هدایت شده از فضائل امام علي
ابراهیم بن عبدالله، از حجاج، از حماد، از ابان، از شهر بن حوشب، از امسلمه نقل کرده است که گفت:
«جبرئیل علیهالسلام نزد پیامبر خدا بود و حسین همراه من بود. وقتی حسین گریه کرد، او را رها کردم و نزد پیامبر خدا آمد. جبرئیل گفت: «ای محمد! آیا او را دوست داری؟» پیامبر فرمود: «بله.» جبرئیل گفت: «امت تو او را خواهند کشت و اگر بخواهی، میتوانم تو را از خاکی که او در آن کشته خواهد شد، آگاه کنم.» سپس آن را به او نشان داد و آن زمین را «کربلا» نامیدند.»
#فضائل_الصحابة : ج² ص⁷⁸² رقم¹³⁹¹
هدایت شده از فضائل امام علي
از ابو سعید منقول است که گفت:
«ما همراه پیامبر صلیاللهعلیهوآله بودیم که یکی از صندلهایش پاره شد و علی پشت سر ماند تا آن را تعمیر کند. کمی راه رفت و سپس فرمود :
«( در میان شما کسانی خواهند بود که بر تأویل قرآن بجنگند همانطور که من بر نزول آن جنگیدم.» )
مردم به جلو نگاه کردند و در میان آنها ابوبکر و عمر بودند. ابوبکر گفت: «من هستم.» پیامبر فرمود: «نه.» عمر گفت: «من هستم.»
فرمود: ( «نه، ولی کسی که صندل را تعمیر میکند علی است.» ) پس به سمت او رفتیم و بشارت دادیم، اما او سرش را بالا نیاورد، گویی قبلاً آن را از پیامبر صلیاللهعلیهوآله شنیده بود.»
#المستدرک_علی_صحیحین : ج³ رقم⁴⁶²¹
امام صادق عليه السّلام فرمود:سختترين چيزی كه خدا بر مخلوق خود واجب كرده اين است كه از خدا بسيار ياد كنند سپس فرمود:مقصود اين نيست كه بسيار بگويند: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اكبر ،گرچه آن هم از ذكر خداست ولی مقصودم ياد خدا است در آنچه حلال كرده تا اگر اطاعت است انجام دهد و اگر گناه است رها سازد )
( توضيح : هرچند كه پيرامون حبط اعمال حسنه و كيفر گناه بحثهائی نمودهاند به اينكه احباط عبارت از ابطال و بیاثر شدن حسنات و كارهای خوب توسط گناه است و تكفير عبارت از اسقاط گناه و بیاثر شدن آن توسط حسنات است ولی بايد گفت منظور از كردارهای خوب مثل مهماننوازی و صله رحم و غيره مانند غبار و ذرات كوچكی است در برابر نور خورشيد همانطوريكه اين ذرات محو و نابود میشوند اين اعمال خوب هم در برابر گناهان محو و نابود میشوند )
#الکافي : ج² حدیث⁴
( از باب بَابُ اِجْتِنَابِ اَلْمَحَارِمِ )
ابو حمزه گويد: از جابر بن عبد اللّه انصارى شنيدم كه مىگفت: روزى نزد حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشسته بوديم كه فرمود:
به راستى بهترين زنان شما زنى است كه بسيار بچه زا ، مهربان و دوست داشتنى، پاكدامن باشد، در خاندانش عزيز و محترم، و نسبت به شوهرش فزونى باشد، خود را براى همسرش بيارايد، ولى نسبت به مردان ديگر كنارهگير و پاكدامن باشد؛ گفتار شوهرش را بشنود و از خواستهاش اطاعت كند، و هنگامى كه با او تنها مىشود هرچه از او مىخواهد انجام دهد، ولى همانند مردان آرايش را رها نمىكند.
#الکافي : ج⁵ حدیث¹
( ذیل خیر النساء )
و با همين مضمون:
#تهذيب_الأحکام : ج⁷ ص⁴⁰⁰
#من_لا_يحضره_الفقيه : ج³ ص³⁸⁹
✹_حكم حديث :
👤 علامه محمد تقى مجلسی «رحمه الله»:
«و روى علي بن رئاب» في الصحيح كالشيخين ...✅
#روضة_المتقين : ج⁸ ص¹⁰²
👤 علامه محمد باقر مجلسی «رحمه الله»:
الحدیث الأول : صحیح ✅
#مرآة_العقول : ج²⁰ ص¹¹
الحديث السادس : صحيح ✅
#ملاذ_الأخيار : ج¹² ص³²²
👤 شیخ هادی نجفی «رحمه الله»:
الرواية صحيحة الأسناد✅
#موسوعة_أحاديث_اهل_البيت عليهم
السلام : ج¹¹ ص³¹
امام محمد تقی عليه السلام فرمايد:
( خدای عز و جل راجع بشب قدر فرموده است «در آن شب هر امر محكمی فيصل داده شود» خدا ميفرمايد: هر امر محكمی از آسمان نازل میشود و محكم دو چيز نيست، بلكه تنها يك چيز است، پس هر كه حكم بیاختلاف كند، حكمش حكم خدای عز و جل است و هر كه حكمی كند كه در آن اختلافی باشد و خود را مصيب داند، بحكم طاغوت (باطل) حكم كرده است. همانا سال بسال در شب قدر تفسير و بيان كارها بر ولی امر (امام زمان) نازل میشود، در آن شب امام عليه السلام در باره كار خودش چنين و چنان دستور ميگيرد و راجع بكار مردم هم بچنين و چنان مأمور میشود، و نيز برای ولی امر غير از شب قدر هم در هر روزی كه خدای عز و جل صلاح داند، مانند آن شب امر مخصوص و پوشيده و شگفت در گنجينه پديد میآيد، سپس قرائت فرمود: «اگر همه درختانی كه در زمين هست قلم باشد، و دريا و هفت دريای ديگر بكمك او مركب شود، كلمات خدا تمام نشود، زيرا كه خدا نيرومند و فرزانه است. )
#الکافي : ج¹ حدیث³
( کتاب اَلْحُجَّةِ )
( عنوان : بَابٌ فِي شَأْنِ «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ» وَ تَفْسِيرِهَا )
پس از حمد حق، خداوند سرکشان هیچ روزگاری را درهم نشکست مگر پس از مهلت دادن و آسایش، و شکستگی هیچ امتی را جبران ننمود مگر بعد از تنگنایی و سختی و رنج، و در سختیهایی که به سوی آن میروید، و در حوادثی که پشت سر گذاشتید عبرتهاست. هر
صاحب دلی خردمند نیست، و هر صاحب گوشی شنوا نمی باشد، و هر چشم داری بینایی ندارد.
( عجبا! چرا در عجب نباشم از اشتباه کاریهای این فرقهها با اختلاف دلایلی که در دینشان دارند؟! از اثر هیچ پیامبری پیروی نمی کنند، و به عمل هیچ جانشینی اقتدا نمی نمایند، و به هیچ غیبی ایمان نمی آورند، و از هیچ عیبی عفّت نمی ورزند. به شبهات عمل میکنند، و در شهوات سیر مینمایند. معروف در میان آنان چیزی است که خود معروف دانند، و منکر نزدشان همان است که خود منکر میدانند. پناهگاهشان در مشکلات خودشان هستند، و اعتمادشان در امور مبهم بر رأی و نظرشان است، گویی هر کدام از آنان امام خود است، و هر شخصی گمان میکند در آرائش به ریسمانهای محکم و سببهای استوار چنگ زده است )
#نهج_البلاغة : خطبه⁸⁷
صالح پسر میثم به نقل از پدرش گفت: هنگامی که در بازار بودم، اصبغ بن نباته نزد من آمد و گفت: وای بر تو ای میثم! هم اکنون حدیثی دشوار و سخت از حضرت علی (علیه السلام) شنیدم که به راستی هم چنین است. گفتم: چه حدیثی؟ گفت: شنیدم که فرمود: «همانا حديث ما اهل بیت دشوار است و دشوار انگاشته میشود و جز فرشته ای مقرب یا پیامبری فرستاده شده یا مؤمنی که خداوند قلبش را از برای ایمان آزموده باشد، هیچ کس آن را بر نمی تابد. » من بی درنگ برخاستم و نزد امیر مؤمنان (علیه السلام) رفتم و عرض کردم: ای امیر مؤمنان! فدایت شوم! اصبغ حدیثی از شما برایم بازگفت که سینهام از شنیدنش به تنگ آمد. فرمود: چه حدیثی؟ چون ایشان را از آن سخن آگاه کردم، لبخندی زد و فرمود: بنشین ای میثم! آیا تمام دانش علما بر تابیده میشود؟ خداوند به فرشتگانش فرمود: «من در زمین جانشینی قرار خواهم داد. [فرشتگان] گفتند: آیا در آن کسی را قرار میدهی که فساد کند و خونها بریزد؟ » به نظر تو آیا فرشتگان این دانش را؟ عرض کردم: به خدا سوگند این سخن بزرگ تر از آن است. فرمود: نمونه دیگر موسی (علیه السلام) است که خداوند تورات را بر او نازل فرمود و او پنداشت که هیچ کس بر زمین از او داناتر نیست. از این رو خداوند او را خبر داد که در میان آفریدگان من کسی هست که از تو داناتر است؛ چراکه از این که پیامبرش به خودبینی درافتد، بیم داشت. آنگاه موسی از پروردگارش خواست که آن دانا را به او بنمایاند. و خداوند او را با خضر رویارو کرد و او آن کشتی را سوراخ کرد و موسی این کار را برنتابید و باز او آن پسر بچه را کشت و موسی برنتابید و باز او آن دیوار را برپا داشت و موسی برنتابید. و اما در باره مؤمنان؛ پیامبر ما حضرت
محمّد (صلی الله علیه وآله) در روز غدیر خم دست مرا گرفت و فرمود: خداوندا! هر که من مولای اویم، علی مولای اوست. آیا به جز کسانی که خداوند آنان را در پناه خود داشت، مؤمنان این سخن را برتابیدند؟ بدانید و مژده دهید و نوید دهید؛ چراکه خداوند شمارا به امری اختصاص داد که هیچ کس از فرشتگان و پیامبران و مؤمنان را به آن اختصاص نداد: شما امر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را بر تابیدید.
#تفسیر_فرات_الکوفی : ج¹
( ذیل آیه³⁰ سوره بقره )
حذيفة بن یمان گفت: عایشه نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسید و حال آن که ایشان حضرت فاطمه (علیها السلام) را میبوسید. عایشه عرض کرد: ای رسول خدا! آیا هنوز او را میبوسی، حال آن که شوهر دارد؟ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: به خدا سوگند اگر میدانستی چقدر دوستش دارم، تو نیز بیش از پیش دوستش میداشتی؛ چرا که چون مرا به آسمان چهارم فراز بردند، جبرئیل اذان سر داد و میکائیل اقامه گفت و سپس جبرئیل به من گفت: نزدیک بیا! گفتم: من بیایم حال آن که تو خود هستی؟ گفت: بله، خداوند عزوجل پیامبران فرستاده شده اش را بر فرشتگان مقرب خود برتری بخشیده و تو را ای محمّد به گونه ای ویژه برتری داده است. من جلو رفتم و پیشاپیش اهل آسمان چهارم نماز گزاردم. در آن دم فرشته ای از نور را دیدم که پیرامونش فرشتگان صف زده بودند. من به او سلام کردم و او سلامم را پاسخ گفت و حال آن که بر تخت تکیه زده بود. ناگهان خداوند متعال به او وحی فرمود: ای فرشته! حبیب من و برگزیده من از میان آفریدگانم بر تو سلام کرد و تو در حالی پاسخش را دادی که بر تخت تکیه زده بودی. به عزت و جلالم سوگند که بایست بایستی و بر او سلام گویی و تا به روز قیامت هیچ نشینی. آن گاه آن فرشته برخاست و مرا در آغوش کشید و گفت: چقدر نزد پروردگار جهانیان ارجمند هستی! وقتی به حجابها رسیدم، به من ندا داده شد: «پیامبر به آن چه از سوی پروردگارش بر او
