احمد بن محمد بن عیسی، از حسن بن علی بن یقطین، از برادرش حسین، از پدرشان علی بن یقطین، نقل کرده که گفت:
«رشید مردی را خواست تا با او امر ( امامت ) ابوالحسن موسی بن جعفر را باطل کند و او را از میدان بدر کند و در مجلس شرمنده اش کند.
مردی ساحر برای این کار داوطلب شد. وقتی سُفره باز شد، بر نان سحر کرد. هر بار که خادم ابوالحسن علیه السلام قصد برداشتن قرص نانی میکرد، از برابر او میپرید.
هارون را از این کار شادی و خنده فرا گرفت.
دیری نشد که ابوالحسن علیه السلام سر خود را به سوی شیری که بر پردهای نقش بسته بود بلند کرد و فرمود: ( 'ای شیر خدا، دشمن خدا را بگیر.') ناگاه آن نقش به بزرگترین هیبت درندگان، جهید و آن افسونگر را درید.
هارون و ندیمانش بر روهای خود افتادند و بیهوش شدند و عقلهایشان از هراس آن هول که دیدند، به پرواز درآمد.
وقتی بعد از چندی به هوش آمدند، هارون به ابوالحسن علیه السلام گفت: 'تو را به حقی که بر گردن من داری، از آن شکلک بخواه تا آن مرد را بازگرداند.'
فرمود: 'اگر عصای موسی آنچه را از طنابها و عصاهای ساحران بلعیده بود بازگرداند، این شکلک نیز آنچه از این مرد بلعیده است بازخواهد گرداند.' پس چنین شد و آن مؤثرترین چیز در هوشیاری خود او بود.»
#الامالی_شیخ_الصدوق : مجلس²⁹ حدیث²⁰
( #عیون_اخبار_الرضا : باب⁸ حدیث¹ )
بررسی رواة 👇
محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد ✅
أبو جعفر شيخ القميين، وفقيههم، ومتقدمهم، ووجههم. ويقال: إنه نزيل قم، وما كان أصله منها. ثقة ثقة، عين، مسكون إليه.
#رجال_النجاشی : رقم¹⁰⁴²
محمد بن الحسن بن فروخ ✅
الصفار، مولى عيسى بن موسى بن طلحة بن عبيد الله بن السائب بن مالك بن عامر الأشعري، أبو جعفر الأعرج، كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة، عظيم القدر، راجحا، قليل السقط في الرواية.
#رجال_النجاشی : رقم⁹⁴⁸
سعد بن عبد الله ✅
بن أبي خلف الأشعري القمي أبو القاسم، شيخ هذه الطائفة وفقيهها و وجهها.
#رجال_النجاشی : رقم⁴⁶⁷
أحمد بن محمد بن عيسى ✅
بن عبد الله بن سعد بن مالك بن الأحوص بن السائب بن مالك بن عامر
الأشعري.
وأبو جعفر رحمه الله شيخ القميين، ووجههم، وفقيههم، غير مدافع. وكان أيضا الرئيس الذي يلقى السلطان بها، ولقى الرضا عليه السلام.
#رجال_النجاشی : رقم¹⁹⁸
الحسن بن علي بن يقطين ✅
بن موسى مولى بني هاشم - وقيل مولى بني أسد - كان فقيها متكلما، روى عن أبي الحسن والرضا عليهما السلام.
#رجال_النجاشی : رقم⁹¹
الحسين بن علي بن يقطين ✅
، ثقة.
#رجال_الطوسی : رقم⁵²⁵⁹
علي بن يقطين ✅
رضي الله عنه ثقة جليل القدر، له منزلة عظيمة عند أبي الحسن موسي عليه السلام، عظيم المكان في الطائفة.
#الفهرست : رقم³⁷⁸
منظر مرحوم ابن شهر آشوب در مورد محمد بن جریر بن رستم طبری رضي الله عنه : 👇
ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری بزرگ، مردی دیندار و فاضل است، و او همان صاحب کتاب تاریخ نیست.
از کتابهای اوست:
المسترشد فی اثبات الامامة.
و دلائل الامامة.
الفاضح.
#معالم_العلماء : رقم⁷²¹
ابو سعید عقیصا گوید :
وقتی حسن بن علی با معاویة صلح کرد مردم بر او وارد شدند و بعضی از آنان او را به خاطر بیعت او مذمت کردند.
حضرت به آنان خطاب کرد : 👇
«وای بر شما! نمیدانید چه کردهام؟
آنچه کردهام برای شیعیانم بهتر از آن چیزی است که خورشید بر آن طلوع کرده یا غروب کرده است.
آیا نمیدانید که من امام شما هستم که اطاعت من بر شما واجب است.
