این کتاب یه رمان جمعوجور و خفنِ دربارهی یه قاتل سریالیه که داره حافظهشو از دست میده
همزمان با آلزایمر، سعی میکنه بفهمه هنوز خطرناکه یا نه، و کی واقعاً بده، کی فقط شبیه بده.
تلخ، تند، روانشناسانه؛ از اون کتاباست که کمحجمه ولی ذهنتو حسابی میجَوِه.
@Sam_book
خاطرات یک آدمکش.pdf
حجم:
19.8M
«خاطرات یک آدمکش» داستانِ یه قاتله که آلزایمر گرفته و حافظهش داره قهر میکنه باهاش.
همزمان که یادش میره دیروز چی کار کرده، باید بفهمه هنوز خطرناکه یا نه.
کوتاهه، تند میره جلو، و یه جوری ذهنتو قلقلک میده که آخرش میگی: «خب حالا من به کی اعتماد کنم؟!»
@Sam_book
کتابخونهسم.
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن... شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن...
شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
کتابخونهسم.
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
هر عشقی پایان خوش ندارد.
اوانجلین قسم خورده دیگر هرگز به کسی اعتماد نکند
حالا که اوانجلین به جادوی نهفته در وجودش پی برده است، باور دارد می توند سرنوشت خوشی را که جکس از او ربود، دوباره به دست آورد.
جلد دوم روزی روزگاری
@Sam_book
کتابخونهسم.
کتابتو ببند، فکرهات رو رها کن... شب بخیر، رؤیابینِ قصهها 🌙
قلم ساکت شد، ولی خیال هنوز بیداره. شب بخیرِ شاعرِ خوابهام✨
کتابخونهسم.
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤
صبح بخیر به کسایی که هنوز دلشون خواب نمیره🌤