eitaa logo
رآیحه🤍
166 دنبال‌کننده
458 عکس
45 ویدیو
1 فایل
☁ رآیحه، دفترچه یادداشتی با جلد سبز پاستیلی :) برایِ‌ شنیدن‌هآ: @rayehe_8
مشاهده در ایتا
دانلود
رآیحه🤍
#خیـــآل می‌کنم که قرار است سال جدیدم کنار شما آغاز شود. نمیدانم لحظهٔ شروع سال جدید توی حرمتان دقیق
بعد از این نوشته، یاد این پیام افتادم، فاطمه نوشته بود بعد از خوندن متن‌های کانال یاد این تیکه از مداحی افتاده؛ و هنوزم مثل قبل پای مرور صفحه چتی که خیلی وقته ازش میگذره و کنج مجنونی که پیام‌های قبلش رو هم بارها مرور کردم(برای منِ دنبال گریز از مجازی این پدیده نادریه اما خب واقعا فرق داره..) شاید یاد اون بین الطلوعین خآص افتادم، و کلا گفتگوهای مختصر اما عمیقم با فاطمه، این رفاقت، از اول بناش بر مختصر و کوتاه بودن بود، از اونجا که 25روز کنار هم بودیم اما فقط یکبار هم صحبت شده بودیم، شآتوت باعث شروع این اولین هم‌صحبتی و سیو کردن شماره‌شده بود و بعد هم به همین شکل. اما خب، برای همین کوتاه خیلی عمیق، عمیقا دلتنگ شدم، و ذهن وقلبم سمت درس متعلقات محبوب رفت؛ که این دلتنگی هم دوست‌داشتنیه(: هرچند سخت..
بالافاصله بعد از نوشتن پیام‌های قبل، با این صحنه مواجه شدم و مصداق بارز کلمه کم آوردن شده‌ام. این حجم از و ؟ آنهم وقتی از دلتنگی برای امام رضا به دلتنگی برای میرسی... به لطف آدم‌هایی که هم سبب رزق‌ میشوند، هم قلب تو را هوایی هوای نجف میکنند :) وفکر میکنم چقدر خوب است، چقدر خاص، آدم‌هایی که بشود با آنها از نجف گفت، از دلتنگی‌ها... به یادگار، از آخرین سحر ماه رمضان، از دلتنگی مشهد به دلتنگی نجف رسیدن و همزمان شدن همهٔ اینها با صدای لطیف بارش باران و با دید نشانه باز بودن،امید داشتن برای لمس قطرات بآرانِ نجف :) و لبریز از اُمید شدن برای تحقق یافتن این مصرع ناچیزِ تازه سروده شده..: «ای شوق و تمنا و همه خواستهٔ من: یک لحظه تماشایِ نجف، حین سحرگاه»
سید رضا نریمانی محشره نجف.mp3
زمان: حجم: 7.8M
و تکمیل کنندهٔ همهٔ این نور‌هآی عزیز، این مداحی خیلی خیلی خآص،در وصف نجف :) که در درست ترین وقت ممکن رسید، و فهمیدم حتی مداحی‌ها و ارسال کننده‌هاشون هم میتونن رزق باشن... و باز، پیوست این رزق هرچند کوتاه و مختصر از سروده‌هایِ رآیحه‌ای که آرزوی "شاعر" بودن داره و در دلتنگ‌ترین ورژن ممکن..: در خیالم برسم باز به ایوان نجف دل من تنگ بمان، آه نجف.. آه نجف(: + 3:10 ببین چقـــدر دلِ نوکر برات تنگ شده ... :)
سالِ 1405 اینجا، گلزار شهدا، شد و متفاوت ترین عوض شدن سالی بود که تا حالا تجربه کرده بودم :)
کلمه، نوشدارو است باید به مردگان داد تا زنده شوند. کلمه، دواست، باید آن را به کسی نوشاند که حالش خوش شود. کلمه مرهم است باید روی زخمی گذاشت تا التیام بگیرد.
کلمه درمان است باید آن را به درد داد تا فروبنشیند. کلمه مداواست باید به بیمار داد تا بهبود یابد. کلمه چراغ است باید آن را در تاریکی برافروخت، کنار چاه‌ها و گمراهی‌ها، کنار نابینایی‌ها و نادانی‌ها، در شبِ ذهن و در ظلمتِ جان.
سخن را نباید که هرجا ریخت و کلمات را نباید که هرجایی پراکند. سخن را در داروخانه‌ات نگه دار، باشد که به وقتش نیاز بیماری به سُخَنت افتد. سخن را بگذار به گاه ضرورت و به نیّت صحت. :)
از کتابِ سعدی بنوش.
