هدایت شده از پرایوتِ دتری
قانع بودیم اما
تحمل اینهمه رنج ، جانی دوباره میخواست .
چشمامو میبندم و قلبم با اسم تو میتپه
تو تنها دلیلِ لبخندهای قبل خوابمی.♥
هان!
حال لبانت را از من دریغ میکنی؟!
من همان وقت ها ک خفته ای می بوسمشان.