.
گر چه پیرم، تو شبی تنگ در آغوشم گیر
تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم
ـ حافظ ـ
.
زندگی آب روانی است ، روان می گذرد
هر چه تقدیر من و توست ، همان می گذرد .
.
بغلم کن که مرآ گریه مجآلی بدهد
زخمهآ خوردهام از مرهم این آدمها !
.
من نگاه از مردم این شهر میدزدم ولی ،
آنکه را سیری ندارم از تماشایش تویی🤍 .