شاید اگر تو اینجا بودی؛
اشکهایی را که حالا توی چشمانم با زحمت نگه میدارم، روی دستهایت میریختم…
هیچکس نفهمید چقدر ساکت شدم
هیچکس نفهمید پشت خنده هام چی قایم بود
هیچکس نفهمید شب هارو چطور صبح کردم
هیچکس نفهمید چقدر خودمو گم کردم
هیچکس نفهمید بارها بریدم و چیزی نگفتم
هیچکس نفهمید چندبار خواستم برم و نتونستم
هیچکس نفهمید از همه فاصله گرفتم
هیچکس نفهمید چقدر آروم توی خودم مُردم
هیچکس نفهمید و منم دیگه توضیحی ندادم