eitaa logo
وعده‌ی‌روح.
11 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
‌ هرچه پول به دست می‌آورد را کتاب می‌خرید، گفتند: «دنبال چه میگردی؟» گفت: «خودم.» ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
- مدتی طولانی به زنش نگاه می‌کند. بعد دستش را با احتیاط روی سنگ می‌گذارد و آن را نوازش می‌کند، انگار دارد گونۀ زنش را نوازش می‌کند. - نجوا می‌کند: « دلم برات تنگ شده. »
- و در دنیایی که می‌توانستی همه چیز را حاضر و آماده بخری چه چیزی ارزش داشت؟ آدم بودن چه ارزشی داشت؟
- اُوِه سیاه و سفید بود. و زنش رنگی بود؛ تنها رنگِ زندگی اُوِه.
وعده‌ی‌روح.
- اُوِه سیاه و سفید بود. و زنش رنگی بود؛ تنها رنگِ زندگی اُوِه. #مردی‌به‌نام‌اُوِه
- مردم می‌گفتند اُوِه زندگی را سیاه و سفید می‌بیند؛ اما زنش رنگی بود، تنها رنگِ زندگی اُوِه.
- وقتی کسی را از دست می‌دهی، دلت برای عجیب‌ترین عادت‌هایش تنگ می‌شود، برای کوچک‌ترین ویژگی‌هایش، برای لبخندش، برای غلت زدنش توی خواب، حتی برای رنگ زدن دیوار های خانه به خاطر او.
- همین که کار را درست انجام بدهی، پاداشت را گرفته‌ای.
- خانه ها منصف بودند، چیزی را که سزاوارش بودی در اختیارت می‌گذاشتند. این ویژگی ای بود که اغلب آدم ها ازش بی‌بهره بودند.