Sayey Yek Bose'✦1.
«بوسهای مصنوعی که درمیان سایهها گذر میکند.»
روز بارونی بود،برگها ارام ارام میفتادند و رقص نسیم دل انگیز بود؛
با ثنا قرار داشتم که بریم کافه زیر بارون پاییزی منتظرش موندم،
و بعد 5دقیقه ثنا اومد ..
_سلام خوبی
+فدات بخوبیت
_شکر،ببخشید منتطر موندی
+نبابا همش 5دقیقه بود
_بارون میزنه بزار برم ماشینو بیارم
+بارون به این قشنگی پیاده میریم
_اوکی
پیاده رفتیم تا کافه،رسیدم و وارد شدیم و روی میز 19نشستیم
+من یه هات چاکلت میخورم
_منم بستنی شکلاتی
گارسون:چشم
+وا دیوونهای .. توی بارون بستنی؟😐
ادامهدارد..