سال 1404 اولین سالی بود که با چالش چند از چند آشنا شدم، توضیحاتشو تو این صوت میتونید بشنوید. و چالش ، فضای کتابخونی ، چالش‌هایی که داشت و البته همراهی با بعضی از کتابهای جمع‌خوانی مثل ، و گروه (توضیحات اینا رو هم هرکدومو خواستید بگید حتما) باعث شدن بیشتر تو فضای کتاب و کتاب خوندن باشم و اصل هم همینه، جز کسب اینکه عادت کنیم همیشه کتاب دستمون باشه، گاهی لازم هست تو این فضا قرار بدیم خودمون رو تا دوباره کتاب بخونیم بیشتر و متفاوت تر. :) اگه دغدغه کتاب دارید یا حتی فقط علاقه و یا انگیزه میخواید برای تموم کردن کتابایی که خیلی وقته نصفه موندن گوش دادن این صوت چالش رو از دست ندین و نصب بهخوان هم خیلییییی پیشنهاد میشه، هم میتونید کتابایی که میخونیدو به آدمای کتابخون و اهل کتاب بیشتری معرفی کنید، هم بریده کتاب به اشتراک بذارید، هم گروه های جمع خوانی با موضوع های مختلف پیدا کنید هم لیست معرفی کتاب بنویسید و هم افراد مختلف رو دنبال کنید و از معرفی کتابهاشون استفاده کنید هم اینکه یه استفاده مفید از فضای مجازی داشته باشید، این مورد آخرو به این دلیل گفتم که همه ما از پیام‌رسانای مختلف استفاده میکنیم که قطعا همه‌ش استفاده ضروری نیست و اون وسط وقتمون تلف میشه گاها.. ولی وقتی همچین فضایی که مخصوص کتاب هست، نصب نمی‌کنیم و مقاومت داریم، چرا؟ 👀 و نکته آخر اینکه بهخوان گروه های جمع خوانی و لیست چند از چند(تو پیام بعدی لیستی که خوندم رو به اشتراک میذارم و کلا هم میشه جدا معرفی کرد در طول سال هم اخر سال لیست کتابای خونده شده رو به اشتراک گذاشت) و همه اینها به خاطر اینکه آدم‌های بیشتری دغدغه کتاب خوندن پیدا کنن نه اینکه مقایسه... چون مقایسه کلا اشتباهه، جز مقایسه با خودمون که با توجه به شرایط مخصوص خودمون خوب خوندیم یا بیشتر سراغ فضای مجازی و اتلاف وقت بودیم مثلا، ولی با بقیه اشتباهه، هر آدمی دغدغه و شرایط زندگی خودشو داره که با توجه به اون باید بفهمه چقدر کتاب خونده. و نکته چالش هم همینه برای هرکسی قابل شخصی سازیه. اینکه هرکسی آستانه درد خودشو پیدا کنه، مثلا بگه با وجود کنکوری بودن، شاغل بودن، مادر بودن، معلم بودن و کنارش هنرمند بودن و هررررچیز دیگه‌ای که جز زندگی شخصی خودشه، تونستم چقد به خودم سخت بیارم و بیشتر از آستانه دردم کتاب بخونم؟ ممکن یک نفر هفتاد کتاب خونده باشه اما یک نفر دیگه که با وجود شرایط سخت خودش40کتاب خونده اما برای خودش موفقیت بزرگتریه، چون یا شرایط سخت بازم رها نکرد و این تعداد کتاب خوند. بازم میگم تعداد مهم نیست خیلی و تو فضای کتاب بودن و به چالش کشیدن اصله، گفتم که درگیر مقایسه نشیم و اصل رو که دغدغه کتاب بودن هست رو دریابیم. اگر کانال یا گروهی دارید وهر فضایی برای انتشار معرفی این چالشو دریابید. اگر سوالی داشتین در مورد هرکدوم بپرسید حتمااا. هم در مورد این پیام هم پیام بعدی که معرفی کتاباییه که سال 04 خوندم.
رآیحه🤍
سال 1404 اولین سالی بود که با چالش چند از چند آشنا شدم، توضیحاتشو تو این صوت میتونید بشنوید. و چالش
اگه بهخوان نصب کردین، اینم صفحه منه که اونجا مطالب کتاب‌طور خیلی بیشتری پیدا میشه،بیشتر از کانال📚🌱 https://behkhaan.ir/profile/rayehe_8?inviteCode=JxNz1XDUD0MG
-