eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
447 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشا در گوشۀ عزلت به آزادی خزیدن ها ... - فؤاد کرمانی -
- تو فکر کردی سال شصت، یه عده جوون از آسمون اومدن زمین و جنگیدن و شهید شدن؟ این جوری نبوده. اونام مثل ما بودن. همه‌چی‌شون مثل ما بوده، زندگی کردناشون، تفریحاتشون، بشین‌وپاشوهاشون. اونام کیف و حال خودشون رو کردن، درست مثل ما. فقط خودشون رو به امام حسین نشون دادن،این قدر آدم بودن که خدا خریدشون. به آسمان نگاه کرد و ادامه داد: «خداکنه ماهم آدم باشیم، تا به چشم امام حسین و خدا بیایم.»
هرجا خدا تو زندگی‌ت کم‌رنگ بشه،زندگی‌ت تلخ می‌شه.
من دوستت دارم، این رو فراموش نکن. با من حرف بزن، حتی اگر نتونستم آرومت کنم، بازم با من حرف بزن. عیبام رو به خودم بگو، همون جوری که من سعی می‌کنم عیبات رو به خودت بگم.
از کتابِ دلتنگ نباش!
ماندند به عهدِ خویش و رفتند رفتند ولی همیشه ماندند :) - قیصر امین پور -
«عشق، جُنونی است الهی.» - امام صادق علیه سلام -
نیازمندی ها : کاش؛ دوباره نوتیف این پیام را دریافت می‌کردم ... دوباره با دوستم دغدغه‌مان این بود که فقط کتاب‌های هفت جلدی را با خودمان ببریم یا کتاب‌های دیگر را هم؟ دوباره با "ض" از عدد 8 روی کارت پرواز ذوق میکردیم :) دوباره قرار می‌شد 25 روز، صبح هایمان با زیارت شروع شود، با دیدن حرم؛ دوباره کار عملی داشتیم و با "ز" تاکید میکردیم که باید آخرش بنویسیم ندای منهاج و یک قلب هم کنارش. دوباره قرار بود سادات برای نماز صبح بیدارمان کند وبگوید: «فاطمه یا بیدار میشی یا چادرت رو میندازم وسط خوابگاه تا همه از روش رد بشن.»(همینقدر خشن و در عین حال تضمینی برای بیداری) دوباره سر سفرهٔ صبحونه با "ف" آشنا میشدم و هربار می‌دیدمش در مورد یک موضوع خاص سوال می‌پرسیدم(!) آنطور که "ز" چند روزه پیش زنگ زد و گفت: «کاش دوباره باهم فرار کنیم و بیشتر حرم بمونیم»، البته شما بخوانید جا ماندیم ◕‿◕. کاش دوباره اتفاقی با "ت" آشنا میشدم و از کتاب و نویسندگی حرف میزدبم یا قرار میشد وقتی شآتوت جدید شروع شد به ف پیام بدهم. کاش میشد دوباره اشتباهی پایان را بزنیم و آزمون را از دست بدیم اما تیز بین بازی کنیم و عمیقا حالمان خوب بشود! کاش دوباره گروهی درس میخواندیم، مباحثه می‌کردیم،وسطش حرف میزدیم(یا حرف میزدیم و وسطش درس هم میخواندیم؟) کاش دوباره "ف" را می‌دیدم و هربار میگفتم: «ینی چی که تو تصحیح نشده هات همیشه کمتره؟» [ هشتگ به مربی های احیایی چه گذشت؟] و یا حتی شنیدن حرف‌هایش در مورد نقاشی و دیدن نقاشیش :) کاش... دوبآره میشد آن حسِ خوشبختی عمیق را کنارِ امام رضا تجربه کرد :)
رآیحه🤍
نیازمندی ها : کاش؛ دوباره نوتیف این پیام را دریافت می‌کردم ... دوباره با دوستم دغدغه‌مان این بود
می‌گفت: «احیا با همهٔ دوره ها، سفر ها فرق داشت» و انگار باید تا همیشه رد دلتنگی آن 25 ماندگار شود توی دلهایمان(: مثل "ض" من هم عمیقا محتاج و دلتنگِ باهم گریه کردن‌ها و باهم خندیدن‌ها هستم؛ محتاج اینکه دوباره توی دفترم بنویسم "دل مرده آمدم که تو احیا کنی مرا..." و چقدر جملاتش از جنسِ "جانآ سخن از زبان ما می‌گویی" بود.. از جنس منم همینطور"ض" ! منم همینطور! فکر میکنم چه تجربهٔ زیستهٔ نآبی داشتم؛ نوزده سالگیِ خوشبخت..
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- نامت علی باشد، فرزند حسین باشی بیفتی وسط جماعتی که که بزرگترهایشان چهل نفره به مادرت در کوچه حمله کرده‌اند، چه بر سرت می‌افتد؟ مقتل برایت گفته...هرکس در کوچه بنی‌هاشم، به زهرا نزد، اینجا به علی زد! فَقَطَّعوهُ‌بِسُیوفِهِمْ‌اِرْباً‌اِرْباً.. - کتاب نور خدا - پ.ن: یا علی! على الدنيا بعدك العفا..
- من عاشِق مآهم؛ - منم همینطور، البته من دوتا مآه دارم. - دوتا ؟! - آره، صب کن برات میفرستم. گفت و اینو برام فرستاد: