستیم ..
چه زخم هایی که از عزیزان خوردیم؛
اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم که خیلی درد دارد ..
و هیچکس نمیفهمد،
ما را دردِ همین [ نفهمیدن ] میکشد
نه زخم ها ..!
- احمد شاملو