eitaa logo
✩ࢪ‌والِ مُقـَدَس🏴✩
225 دنبال‌کننده
466 عکس
92 ویدیو
4 فایل
بـسـمـِ رَبِ الـشـه‍دآ و صِدِقـیـن✨ “همراه با شما در کوچه‌های زندگی، جستجوگرِ نور و برکتِ الهی.” _ایـنجـآ انـدࢪ‌سـخـن از یـڪ دخـتـࢪ‌ دهـه نـود؎🌱 کـآری بود در خدمتم🫴 آیدی: @Neg_nik_110
مشاهده در ایتا
دانلود
آقا مصطفی وقتی به خواستگاری رفت و در توافقات اولیه که صحبت می کردند گفت که به جز همسر یک همسنگر می خواهد .. پس از خطبه عقد همسرش پرسید که مگر جنگ است که همسنگر خواستی! مصطفی گفت که بله جنگ است، جنگ فرهنگی است و دشمن دنبال نفوذ و تغییر فرهنگ است🌱👌🏻.. - شهید مصطفي صدرزاده
باورم نمیشه یک روز دلم برای چای حرم امام رضا م تنگ شه💔🥲
عـٰاشـقـان وقـت نـمـاز اسـت پـیش بـه سـو؎ حـࢪ‌ف زدن بـٰا خـدا✨🙃 التماس دعا🌱
نگار Negar معنی: نقش، تصویر، زیور، زینت، دختر یا زن زیباروی ریشه: فارسی
وقتی استوری هارو نگاه میکنم و میبینم که بعضی ها رفتن کربلا دلم واقعا میشکنه.. میگم شاید پاک نیستم نه! 💔
تـآیـم
فـدا؎ِامـام
جـعـفࢪ‌صـآدق❤️‍🩹🌱
✩ࢪ‌والِ مُقـَدَس🏴✩
تمام غم هایش به پایان رسید 💔
شما م مث من با این آهنگ خیلی گریه میکنید یا فقط منم؟ 💔
✩ࢪ‌والِ مُقـَدَس🏴✩
آقا سید عباس صالحی روزبهانی ۱۴۰۳/۱/۱۳ به شهادت رسیدن مصادف با سالگرد شهادت امیر المومنین(ع) بعد ایشون انقدر امام علی و دوست داشتن که بهشون سید علی میگفتن.. در سفارت ایران تو دمشق بودن که رژیم صهیونیستی اون سفارت رو مورد حمله قرار داد؛ آقا سید عباس نمیدونم شاید چونکه خارج از ایران بودن یا شاید چونکه بی سر شهید شدن یا شایدم چونکه یک بروجردی بودن که اینطور به شکل بد شهید شدن داغشون برای شهر ما خیلیییی سنگین بود.. 💔 یعنی کل شهر بروجرد چه از روستا ها چه از پایین شهر ها همه به تشییع این شهید اومدن. لحظه ای که شهادت سید عباس پخش شد داخل اخبار بروجرد من اون موقع حجاب متوسط داشتم ولی خب روزه هام و همیشه میگرفتم اون موقع زیاد درگیر این شهیدان نبودم... اما خدا شاهده نمیدونم چرا خیلییی زیاد دوست داشتم که برم تشییع ایشون.. به خانواده گفتم که من میخوام برم تشییع ایشون بابام خب خیلیی خوشحال شد حقیقتا... خالمم گفت منم میام! یعنی نمیدونم چرااااا اون روز تشییع انقدررررر گرم بود انقدرررررر گرم بود که یک تخم مرغ زیر افتاب سریع سرخ میشد.. منم خب روزه بودم انقدر تشنه بودم که بقول داداشم زبونم در اومده بود 😂 خیلی برام سخت بود خیلی از خونه خودمون تا بهشت شهدا همش با پا اومدم و تشنه م بودم اومدم خونه میخواستم روزه خودمو بشکونم چونکه بسیااار زیاد تشنه بودم بخدا اون لحظات همش میگفتم امام حسین بمیرم برات 😭 من به هر روشی تا اذان صبر کردم و آب نخوردم.. موقعی که داشتم افطار میکردم به مامانم گفتم که مامان این سید عباس بود که کمکم کرد روزه مو نشکونم واقعا داخل تشییع سید عباس من داشتم میمردم خیلی شلوغ بود و گرممممممم