.
پیر آن نیست که بر سر بزند موی سفید
هر جَوانی که دلش شوق ندارَد پیراست
.
در وفاداری ندیدم هیچکس را مثل تو
ای غم از حال دلم یک لحظه غافل نیستی
.
گر بیایی دهمت جان ور نیایی کُشدم غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
ـ سعدی ـ
.
گر چه پیرم، تو شبی تنگ در آغوشم گیر
تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم
ـ حافظ ـ
.
زندگی آب روانی است ، روان می گذرد
هر چه تقدیر من و توست ، همان می گذرد .
.
بغلم کن که مرآ گریه مجآلی بدهد
زخمهآ خوردهام از مرهم این آدمها !