ʿʿ 𝗦𝗔𝗠𝗔|𝗟𝗜𝗙𝗘𝗦𝗧𝗬𝗟𝗘🪴 ֙⋆
- چیزی که خیلی منو خوشحال کرد ، و خیلی به چشمم اومدن ، مهربونی و مهمان نوازی بعضی از عراقی ها بود ،
- این یه بخشش بودن ،
توی سرداب حضرت اباالفضل یه زن ِعرب هی به عربی یه چیز میگفت من
متوجه نمیشدم اخر گفتم انگلیسی
حرف بزن ، بعدش گفت یو فیس ایز
بیوتیفول 😭💘 ، خیلی از عرب ها هی میگفتن خوشگلی ، من اینجوری بودم
که گلم من سکته میکنم الاناا😔✨ .
یه پیر مرده ِمارو توی مسیر پیاده روی
سوار کرد همون اول که عکس رهبر و نشون داد و بوس کرد ، بعدم هی
اهنگ میخوند ، سَیدی سَیدی ، فقط همین کلمه به صورت شعر 😂 .
اخرم گفتیم چند دینار شد پولاشو در اورد گفت پول میخواین ؟!💘 ~
مهربونن
-😭💔 ~
دیشب یکی از فامیل های صمیمی ُ
و نزدیکمون شب خوابید صبح دیگه بیدار
نشد💔 .
۴تا بچه داشت ، سه تا از بچه هاش
خیلی کوچیکن ، خدا بهشون صبر بده 😭💔 >>
- چونکه کبلایی اول بودم ،،
بابای گللل ، قربانی کرد 😭✨ ،
زار زدم نکشنش ولی دیگه . . .
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بـرادر یعنیی : ڪســـے که گاهی باشوخیـےهایش حرصت را درمیآورد، اماوقتی پای غصـہ وسط باشــد،اولیننفرے است که کنآرت مــےایستد🫂♥️ :)
ʿʿ 𝗦𝗔𝗠𝗔|𝗟𝗜𝗙𝗘𝗦𝗧𝗬𝗟𝗘🪴 ֙⋆
- کلاس زبانم تموم شد ، منتظر خان داداشیم 🥱🌱 ♡
- از دیشب تا حالا دارم فکر میکنم
چرا گفتم خان 🤨 ؛ 🚶♂ .