تازه داماد ...🌸
🔴"امیر سیاوشی از رزمندگانی بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) راهی سوریه شد و حین مبارزه با تروریست های تکفیری به شهادت رسید. نکته جالب اینکه وی تازه داماد بود و قرار بود همین سه شنبه مراسم عروسی اش برگزار شود. او که خودش در سوریه بود، به خانواده گفت تا کارت مراسم را پخش کنند و به آنها وعده داد که خودش را می رساند! خانواده او هم کارت های عروسی اش را پخش کردند. راست می گفت؛ خودش را رساند، اما چگونه...!"
#شهیدامیرسیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
يكبچههيئتیِنمونهبود🖐🏻
⭕️«حسين احمدي» مسئول پشتيباني هيئت رزمندگان اسلام شميرانات و از قديميهاي محله چيذر است. به قول خودش هر گوشهاي از اين محله و امامزاده، تداعيگر خاطرهاي از امير است. او ميگويد: «امير 8 سال خادم امامزاده بود. هميشه مرخصيهايش را طوري تنظيم ميكرد تا همه آنها را در 10 روز ماه محرم استفاده كند و توفيق عزاداري در هيئت محله خودش را از دست ندهد. براي اينكه مراسم هيئت آبرومندانه برگزار شود از هيچكاري دريغ نميكرد. يكي از ميانداران بيروني هيئت امير بود كه نظم خوبي به سينه زنان ميداد. وقتي روضه حضرت زينب(ع) خوانده ميشد جور ديگري اشك ميريخت و سينه ميزد. امير يك بچه هيئتي نمونه بود.» احمدي با چشمهاي نمناك از روزهايي ميگويد كه امير راهي سوريه شد: «نزديك 6 ماه هر كار كه ميتوانست كرد كه خودش را به مدافعان حرم برساند. تا اينكه بالاخره با نيروهاي بسيج اسلامشهر بهعنوان داوطلب راهي سوريه شد. بعد از دهه محرم بود كه امير با خوشحالي وصف نشدني براي اعزام به سوريه از من خداحافظي كرد و به خدا سپردمش. آنقدر مشتاق رفتن بود كه انگار نه انگار قرار است به معركه جنگ برود . . . ♨️
#شهیدامیرسیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
از 2_3 ماه مانده به محـــرم🖤 روزشماری میکرد برای نــــوکری ابا عبدالله الحســــین ...✋
🍃با شوق خاصی برنـامه ریزی میکرد.
هر سال تو میدان امام زاده علی اکبر، جایی که اکنون مزار مطهرش در آنجاست، چای خانه راه اندازی میکرد.
خرید ملزومات و وسائل چای خانه رو با وسـواس و سلیــــقه خاصی خریداری میکرد. تمامی رو هم از بهترین ها .
معتقد بود برای اهل بیـــــت نباید کـــــم گذاشت،
تا زمانی که اونها دستـــت رو با بزرگواری میگیرند تو هم شرمنده نباشی که چرا میتونستی و بیشتر انجام ندادی✨...(:
#شهیدامیرسیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
خاطره ای از شهید امیر سیاوشی ♥️.
🕛 ظهر شده بود... برای ناهار کنار یک رستوران ماشین رو نگه داشت. رفت ناهار گرفت و آورد تو ماشین که با هم بخوریم.چند دقیقه ای که گذشت یکی از این بچه های فال فروش به ماشینمون نزدیک شد. امیر شیشه رو پایین آورد و از کودک پرسید که غذا خورده یا نه. وقتی جواب نه شنید، غذای خودش رو نصفه رها کرد و دست بچه رو گرفت و برد تو رستوران....وقتی برمیگشتن کودک میخندید و حسابی خوشحال بود ...🌷
#شهیدامیرسیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
دربان اهل بیت 🏴
از شهــــید سیــــاوشی سؤال کردم چرا همیشه جلوی دری و داخل مشغول خادمی نمیشوی؟ با کلامی که گویی از اعماق قلب و اعتقاد بر میخواست پاسخ داد «برای اهلبیــ❤️ـــت(علیه السلام) باید دربان باشی، برای این خاندان هر چه خود را کوچکتر بدانی، بزرگتر خریدارت خواهند بود ...✋
#شهیدامیرسیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
✨دو بیتی مورد علاقه شهید :
شکر خدا که در پناه حسین ایم❤️
عالم از این خوب تر پناه ندارد❤️
#شهید_مدافع_حرم_امیر_سیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
🎤 فرماندهشهید :
(شهیدناظــــری)🥀
