سليمان بن هارون عجلیّ گويد:شنيدم امام صادق عليه السّلام میفرمود:«همانا صاحب اين امر يارانش برای او نگهداری شدهاند،اگر همۀ مردم نيز از بين بروند خداوند يارانش را به او میرساند،و آنان همان كسانی هستند كه خدای عزّ و جلّ فرموده:« فَإِنْ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ »-الآية«اگر اينان بدان كافر شوند پس به تحقيق ما گروهی را كه بدان كافر نيستند بر آن موكّل كردهايم» و باز آنان همان كسانی هستند كه خداوند در بارۀ آنان فرموده:« فَسَوْفَ يَأْتِي اَللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »-الآية«خداوند به زودی گروهی را خواهد آورد كه آنان را دوست میدارد و آنان نيز او را دوست میدارند،در برابر مؤمنان فروتن و در برابر كافران با عزّت و درشتخو و سختگير هستند» .
#الغیبة_النعمانی : باب²⁰ رقم⁴³⁶
هدایت شده از فضائل امام علي
ابو عبد الرحمان سلمی گفت:
كسی را قاریتر از علیّ بن ابی طالب نديدم، او میگفت:
( از من بپرسيد كه به خدا سوگند چيزی از كتاب خدا را از من نمیپرسيد، مگر اينكه به شما خبر میدهم كه در شب يا روز در بيابان يا كوه نازل شده است )
#شواهد_التنزیل : ج¹ رقم³²
( ذیل الفصل الرابع في توحده بمعرفة القرآن و معانيه، و تفرده بالعلم بنزوله و ما فيه )
منظر عامه ( شمس الدین الذهبی ) در مورد حاکم حسکانی : 👇
الحسکانی عبید الله بن عبد الله بن احمد
امام، محدث، نابغه، قاضی، ابوالقاسم عبید الله بن عبد الله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد بن حسکان قرشی، عامری، نیشابوری، حنفی، حاکم.
او همچنین به ابن الحذاء معروف است، از نسل امیری که خراسان را فتح کرد؛ یعنی عبدالله بن عامر بن کریز.
او از: جدش، و از ابوالحسن علوی، و ابوعبدالله حاکم، و ابوطاهر بن محمش، و عبدالله بن یوسف، و ابن فنجویه دینوری، و ابوالحسن بن سقا، و علی بن احمد بن عبدان، و گروهی (خلق)، تا آنجا که به ابوسعید کنجروذی و همنسلانش میرسد، حدیث نقل کرد.
او به طور خاص ملازم ابوبکر بن حارث نحوی بود و او را پیگیری میکرد، و همچنین از حافظ احمد بن علی بن منجويه آموخت.
و نزد قاضی صاعد بن محمد فقه فرا گرفت.
او کتاب تألیف و جمعآوری کرد، و به این امر توجه نمود.
حافظ عبدالغافر بن اسماعیل ملازم او بود و بسیار از او روایت کرد، و او را در (تاریخش) ذکر کرد، اما من تاریخ وفات او را نیافتم، و ظاهر این است که تا پس از هفتاد و چهارصد (۴۷۰ هجری) زنده بوده است.
از او روایت کرد: وجیه شحامی در (مشیخه) خود حدیثی را روایت کرد، که آن را از عبدالله بن یوسف بن بامویه روایت میکند. اما: ابوسعید عبید الله بن عبد الله بن محمد بن احمد بن حسکویه
پس شیخ بود و پس از هشتاد و چهارصد (۴۸۰ هجری) زنده بود.
#سیر_اعلام_النبلاء : جلد¹⁸ رقم¹³⁶
هدایت شده از فضائل امام علي
زيد بن وهب از حذيفة بن يمان نقل كرده است كه طايفهای از مردم با هم مذاكره میكردند و میگفتند: هر آيهای از قرآن با خطاب« يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا »نازل شده خطاب به اصحاب محمد صلی اللّٰه عليه و آله است. حذيفه گفت:ای دوستان!بدانيد هر آيهای كه با خطاب« يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا »نازل شده علی عليه السّلام لبّ و لباب آن است .