و با نصّ رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من یکی از دو سرور جوانان اهل بهشتم؟»
گفتند: بله
فرمود: 👇
«آیا ندانستید که خضر علیه السلام هنگامی که کشتی را سوراخ کرد و دیوار را برافراشت و آن نوجوان را کشت، اینها مورد خشم موسی بن عمران بود، آنجا که حکمت این کارها بر او پوشیده ماند.
در حالی که اینها نزد خداوند تعالی حکمت و صواب بود؟
آیا ندانستید که احدی یک از ما نیست الا اینکه بر گردن او بیعت طاغوت زمانش باشد.
مگر قائم که روح الله عیسی بن مریم علیه السلام پشت سر او نماز میخواند؟
پس خداوند عز و جل ولادتش را پنهان میدارد و شخصش را غیب میکند تا در گردنش برای احدی بیعتی نباشد.
هنگامی که آن نهمین از فرزندان برادرم حسین، پسر سرور کنیزان، خروج کند، خداوند عمرش را در غیبتش طولانی گرداند، آنگاه به قدرت خود او را در صورت جوانی کمتر از چهل سال ظاهر میسازد. این برای آن است تا دانسته شود که خداوند بر هر چیز تواناست.»
#کمال_الدین_و_تمام_النعمه : ج¹ باب²⁹ حدیث²
( #الاحتجاج : رقم¹⁵⁷ )
«از ابن سنان، از مفضّل بن عمر نقل شده که گفت: من، قاسمِ شریکِ من، نَجم بن حُطَیم و صالح بن سهل در مدینه بودیم و درباره ربوبیت با یکدیگر گفتوگو میکردیم.
پس بعضی از ما به بعضی دیگر گفت: با این بحث چه میکنید؟ ما به او نزدیکیم و در برابر او تقیهای بر ما نیست؛ برخیزید تا نزد او برویم.
پس برخاستیم. به خدا سوگند، هنوز به در نرسیده بودیم که او را دیدیم در حالی که بیکفش و بیردا بر ما درآمده بود، و از هیبت او، هر موی سرش سیخ شده بود. و میفرمود: نه، نه، ای مفضّل! و ای قاسم! و ای نجم! نه، نه!
بلکه بندگانی گرامیاند که در گفتار بر او پیشی نمیگیرند و به فرمان او عمل میکنند.»
#الکافي : ج⁸ حدیث³⁰³
حر عاملی ذیل حدیث فوق گفته است : 👇
میگویم:
وجه اعجاز این است که امام، از همان آغاز، پیش از آنکه آنان بپرسند، پاسخِ آنچه را میخواستند دربارهاش سؤال کنند داد؛ و نیز اینکه برای استقبال از آنان بیرون آمد و پاسخ را پیش از آنکه کسی ورودشان را به او خبر دهد، بیان فرمود.
#اثبات_الهداة_بالنصوص_و_المعجزات : جلد⁴ جزء⁴ باب²¹ حدیث³³
و همچنین علامه مجلسی ذیل حدیث فوق گفته است 👇
فرمایش آن حضرت که فرمود: “در ربوبیت”؛ یعنی ربوبیتِ امام صادق علیهالسلام، یا ربوبیتِ همه امامان علیهمالسلام.
و چهبسا مقصود آنان این بوده باشد که آنچه به ایشان نسبت داده شده، یعنی اینکه خداوند هنگامی که انوار ائمه علیهمالسلام را آفرید، آفرینش جهان را به آنان واگذار کرد، پس آنان همه عالم را آفریدند؛ در حالی که آن بزرگواران علیهمالسلام این مطلب را نفی کردهاند و از آن بیزاری جستهاند، و کسانی را که چنین سخنی گفتهاند، لعنت کردهاند.
و غالیان نیز در این باره روایاتی ساختهاند.
و احتمال دارد که آنان پنداشته باشند که [ائمه] دچار حلول یا اتحادند؛ همانگونه که نصاری درباره عیسی علیهالسلام چنین پنداشتهاند، و همانگونه که بیشتر صوفیه درباره همه اشیا چنین میپندارند.
خداوند از همه اینها، بسی برتر و والاتر است.»
#مرآة_العقول : ج²⁶ ص¹⁶⁸
امام صادق علیهالسلام فرمود:
موسی بن عمران برادری در راه خدا داشت موسی او را تکرم میکرد و دوستش داشت و معظم میداشت.
روزی مردی پیش او آمد و گفت: من دوست دارم برای من نزد این جبار سخن بگویی. و آن جبار، پادشاهی از پادشاهان بنیاسرائیل بود.
آن مرد گفت: به خدا قسم من او را نمیشناسم و هرگز از او حاجتی نخواستهام.
