ایشون خانم «آنه مری شیمل» هستن
مستشرق آلمانی که
درباره اسلام بیش از ۱۰ تا کتاب نوشت
و وصیت کرد روی سنگ قبرش این جمله نوشته بشه 👇🏻
«الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا ...»
مردم خوابند وقتی میمیرن بیدار میشن
این جمله یکی از احادیث امیرالمومنین علیه السلام است
#در_راه_فتح_قله_ایم
#روشنا
هدایت شده از روزنـہی آگاهـی
💢رئیسجمهور کوبا شخصاً ۲۰۰ کمکهزینهٔ تحصیلی به دانشجویان فلسطینی تخصیص داد تا بتوانند در دانشکدهٔ پزشکی هاوانا تحصیل کنند.🇨🇺🇵🇸
تمام آزادگان دنیا حامی فلسطین هستند!
🗣 سید علی موسوی
@rozaneyeagahi
هدایت شده از کانال تربیتی یک مربی
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یک فیلم عالی👌
عزت امروزمان را مدیون از خودگذشتگی این بزگواران بدانیم. خدا کمک کند روز قیامت مدیون اینها نباشیم😔
🌸یک مربی مرجع محتوایی مربیان ومبلغان.👇
@yekmorabbi
برای دوستان خودفورواردکنید🙏
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
هدایت شده از 🌷زیبایی های کلام🌷
✍معروف است که چنگیز خان مغول پس از فجایع در نیشابور به همدان رفت و به مردم آنجا گفت :
یک سوال از شما می پرسم اگر جواب درست و خوبی بدهید، در امان هستید.
او پرسید :
من از جانب خدا آمده ام یا خودم؟
🔸در میان جمع چوپانی دلیر و نترس رو به چنگیز کرد و گفت :
تو نه از جانب خدا آمده ای و نه از جانب خود. بلکه اعمال ما است که تو را به اینجا آورده است.
🔸وقتی ما برای اندیشمندان و عاقلان خود احترام قائل نشدیم و به عده ای فرومایه و نادان مقام و منزلت دادیم و احترامش نمودیم،
نتیجه اش لشکرکشی تو به اینجاست
🍂🌺🍂🌺🍂🌺
💯#عبرتیشگفتانگیز #از_گردشروزگار
✍در زمان به قدرت رسیدن صدام در عراق، از جمله احزاب مخالف صدام، حزب سوسیالیست بود که صدام دستور قلع و قمع اعضای آن را به برادر ناتنی خود #برزانتکریتی سپرده بود.
یکی از دستگیر شدگان این حزب، میاده زن جوان ۲۲ ساله و شوهرش بودند که هر دو به اعدام محکوم شدند.
🔹میاده نُه ماهه باردار بود و روزهای آخر بارداری خود را طی مینمود که قبل از اعدام نامهای برای برزان تکریتی برادر صدام مینویسد، و از او در خواست میکند که اعدامش را تا زمان تولد بچه به تأخیر بیاندازند.
برزان قبول نکرد و در جواب نامهی میاده نوشت:
جنین داخل شکمت هم باید بمیرد و با تو دفن گردد ....
🔸میاده که روزهای آخر بارداری را طی میکرد، در روز موعود به پای چوبهی دار رفت و التماسهای او تاثیری در تاخیر حکم اعدامش نداشت.
خانم میاده در حین اعدام، بالای دار وضع حمل کرد و فرزند پسری با بند ناف به روی تخته، به پایین افتاد.
🔹رضیه زنِ زندانبان، با اشارهی رییس زندان، طفل را در لباسهای مادرش پیچیده و به گوشهای منتقل کرد!!!
آقای برزان برادر ناتنی صدام پس از اجرای حکم اعدام از رییس زندان، حال و روز خانم میاده و جنینش را جویا شد و گزارش خواست.
رییس زندان نیز در گزارش نوشت:
جنین با مادر در چوبهی دار ماند تا مُرد ...
🔸رئیس و پزشک زندان و رضیه زنِ زندانبان، با هم، همقسم شدند که همدیگر را به #برزانتکریتی نفروشند و توافق کردند که #رضیه نوزاد را به خانهاش ببرد و با راضی کردن شوهرش شناسنامه برای کودک بگیرد.
از آن پس، همه نوزاد را ولید میخواندند.
سالها گذشت و ولید بزرگ شد.
🔹برادر خانم میاده (دایی واقعی ولید) در آلمان زندگی میکرد و سالها پیشتر، خبرهایی دربارهی خواهرزادهاش ولید از رضیه زنِ زندانبان دریافت کرده بود.
او در سال ۲۰۰۳ میلادی و پس از سقوط رژیم بعثی صدام به عراق برگشت تا یادگار خواهرش میاده را پیدا و با خود به آلمان ببرد و از روی آدرس و نشانیهایی که رضیه داده بود او را یافت.