#شواهد_التنزیل : ج¹ رقم⁶⁷
منظر عامه ( ابن حجر عسقلانی )در مورد ابن شهر آشوب : 👇
محمد بن علی بن شهرآشوب ملقب به ابوجعفر سروری مازندرانی، از مبلغان شیعه بود. ابن ابی طی در کتاب «تاریخ» خود آورده است: او به مطالعه حدیث پرداخت و با علمای بسیاری دیدار کرد، سپس به فراگیری فقه روی آورد و در فقه اهل بیت به بالاترین درجه رسید و در اصول فقه نیز سرآمد شد.
پس از آن در زمینههای قرائت قرآن، واژهشناسی، تفسیر و ادبیات عرب تبحر یافت. خوشصورت بود و در استخراج معانی عمیق، بسیار توانا.
او آثاری در زمینههای «اتفاقات و افتراقات»، «تشابهات و تفاوتها» و «فصل و وصل» تألیف کرد و راویان شیعه و عامه (یعنی اهل سنت و شیعه) را از یکدیگر تفکیک نمود. ابن ابی طي در ادامه میگوید: او بسیار خاشع و فروتن بود. وی در ماه شعبان سال ۵۸۸ هجری قمری درگذشت.
#لسان_المیزان : ج⁵ رقم⁷⁸⁸³
منظر عامه ( ابن حجر عسقلانی ) در مورد علامه حلی رحمة الله علیه: 👇
حسین بن یوسف بن مطهر حلی، عالم شیعه و امام و نویسنده آنها بود و در هوش و ذکاء سرآمد بود. شرحی نیکو بر "مختصر ابن حاجب" نوشت که آسانیاب و نهایت در وضوح بود و کتابهایش در زمان حیاتش شهرت یافت.
همان کسی است که شیخ تقیالدین ابن تیمیه در کتاب معروفش به نام "الرد علی الرافضی" به او پاسخ داد. ابن مطهر دارای آوازهای مشهور و اخلاقی نیکو بود.
و چون برخی از نوشتههای ابن تیمیه به او رسید گفت: اگر او میفهمید که من چه میگویم، به او پاسخ میدادم.
وی در محرم سال ۷۲۶ هجری در سن هشتاد سالگی درگذشت و در آخر عمر تا زمان مرگ در حله گوشهنشین شد.
#لسان_المیزان : ج² رقم²⁸³⁹
( یهود در قران )
لَا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا إِلَّا فِی قُرًی مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرٍ ۚ بَأْسُهُم بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ ۚ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّی ۚ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَعْقِلُونَ
آنها همگی جز در دژهای محکم یا ازپشت دیوارها با شما نمی جنگند. پیکارشان در میان خودشان شدید است، (امّا در برابر شما ضعیف! ) گمان می کنی آنها متحدند، در حالی که دلهایشان پراکنده است. این بخاطر آن است که آنها گروهی هستند که تعقّل نمی کنند.
بحث تفسیر : 👇
لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً : 👇
اگر تمام آنها يعنى يهوديان و منافقان جمع شوند نمى توانند با شما بجنگند.
إِلَّا فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ : 👇
مگر در دهكده هايى باشند كه به وسيله خندقها و دروازهها محصور شده و به صورت دژ در آمده باشد.
أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ : 👇
يا در پشت ديوارها با شما بجنگند بدون اين كه براى جنگ با شما به بيابان بيايند زيرا خداوند ترس شما را در دلهايشان افكنده است. كلمه «جدر» «جدار» نيز قرائت شده است.
بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ :👇
يعنى نيرو و شكوه مسلمانان در ميان دشمنان بسيار شديد است و هر گاه شما را ملاقات كنند مى ترسند و برايشان نيرويى نمى ماند زيرا شجاع در هنگام پيكار با خدا و رسولش دچار ترس مى شود.
تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً : 👇
آنها را به ظاهر به هم پيوسته و مجتمع مى پندارى.
وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى : 👇
در حالى كه دلهايشان پراكنده و مختلف است و با هم انسى
ندارند.
