من از آن آدمهایی هستم که تنهایی را دوست دارند. صریحتر بگویم: من تنهایی را رنجآور نمیدانم. از همان نوجوانی گرایش به گوشهنشینی داشتم، زمانی که اگر قرار به انتخاب کردن بود، ترجیح میدادم کتاب بخوانم و یا به موسیقی گوش بدهم تا آنکه با کسی همراه شوم. همیشه به فکر کارهایی بودم که بهتنهایی انجامشان بدهم.
این دوستت دارم
گفتنت
مثل موفق باشید
آخر امتحان
دیفرانسیل و انتگرال
است
یا حرف دکترا
که میگویند چیزی نیست خوب می شوی