دبیر هنرمون یه عکس از روزی فرستاده که آشپزی کرده بودیم و قرار بود تو حیاط مدرسه پیک نیک داشته باشیم
و من فقط میخوام بدونم چطوری تو اون نور شدید آفتاب تونستم به کیک شکلاتیه وسط سفره زل بزنم
دو روز دیگه خرداده و همچنان من و علوم میشینیم مقابل هم
اون نگاهم میکنه و من نگاهش میکنم، و در اخر هیچکدوم همو نمیفهمیم
سبزِ دریایی؛
دو روز دیگه خرداده و همچنان من و علوم میشینیم مقابل هم اون نگاهم میکنه و من نگاهش میکنم، و در اخر ه
دو روز دیگه خرداده و همچنان من و مطالعات میشینیم مقابل هم
و...نه من حوصله اونو دارم نه اون حوصله منو دار_