eitaa logo
ʿʿ 𝗦𝗔𝗠𝗔|𝗟𝗜𝗙𝗘𝗦𝗧𝗬𝗟𝗘🪴 ֙⋆
49 دنبال‌کننده
332 عکس
60 ویدیو
0 فایل
𝒀𝒐𝒖 𝒇𝒆𝒍𝒍, 𝒈𝒆𝒕 𝒖𝒑, 𝒅𝒐𝒏'𝒕 𝒍𝒆𝒕 𝒕𝒉𝒆 𝒆𝒂𝒓𝒕𝒉 𝒉𝒐𝒍𝒅 𝒚𝒐𝒖 𝒃𝒂𝒄𝒌 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒊𝒕𝒔 𝒈𝒓𝒂𝒗𝒊𝒕𝒚🥲🌻. اینجا برای ثبتِ خاطراتم ِ دخترم 💚 :) . به خانواده ی کوچیکمون خوش اومدی 💘😶‍🌫️ ! اگر کارم داشتی ❣️ : @sama_barzin
مشاهده در ایتا
دانلود
- همه دارن‌ن‌ن کبلایی سما صدام میکنن ؛ عادت ندارم بهش 😂😭 !
زمانی که نجف بودم 😂 ، رها خانوم دستور داد برم پیشش ، دیر دیدم وگرنه پرواز میکردم میرفتم‌پیشش🤡👍 !
- قبل اینکه بریم پیش‌ ِباباعلی‌ی‌ی یه بستنی اورئو زدم به رگ ، متاسفانه در های ورود به ضریح رو بستن و ما نتونستیم زیارت کنیم !
- چیزی که خیلی منو خوشحال کرد ، و خیلی به چشمم اومدن ، مهربونی و مهمان نوازی بعضی از عراقی ها بود ، مثلا وقتی کاظمین اون آقا مارو برد خونش دو پسر شاید هم سن من خیلی خوب پذیرایی میکردن خیلی رفتار خوبی داشتن 🤍✨ . یه موضوع دیگه مثلا نجف رسیدیم یه موکب تازه داشتن هندوانه میزاشتن تو آب سرد ، مرده با انگشت اشاره کرد به من که برم پیشش اول ترسیدم بعد که رفتم هندوانه بهم داد ، ولی بقیه اومدن به هیچکس نداد😂🤍 . (خرذوق‌ق) دفعه بعدی توی مسیر پیاده رویی رفتم شربت بگیرم یه خواهر برادر بودن پسره بزرگتر بود خواهره هم کوچیک تر از من ؛ من کلا با لبخند به همه نگاه میکنم و اون دختره فهمید ایرانی ام هی بهم قلب نشون میداد گودی‌ی‌ی ، برادرش هم گفت (اهلا و سهلا فی العراق ) هر دوتاشون خیل با ذوق‌ق بودن و مهربون 💙 . دفعه بعدی موقع گرفتن ناهار از موکب عراقی من اخر صف بودن یهو یکی از خادمای موکب یواشکی بهم غذا داد گفت روو😁✨ . منم از همشون مثل خری که بهش بستنی دادن تشکر میکردم 🪴😉 .
ʿʿ 𝗦𝗔𝗠𝗔|𝗟𝗜𝗙𝗘𝗦𝗧𝗬𝗟𝗘🪴 ֙⋆
- چیزی که خیلی منو خوشحال کرد ، و خیلی به چشمم اومدن ، مهربونی و مهمان نوازی بعضی از عراقی ها بود ،
- این یه بخشش بودن ، توی سرداب حضرت اباالفضل یه زن ِعرب هی به عربی یه چیز میگفت من متوجه نمیشدم اخر گفتم انگلیسی حرف بزن ، بعدش گفت یو فیس ایز بیوتیفول 😭💘 ، خیلی از عرب ها هی میگفتن خوشگلی ، من اینجوری بودم که گلم من سکته میکنم الاناا😔✨ . یه پیر مرده ِمارو توی مسیر پیاده روی سوار کرد همون اول که عکس رهبر و نشون داد و بوس کرد ، بعدم هی اهنگ میخوند ، سَیدی سَیدی ، فقط همین کلمه به صورت شعر 😂 . اخرم گفتیم چند دینار شد پولاشو در اورد گفت پول میخواین ؟!💘 ~ مهربون‌ن
-😭💔 ~ دیشب یکی از فامیل های صمیمی ُ و نزدیکمون شب خوابید صبح دیگه بیدار نشد💔 . ۴تا بچه داشت ، سه تا از بچه هاش خیلی کوچیکن‌ ، خدا بهشون صبر بده 😭💔 >>
توی حرم حضرت ابالفضل ، یه دوست ۱ ساعته پیدا کردم 😂🎀 ، دخترم برای آبادان بود ، از من کوچیکتر بود اما بالای ۱۵ بار اومده کربلا🙂✨ ~
- صبحتون به زیبایی ، صبحانه اَجَق وََجَق من تو ماشین .🌼🌞 ~■
- چونکه کبلایی اول بودم ،، بابای گل‌ل‌ل ، قربانی کرد 😭✨ ، زار زدم نکشنش ولی دیگه . . .
ظهرتون بخیر عسلا ✨🫂 ~