آن شخص گفت: از این کار بر تو چه زیانی میرسد؟ شاید خداوند عزوجل حاجت مرا به دست تو برآورد.
پس دلش به حال او نرم شد و بدون اطلاع موسی با او رفت. نزد آن جبار آمد و بر او وارد شد. وقتی جبار او را دید، او را به خود نزدیک کرد و بزرگش داشت. پس حاجت آن مرد را از او خواست و او نیز آن را برآورد.
چندی نگذشت که همان جبار زخمی شد و مرد. مردم مملکتش برای جنازه او گرد آمدند، و به سبب حضور در تشییع جنازهاش درهای بازارها بسته شد.
و از تقدیر الهی چنین بود که آن جوان مؤمن، برادرِ موسی، همان روزی از دنیا رفت که آن جبار مرد.
و برادر موسی هرگاه وارد خانهاش میشد، در را بر خود میبست، بهگونهای که کسی به او دسترسی نداشت. و موسی هرگاه میخواست نزد او برود، در را میگشود و بر او وارد میشد.
موسی سه روز از او غافل ماند. چون روز چهارم شد، به یاد او افتاد و گفت: سه روز است که برادرم را رها کردهام و نزد او نرفتهام. پس در را گشود و بر او وارد شد. ناگاه دید آن مرد از دنیا رفته، و جنبندگان زمین بر او افتادهاند و از زیباییهای چهرهاش میخورند.
چون موسی این صحنه را دید، گفت:
پروردگارا! دشمن تو را مردم را برایش گرد آوردی، و ولیّ خود را میراندی و جنبندگان زمین را بر او مسلط ساختی تا از زیباییهای چهرهاش بخورند؟
پس خدای عزوجل فرمود:
ای موسی! این ولیّ من از آن جبار حاجتی خواست و او آن را برآورد؛ پس من مردم مملکتش را برای نماز بر جنازهاش گرد آوردم تا در برابر برآوردن حاجت آن مؤمن، پاداشش دهم، تا از دنیا بیرون رود در حالی که نزد من هیچ کار نیکی برای پاداش دادن به آن نداشته باشد.
و اما این مؤمن، من جنبندگان زمین را بر او مسلط کردم تا از زیباییهای چهرهاش بخورند، به سبب آنکه از آن جبار حاجت خواست؛ و این کار برای من پسندیده نبود، تا از دنیا بیرون رود در حالی که نزد من هیچ گناهی نداشته باشد.»
#المؤمن : رقم¹⁰
هدایت شده از فضائل امام علی
معیار ولایت الله 👇
از حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب، از پدرانش علیهمالسلام روایت شده که گفت:
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روزی به برخی از یارانش فرمود: 👇
«ای بندهٔ خدا، در راه خدا دوست بدار.
و در راه خدا دشمن بدار.
و در راه خدا ولایت بورز.
و در راه خدا دشمنی کن.
زیرا ولایتِ خدا جز با این به دست نمیآید.
و مردی طعم ایمان را نمیچشد، هرچند نماز و روزهاش بسیار باشد، تا چنین شود.
و پیوند برادریِ مردم در روزگار شما بیشتر بر پایهٔ دنیاست؛ بر همان با هم دوستی میکنند و بر همان با هم دشمنی میورزند، و این نزد خدا برایشان هیچ سودی ندارد.»
آن شخص گفت: 👇
«چگونه بفهمم که من در راه خدا ولایت ورزیدهام و دشمنی کردهام؟ و ولیِّ خدا کیست تا او را دوست بدارم، و دشمنِ او کیست تا با او دشمنی کنم؟»
پس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به سوی علی علیهالسلام اشاره کرد و فرمود:
«آیا این را میبینی؟»
گفت: «آری.»
فرمود: 👇
«دوستِ این، دوستِ خداست؛ پس او را دوست بدار.
و دشمنِ این، دشمنِ خداست؛ پس با او دشمنی کن.
و دوستِ دوستِ این را دوست بدار، هرچند قاتلِ پدر و فرزندت باشد.
و دشمنِ دشمنِ این را دشمن بدار، هرچند پدر یا فرزندت باشد.»
#الامالی_شیخ_الصدوق : مجلس³ حدیث⁷
( #صفات_الشيعة : حدیث⁶⁵ )
( #عیون_اخبار_الرضا : ج¹ باب²⁸ حدیث⁴⁰ )
( #علل_الشرائع : ج¹ باب¹¹⁹ حديث¹ )
( #معانی_الاخبار : باب⁴³⁰ حدیث⁵⁸ )
از موسی بن جعفر علیهماالسلام روایت شده که فرمود: 👇
«در روز بیست و پنجم ماه ذیالقعده، خداوند عزّوجلّ کعبه را فرود آورد پس هر کس آن روز را روزه بگیرد، کفارهی هفتاد سال او خواهد بود و آن اولین روزی است که رحمت خداوند از آسمان بر حضرت آدم علیهالسلام نازل شد.»