🍃 از نظر روحیه در بین بچه های تکاور همیشه در هر جمعی بود روحیه آن تیم و گروه خوب و بالا بود. به خاطر همین خصایص اخلاقی بچهها دوست داشتند در مأموریتها با امیر باشند. مردمدار بود و مردم آزار نبود. خیلی به دیگران به ویژه پدر و مادر و خانواده اش احترام میگذاشت. این احترام گذاشتن را هم همیشه به زبان میآورد. ایام محرم در چیذر ایستگاه صلواتی داشت و حتی یک سال هم تعطیلی نداشت و هر سال بدون وقفه دایر میکرد. فردی بود که مردم از دست و زبانش در امان بودند و کاملاً بچهای مثبت و دوستداشتنی بود که وارد هر جمعی میشد با خودش روحیه مثبت میبرد ...✋
#شهیدمدافعحرمامیرسیاوشی
🌹 شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
🎙خاطـرهشهیدسردارناظریاز شهیدامیرسیاوشی؛ به شهید گیر میدادیم😊
از لحاظ اخلاقی هم خیلی خوشبرخورد بود و حسن خلق داشت...🍃 بردباری و متانت در معاشرتش با دیگران کاملاً مشهود بود. خیلی هم شوخ و با روحیه بود. خیلی ساده زیست و بدون تکبر بود. به ریش هم فوقالعاده علاقه داشت؛ نه اینکه ریش بگذارد که بگوید من حزب اللهی ام تا تحویلش بگیرند...🖐🏼 ریشهایش را بیش از حد بلند میکرد و ما هم همیشه به شهید گیر میدادیم که ریشهایت را کوتاهتر کن و میگفتیم با این ریشها شبیه داعشیها شدهای که میخندید... 😄!
👌🏼حتی یک بار من بهش گیر دادم و گفتم نمیگذارم مأموریت بروی تا ریشهایت را کوتاهتر کنی که او هم به من کلک زد...❗️ رفته بود زیر ریشهایش را با ژل به زیر گلویش چسباندهبودویكدستمالِگردنهم انداختهبودوازدورمیگفتنگاهکن ببینالـٰانخوبشده...
🌿منهموقتیاین کارهایشرادیدمگفتمامیر'رابفرستید بهمأموریتبرود...
#شھیدمدافعِحـَرمامیـرسیاوشے !♥️
🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
💢سرتیمگاردامنیتےبــود
🎙شهیدناظری:
شهید سیاوشی در کنار عشقی که به این کار داشت، بدنی ورزیده و آماده و در کل آمادگی روحی و بدنی بالایی داشت که مجموع این ویژگیها خیلی به کارشان کمک میکرد...🖐🏻
امیر به بچه ها از علاقه اش به نیروی دریایی گفته بود و وقتی بچه ها به من معرفی اش کردند و من هم علاقه و شرایط و خصوصیاتش را دیدم، قبولش کردم... پس از اینکه آموزشهای لازم را دید، ما از وجود امیر در کارهایمان استفاده میکردیم!🔗
مدتی در کارهای ویژه شرکت داشت و بعد از مدتی عضو تیم گارد امنیتی شد که کشتیها را در آبراهه های بینالمللی محافظت میکنند... 📝بعد یک مدت هم به خاطر استعداد و توانمندیاش به عنوان سرتیم عملیات ویژه حفاظت از کشتیها به کار گرفته شد، یعنی سرتیم گارد امنیتےبود . . . 🇮🇷!
#شھیدمدافعِحـَرمامیـرسیاوشے !♥️
🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
درعقیدهِشهیدامـیرسیاوشےجهـــاد فےسبــیلاللّهمقــــدمبرهمهچــیزبـود♥️!
از نظر ایشان جهاد فی سبیل الله مقدم بر همه چیز بود.... 🖐🏼حتی اگر میخواهید تیتر بزنید این را بنویسید که در عقیده امیر سیاوشی جهاد فی سبیل الله مقدم بر همه چیز بود. کار ایشان محافظت از کشتیهای تجاری و نفتکش به عنوان سرتیم گارد امنیتی بود و درآمد خوبی هم داشت. به لحاظ مادی تأمین بود و جایگاه و مسئولیتی داشت ولی باز تمام اینها را رها کرد و برای دفاع از حرم خانم زینب(سلام الله علیها) به جبهه های محور مقاومت در سوریه پیوست. از نظر نظامی هم بسیار شجاع و متخصص بود و همیشه داوطلب مأموریتهای سخت. کار هر کسی نیست مدت زیادی در اقیانوس و دریاها به مأموریت برود ولی ایشان این توانمندی را داشت که دورترین مسیرها را انتخاب کند و برود؛ مدتهای زیادی روی آب بماند و مأمــوریتهای سخت را انجام دهد...
🎙نقلازسردارشهیدناظری
#شھیدمدافعِحـَرمامیـرسیاوشے !♥️
🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR