کتابها، سقفِ خلوتت رو از مرزهای کــوچــکِ چــهــاردیــواری، بــرمــیدارنـــد
تــا در پــهـنای جــهان نــفس بـکــشــی.
@Sarirman | صَریر.مَن
صَــریـر | 🫀+✒️
گم شدن دوستداشتنی مَن _ قسمت چهارم یک قمریِ کوچولو و تپل، درست چند قدمیِ من روی زمین نشست. مدام س
گم شدن دوستداشتنی مَن
_ قسمت آخر
برگشتم. زنی با مقنعهی سبز و پَرپرک نرم به دست، از همان پَرهایی که همیشه آرزو داشتم بخرم؛ اما حتی اسمش را بلد نبودم، کنارم ایستاده بود. دستهی پرپرک را به سمتم گرفت و گفت: «دوست داری باهاش بازی کنی؟» با آنکه خجالت میکشیدم؛ دلم نمیخواست این فرصتِ خاص را از دست بدهم! سریع سَرم را بالا و پایین کردم و پَرپَرکِ آرزوهایم را از دستش گرفتم. به چشمهایش نگاه کردم. بوی غریبهها را نمیداد و لبخندِ آشنایی داشت. کمی بعد خانمِ مهربان، بیسیمی از جیبش درآورد و نزدیک صورتش گرفت، با صدای نسبتاً بلندی گفت: «معصومه جان!... معصومه! از خانمه بپرس، روسری چینچینی با دامنِ سبز نداشته؟…، باشه پس منتظر خبرت میمونم!» تا اسم روسری قشنگم را شنیدم؛ روی حاشیهیِ روسریِ چینچینیام دست کشیدم، همان که مادربزرگ سالها پیش، وقتی از مکه برگشت، با دعاهایِ خیر سَرَم کرد. فکر میکردم، شاید خانمِ مهربان، شیفتهی نقش و چینهایش شده! یا شاید...، شاید... آن آقایی که مادر میگفت: «ضامن آهو»، ضمانتِ من را هم کرده و صدایِ بیصدایِ دلم را به قلبِ او رسانده.
هر چه بود؛ دیگر ترس و دلهرهی گم شدن نداشتم! میدانستم در آن خانهی بزرگ که صاحبخانهاش هر لحظه هوایم را داشته، هیچکس را رها نمیکند. و من، درست همانجا که فکر میکردم گم شدهام،
در راهِ او پیدا شدم.
✍🏻: ملیکا نعمتالهی
@Sarirman | صَریر.مَن
|📚|
رازِ اصلی عبودیت پیامبر در مقابل خدا این است؛ هیچ قدرتی را در مقابل خدا به حساب نیاوردن، از او واهمه نکردن، راه خدا را به خاطر اهواء دیگران قطع نکردن.
#بریده_کتاب: رهنامه؛ پیامبر
@Sarirman
+ امیدوارم هیچوقت تجربهاش نکنی.
_ چی؟
+ باز کردن یخچال و دیدن جایِ خالی خوراکیت!
@Sarirman
•
اگر پوســیده گردد اســتخـوانـم
نگردد مِهرت از جانم فراموش
_حافظ
@Sarirman
یک عده مردم، به اصطلاح روانشناسیِ امروز «عقدهدار» هستند، هر جا فردی را میبینند که در میان مردم یک وجهه و حیثیتی دارد، برای اینکه به این اشخاص حسادت میبرند، همت و عرضه هم ندارند که خودشان را جلو بیندازند، فوراً به این فکر میافتند که یک شایعهای درباره او درست کنند.
میگویند ما که نمیتوانیم به او برسیم پس او را پایین بیاوریم، چگونه؟ با یک عملی در منتهای نامردی و آن اینکه یک شایعهای علیه او بسازیم و یک تهمتی به او بزنیم. آنقدر این گناه بزرگ است که خدا میداند!
_استادِشهید؛مرتضیمطهری
@Sarirman