سردرگمم، نمیدونم میخوام چیکار کنم، نمیدونم هدفم چیه، فقط مثل یه جنازه رو تخت میخوابم و نفس میکشم و گاهی حرکت میکنم تا نشون بدم هنوز زندم. دوست دارم دلیلی برای ادامه زندگی پیدا کنم، دلیلی که شب ها با ذوق بخوابم و روز ها با ذوق از خواب بیدار شم اما همچین دلیلی به سمتم نمیاد ، انگار خیلی وقته که اینجا خبری از امید نیست، انگار اینجا مثلث برموداس که همه میترسن برای کمک به سمتش بیان که مبادا بلعیده بشن. نمیدونم تا کِی قراره اینطور پیش بره.!