نازل شده است، ایمان آورده. » آن گاه من الهام گرفتم و گفتم: «[و نیز] مؤمنان همگی به خداوند و فرشتگانش و کتاب هایش و فرستادگانش ایمان آورده اند. » سپس جبرئیل دست مرا که شادمان بودم گرفت و به بهشت درآورد و ناگاه من آنجا درختی از نور و آراسته به نور دیدم که دو فرشته تا به قیامت بر پایش دیبا و حریر میپوشاندند. من پیش رفتم و ناگهان سیبی دیدم که هرگز سیبی بزرگ تر از آن ندیده بودم. آن را برداشتم و میانش را شکافتم. در آن دم از میانش پری سیاه چشمی سوی من بیرون آمد که بال هایش همچون بالهای پرندگان تیز پرواز بود. گفتم: تو از برای کیستی؟ ناگاه گریست و گفت: از برای حسین بن علی (علیه السلام) پسر تو که به ستم کشته میشود. من باز پیش رفتم و ناگهان رطبی نرم تر از کره و شیرین تر از عسل دیدم. آن را برداشتم و با میل بسیار خوردم و در آن دم آن رطب به نطفه ای در پشتم دگرگون شد. وقتی بر زمین فرود آمدم، با خدیجه همبستر شدم و او فاطمه (علیها السلام) را باردار شد. پس فاطمه (علیها السلام) فرشته ای از جنس انسان است که من هر گاه دلتنگ بوی بهشت میشوم، دخترم فاطمه (علیها السلام) را میبویم.
#تفسیر_فرات_الکوفی : جلد¹
( ذیل آیه²⁸⁵ سوره بقره )
منظر رجال کبیر نجاشی رحمة الله علیه در مورد شيخ کلینی رضي الله عنه : 👇
محمد بن یعقوب بن اسحاق ابو جعفر کلینی
او که داییاش، علان کلینی رازی بود، در زمان خود در ری شیخ و بزرگِ اصحاب ما و موثقترینِ افراد در حدیث و استوارترینِ آنها بود.
کتاب بزرگ معروف به «کلینی» را که «کافی» نام دارد، در بیست سال تألیف کرد.
من به مسجدی که به مسجد لؤلؤی معروف است، که مسجد نحوی، نفطویه بود، رفت و آمد میکردم و قرآن را نزد صاحب مسجد میخواندم. گروهی از اصحاب ما، کتاب کافی را نزد ابوالحسن احمد بن احمد کوفی کاتب میخواندند. محمد بن یعقوب کلینی برای شما روایت کرده است.
و ابوالحسن (الحسین) عقرانی را دیدم که آن را از او روایت میکرد. ما تمام کتابهای او را از جماعت شیوخمان، محمد بن محمد، حسین بن عبیدالله و احمد بن علی بن نوح، از ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه، از او روایت کردیم.
ابوجعفر کلینی، رحمه الله، در بغداد، در سال سیصد و بیست و نه، سال «تناثر النجوم» (ریزش ستارگان) درگذشت. محمد بن جعفر حسنی، ابوقیراط، بر او نماز گزارد و در باب کوفه دفن شد.
احمد بن عبدون به ما گفت: قبر او را میشناختم، اما اکنون (پس از گذشت زمان) از بین رفته است، رحمه الله.
ابوجعفر کلینی گفت: هر آنچه در کتاب من با عنوان «عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن عیسی» آمده است، منظور محمد بن یحیی، علی بن موسی کمیدانی، داوود بن کوره، احمد بن ادریس و علی بن ابراهیم بن هاشم هستند.
#رجال_النجاشی : رقم¹⁰²⁶