eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
450 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
با کپشنِ: فقط یه عکسِ ساده است.. . قرار نبود آخرین باری که از اینجا رفتم را یادم بیاورد،لحظه ای که "ز" زودتر رفت و بعدش گفت: «تازه اونجا فهمیدم که همه چی تموم شده دیگه..» برای وقتی که تنهایی و احتمالا غیرقانونی(!) رفتم و کتاب‌هایی که از سایت برترین آرزو سفارش داده بودم را حضوری تحویل گرفتم ؛) برای صبح هایی که از حرم برمی‌گشتیم و با این صحنه رو به رو میشدیم، وبرای آخرین نگاهم به این در... وقتی با سآدات تصمیم گرفتیم زودتر برویم که آخرین نماز جماعت حرم را از دست ندهیم(: فقط یک عکسِ ساده بود؛ قرار نبود دلتنگی‌هایم را یادم بیاورد، یادم بیاورد که دارد یکسال میشود :) یادم بیاورد که چقدر لازم داشتم برگردم و به امام رضا بگویم : "باز با گریه به آغوشِ تو برمی‌گردم، چون غریبی که خودش را برساند به وطن" و حتی به صحن انقلاب، گوشهٔ سمت چپ ورودی صحن، جایی که آخرین بار نشسته بودم و فقط 20 دقیقه دیگر میتوانستم حرم باشم؛ جایی که جسمم مجبور شد برگردد اما روحم هنوزم که هنوز است نه، ... باید برگردم و بگویم: «آمده‌ام که بنگرم، گریه نمی‌دهد امان..» شاید هم بقول مداح: " اشکامو نمی‌بخشم...(: " - از عکسی که فقط یه عکس ساده نبود، نوشتن؛ احتمالا منِ همیشه دلتَـنگ و مُشتآق!
ولی آدم های کتابخون پروفایل هاشونم یجور دیگه قشنگه:>>>> پ.ن: خیلی قشنگ بود : "زیبا نبودی، تاثیر گذار بودی" مثل اونجا که گفتن عشق مثل انقلابه؛ چقدر عمیق و متفاوته،در مورد نادر ابراهیمی میشه تا ابد سکوت کرد و غرق کلمات و نگاهشون شُد :) ...
نفرت از اسرائیل *
•الهدف واضح و محدّد و دقيق إزالـــــــة اسرائيل من الوجــــود.• هدف،واضح، مشخص شده و دقیق است: نابودی اسرائیل. - شهید عماد مغنیه -
ما نه از رفتنِ آن‌ها، که از ماندنِ خویش دلتنگیم... - سیدمرتضی آوینی - پ.ن: و قسم به خونِ های پاکِ ریخته شده که "قطعا سننتصر"
- برسان سلام ما را... اللَّهُمَّ إِلَيْكَ نَشْكُو فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ :)
- بگویم: أَشهَدُ أَنَّ عَلی روحم، علی جانم... شهادت‌ می‌دهم در هر اذان من دوستت‌ دارم؛
- "این شور که در سر است ما را وقتی برود که سر نباشد" :)
رآیحه🤍
آقاسید مرتضی آوینی یکجایی نوشته‌اند که: «زنده‌ترین روزهای زندگی انسان روزهایی است که به مبارزه می‌گذراند.» فکر می‌کنم مثل این روزها. روزهایی که هرکسی باید یک مُبارز باشد،آنطور که استاد جوان نوشته بودند،این روزها رزمنده بودن به معنای عادی زندگی کردن است! فکر می‌کنم همین نقطهٔ تفاوت ما با دشمن است؛ مرز بین نگاه توحیدی و غیر توحیدی؛ یک نفر هم می‌گفت اصلاً فرق ما و دشمن این است که ما "مولا" داریم و آنها نه! راست میگفت،ما دلگرم به نورِ اُمیدی هستیم که ریشه در قلب‌هایمان دارد؛ ادامه دهندهٔ راه آن شهیدی هستیم که حتی حین اسارت هم چشمانش آرامشی از جنسِ "لا حول ولا قوة الا بالله" را فریاد می‌زدند و دشمن ادامه دهندهٔ راه آن سرباز که با وجود گرفتن اسیر و داشتن اسلحه، اضطراب و ترس در چهره‌اش موج می‌زد. اینکه این روزها دشمنان ما به سمت پناهگاه ها هجوم می‌برند و ما در قلب شهرهایمان فریاد " الله اکبر" سر می‌دهیم؛ نشان دهندهٔ یک تفاوت عمیق بین‌مان است،تفاوتی که باعث می‌شود پیروز این نبرد از همین لحظه مشخص باشد؛ همانجا که نوشته اند: "ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون، برای اعتلای کلمه الله ایستاده‌ایم" دقیقا همانجا! و این ایستادگی، رمز پیروزی، امیدواری و تفاوت ماست! 🇮🇷 از روزهای مبارزه نوشتن، ۲۶ خردادِ ۱۴۰۴