لا يَعْقِلُونَ : 👇
درك نمى كنند كه رشد و صلاح در چيست.
#جوامع_الجامع : ج⁵ ذیل آية¹⁴ سوره حشر
از امام صادق و امام کاظم منقول است که فرمودند از اول ماه رمضان الی آخر آن بعد از هر نماز واجب بگو :
( اَللَّهُمَّ اُرْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ اَلْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لاَ تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ اَلْمَوَاقِفِ اَلْكَرِيمَةِ وَ اَلْمَشَاهِدِ اَلشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ فِي جَمِيعِ حَوَائِجِ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ فَكُنْ لِي اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ اَلْأَمْرِ اَلْمَحْتُومِ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ مِنَ اَلْقَضَاءِ اَلَّذِي لاَ يُرَدُّ وَ لاَ يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ اَلْحَرَامِ اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ اَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ اَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ وَ اِجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمُرِي فِي طَاعَتِكَ وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ رِزْقِي وَ تُؤَدِّيَ عَنِّي أَمَانَتِي وَ دَيْنِي آمِينَ رَبَّ اَلْعَالَمِينَ )
#اقبال_الأعمال : ص²⁸¹
( ذیل فصل فيما نذكره من دعاء زائد عقيب كل فريضة من شهر رمضان > دعاء بعد كل فريضة )
هدایت شده از فضائل امام علي
سلام بن مستنير جعفی میگويد،روزی در منزل امام باقر عليه السّلام به خدمت آن بزرگوار رسيدم و عرض كردم،فدايت شوم،سؤالی دارم اگر مشقت ندارد جواب دهيد. حضرت فرمود:از هر چه دوست داری سؤال كن. گفتم:اجازه میفرمايی از مسائل قرآن بپرسم! فرمود:سؤال كن! پرسيدم معنی آيۀ شريفه« هٰذٰا صِرٰاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ » چيست؟ فرمود:آن صراط علی بن ابی طالب عليه السّلام است. پرسيدم:آيا صراط علی بن ابی طالب عليه السّلام منظورتان است. دوباره بيان فرمود:بلی،آن صراط علی بن ابی طالب عليه السّلام است .
#شواهد_التنزیل : ج¹ رقم⁹²
هدایت شده از فضائل امام علي
ابراهیم بن عبدالله، از حجاج، از حماد، از ابان، از شهر بن حوشب، از امسلمه نقل کرده است که گفت:
«جبرئیل علیهالسلام نزد پیامبر خدا بود و حسین همراه من بود. وقتی حسین گریه کرد، او را رها کردم و نزد پیامبر خدا آمد. جبرئیل گفت: «ای محمد! آیا او را دوست داری؟» پیامبر فرمود: «بله.» جبرئیل گفت: «امت تو او را خواهند کشت و اگر بخواهی، میتوانم تو را از خاکی که او در آن کشته خواهد شد، آگاه کنم.» سپس آن را به او نشان داد و آن زمین را «کربلا» نامیدند.»
#فضائل_الصحابة : ج² ص⁷⁸² رقم¹³⁹¹
هدایت شده از فضائل امام علي
از ابو سعید منقول است که گفت:
«ما همراه پیامبر صلیاللهعلیهوآله بودیم که یکی از صندلهایش پاره شد و علی پشت سر ماند تا آن را تعمیر کند. کمی راه رفت و سپس فرمود :
«( در میان شما کسانی خواهند بود که بر تأویل قرآن بجنگند همانطور که من بر نزول آن جنگیدم.» )
مردم به جلو نگاه کردند و در میان آنها ابوبکر و عمر بودند. ابوبکر گفت: «من هستم.» پیامبر فرمود: «نه.» عمر گفت: «من هستم.»
فرمود: ( «نه، ولی کسی که صندل را تعمیر میکند علی است.» ) پس به سمت او رفتیم و بشارت دادیم، اما او سرش را بالا نیاورد، گویی قبلاً آن را از پیامبر صلیاللهعلیهوآله شنیده بود.»
#المستدرک_علی_صحیحین : ج³ رقم⁴⁶²¹