#من_لا_يحضره_الفقيه : ج² رقم²²⁹⁹
و مستحب است که در روز دحو الارض این دعا خوانده شود: 👇
«خدایا، ای گسترانندهی کعبه، ای شکافندهی دانه، ای برطرفکنندهی سختی و شدت، و ای برطرفساز هر اندوه! از تو در این روز از روزهای تو ـ که حق آن را بزرگ داشتهای و پیشینهاش را مقدّم گرداندهای و آن را نزد مؤمنان امانت و وسیلهای به سوی خود قرار دادهای ـ میخواهم که به رحمت گستردهات بر محمد و آل محمد درود فرستی؛ همان بندهی تو که در عالم میثاق، پاسخگوی بود، در آن نزدیکیِ در روز دیدار، آنکه گشایندهی هر بسته و دعوتکننده به سوی هر حق است؛ و نیز بر اهلبیت پاک و هدایتگر و نورافشان او، که پایههای خدای جبّار و سرپرستان بهشت و دوزخاند.
و در این روز ما، از عطای ذخیرهشدهی خود ـ عطایی که نه بریده شود و نه بازداشته ـ به ما عطا کن؛ عطایی که به وسیلهی آن، توبه و نیکوییِ بازگشت را برای ما فراهم سازی. ای بهترین خواندهشده، و ای کریمترینِ امیدبخش! ای بسنده، ای وفادار، ای آنکه لطفش پنهان است! با لطف خود بر من لطف فرما، و با عفو خود مرا سعادتمند گردان، و با یاری خود مرا تأیید کن، و یاد کریمانهی خود را از خاطرم مبر.
به وسیلهی اولیای امرت و نگهبانان سرّت، مرا از تیرگیهای روزگار تا روز رستخیز و برانگیخته شدن حفظ کن. و هنگام خروج جانم، و ورودم به قبر، و پایان یافتن عملم، و سپری شدن اجلم، مرا با اولیائت همراه ساز.
خدایا! مرا درازمدت در تحمل سختیها یاد کن، آنگاه که در میان طبقات خاک قرار گیرم، و فراموششدگان از مردمان مرا از یاد ببرند. مرا در خانهی اقامت فرود آور، و در خانهی کرامت جای ده. مرا از همراهان اولیاء، و برگزیدگان و پاکشدگان خود قرار ده. ملاقاتم را برایم مبارک گردان، و پیش از فرا رسیدن اجل، عمل نیک را روزیام کن، در حالی که از لغزشها و انحرافات ناپسند به دور باشم.
خدایا! مرا بر حوض پیامبرت محمد وارد کن، و از آن به من بنوشان، نوشیدنیای سیرابکننده، روان، گوارا، که پس از آن هرگز تشنه نشوم، و از آب آن رانده نگردم، و مرا از آن دور نسازند. و آن را برایم بهترین توشه و وفادارترین وعدهگاه در روزی قرار ده که شاهدان برمیخیزند.
خدایا! اولیائی که حقوقشان را سلب کردهاید، و برگزیدگان تو را، بر سروران ستمگرانِ گذشته و آینده لعنت فرست. خدایا! پایههای آنان را در هم شکن، و پیروان و عاملانشان را هلاک کن، و هلاکتشان را شتاب بخش، و حکومتهایشان را سلب کن، و راههایشان را بر آنان تنگ ساز، و کسانی را که با آنان سهم دارند یا شریکند، لعنت فرست.
خدایا! گشایش اولیائت را شتاب بخش، و حقوق از دست رفتهشان را به آنان بازگردان، و قائم آنان را به حق آشکار ساز. او را یاریکنندهی دینت، و فرمانبرنده در اجرای امر تو بر دشمنانت قرار ده. خدایا! او را با فرشتگان پیروزمند همراه ساز، و آنچه از امر را در شب قدر به او وحی کردی،تا انتقامگیرندهی تو باشد تا آنگاه که راضی شوی، و دین تو به وسیلهی او، تازه و شاداب گردد، و حق را خالص گرداند، و باطل را به سختی طرد کند.
خدایا! بر او و تمام پدرانش درود فرست، و ما را از همراهان و خانوادهی او قرار ده، و در دوران بازگشت ما را برانگیز تا در زمان او از یارانش باشیم.
خدایا! ما را به دوران قیام او درک برسان، و ما را در روزهای او گواه ساز، و بر او درود فرست، و سلام بر او باد، و سلام و رحمت و برکات خدا بر او باد.»
#مصباح_المتهجد : ص⁴⁶⁵-⁴⁶⁶