رآیحه🤍
خداوند عاشقانه نگاه میکند. باران میبارد. برشهر...
ممنونم خدایا :)))
و لطفاً همیشه از این نگاههآ.
رآیحه🤍
نوسازی بخشهای فرسودهٔ روح و فرصتِ حرف زدنهآی بسیسسیار:)) اگه شیرکاکائو رو هم به این موارد اضافه
در وصف امروز:
«نوسازی بخشهای فرسودهٔ روح و فرصت غرق شدن زیر قطرات باااآروون، بدون هیچگونه همراهی چتــر.»
#همینقدررؤیآیی
رآیحه🤍
و امشب، بهترین وقت برای دعا، بویژه این دعای خآص. :)
زنی از خاک، از خورشید، از دریا قدیمیتر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی از أعطینا قدیمیتر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا قدیمیتر
که قبل از قصۀ قالوا بلی این زن بلی گفتهست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
.
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد ریحانه ریحانه
نشاند آن دانه را در آسمان، با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود اشک او رنگ و لعابش داد
.
زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را می ستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتی های تلمیحش
جهان این شاه مقصودی که روشن شد ز تسبیحش
ابد حیران فردایش ازل مبهوت دیروزش
ندانم های عالم ثبت شد در لوح محفوظش
.
چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا
زمین زهرا، زمان زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!
مرا در سایۀ خود برد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم
.
مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل میبندد دخیل پَر بر آن چادر
ستون آسمانها میگذارد سر بر آن چادر
تیمّم میکند هر روز پیغمبر بر آن چادر
همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بودهست
:)))))
- سیدحمیدرضا برقعی
#شعرهآیخاص؛
#شاعرهایخاص ...
#عیدکممبروك
محمد ابراهیمی اصلenc_17014304148345774656699.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
نوشته بود:
«هر جای این جهان بروی غرقِ غربتی
برگرد سوی من که وطن چیزِ دیگریست...»
پ.ن:
3:18 من بودم...:)