🔸ولید قبول نکرد که، به آلمان مهاجرت کند و گفت:
رضیه مثل مادرم هست، او جان مرا نجات داده و زحمت بسیاری برای من کشیده، هرگز تنهایش نمیگذارم.
این اتفاق زمانی بود که رضیه بازنشسته شده بود.
خانم رضیه با خواهش از مسوولین، ولید را به جای خود، به عنوان زندانبان و مأمور زندان استخدام میکند.
🔹ملت عراق ، افراد حزب بعث را یکی پس از دیگری دستگیر میکردند، از جمله دستگیر شدگان برزان تکریتی برادر ناتنی صدام بود.
از قضای الهی، ولید پسر خانم میاده، مسئول مستقیم سلول برزان تکریتی شد و همانجا بود که قصهی مادر و فرزند درون شکمش را برای برزان تعریف کرد و گفت :
🔸حال آن فرزند من هستم!.
آقای برزان با شنیدن این داستان از زبان ولید ، از خود بیخود شد و به زمین افتاد ...
پس از صدور و تأیید حکم اعدامِ برزان ، ولید به عنوان زندانبان، مأمور اجرای اعدام او شد و با دست خود طناب دار را بر گردن برزان انداخت.
🔸بدینسان دست حق و عدالت، ستمگر بیرحم را از جایی که گمان نمیکرد، به سزای اعمالش رساند.
یقیناً روزگار به گردنکِشان و ظالمان مهلت میدهد تا شاید برگردند،
ولی فراموشی در کار روزگار و در جزاء و کیفر أعمال ستمگران و دیکتاتورها وجود نخواهد داشت.
📚برگرفته از نوشتههای پاریسولا لامپوس معشوقهی صدام حسین رئیس جمهور معدوم عراق.
آنقدر گرم است بازارِ مکافات عمل
چشم اگر بینا بود، هرروز، روز محشر است
صائب تبریزی
🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🌹#داستان_آموزنده🌹
✍سعدبنمعاذ یکی از بهترین اصحاب و یاوران پیامبر (ص) بود.
او بزرگ و آقای انصار و از نخستین کسانی از مردم مدینه بود که اسلام آورد و پیامبر را به مدینه دعوت کرد. او بازوی ولایت و رسالت بود.
🔹وقتی که خبر رحلت سعدبنمعاذ را به پیامبر دادند، آن حضرت به سرعت با پای پیاده و برهنه به سوی جنازه سعد شتافتند در حالی که در بین راه عبا از دوش مبارکشان افتاد و حضرت اعتنایی نکردند.
به هنگام تشییع جنازه سعد دیدند که رسول خدا (ص) در پشت تابوت، سمت راست تابوت، جلوی تابوت و سمت چپ تابوت حرکت میکنند.
🔸پرسیدند: "یا رسول الله،
این چه حالی است که از شما میبینیم؟!" فرمودند:
به خدا، دستم در دست برادرم جبرائیل است که مرا دور تابوت سعد طواف میدهد.
اینک جبرائیل و میکائیل به همراه هفتاد هزار ملک در تشییع جنازه سعد شرکت کردهاند.
🔹پیامبر اکرم (ص) با دست مبارک خویش بدن مطهر سعد را درون قبر گذاشت و برای او از خداوند طلب مغفرت فرمود.
مادر سعد وقتی این صحنه را دید،
خطاب به فرزندش سعد گفت:
"یا سعد، هنیئاً لَکَ الجنّةُ؛ فرزندم، بهشت گوارای وجودت باد."
🔸پیامبر با شنیدن این جمله چهره درهم کشید و با ناراحتی و عتاب فرمود:
مادر سعد! درباره امر پروردگار اینگونه با قاطعیت سخن مگو!
همینک قبر، چنان فشاری بر فرزندت سعد وارد ساخت که شیری که در دوران کودکی از سینه تو نوشیده بود، از سر انگشتانش خارج شد.
🔹همه مات و مبهوت مانده بودند،
آخر چرا؟ کسی که هفتاد هزار ملک به تشییع جنازهاش آمدهاند و پیامبر با دست خویش او را دفن کرده و برایش طلب مغفرت فرمودهاند، چرا باید چنین فشار قبری داشته باشد؟ حضرت در پاسخ فرمودند:
⚠️آری، برای آن که اخلاقش با اهل و عیالش اندکی بد بوده است.
📚(بحار الانوار ج21ص257).
🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰
تجلیل ازخانواده های شهدای شاخص استان وشهرستان شهیدان سردارمرتضی فخرزاده وسردارحسین نفیسی دریادواره شهدای والامقام عملیات بیت المقدس
#۵مهر_۱۴۰۳
#نمایشگاه_رزمی_فرهنگی_دفاع_مقدس
#استان_اردبیل
#ناحیه_اردبیل
#در_راه_فتح_قله_ایم
#دفاع_حماسه_سی