𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
تلاش کردم ... حسین ازت بشنوه بابایی😭💔 @Setia1007
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- کار به جـایی رسـید . .
که گـفت :
زیر سـایهتم چـقدر خوبـه ؛
کنارمـی هنـوزم . .💔
حتـی به همـینم راضـی شـد ،
آه یـا ربـاب . .💔
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- کار به جـایی رسـید . . که گـفت : زیر سـایهتم چـقدر خوبـه ؛ کنارمـی هنـوزم . .💔 حتـی به همـینم راض
سفـره این خانـواده شیـر میـدان پرور اسـت ؛
قاسـم و اکـبر ندارد ، اصـغرش هم حیدر اسـت .
- چـشم شوری به عـلی اکبـرتان خیره شـده ؛
صحبت از مـرگ جـوان است بیا برگـردیم ،
[وای عـلی اکبـرم]
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
_
بنا نبود که آفت به باغ ما بزند؛
پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند....
آخ الهی دورت بگردم آقا جان..(:
جوانان بنی هاشم بیایید،بیایید که در بین عبا جا نمیشود علی من..(:
هی رو میکنه به زمین و میگوید بنگر خدا هرگوشه این صحرا تکه ای از جان من است..(:
من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود...(:
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
بنا نبود که آفت به باغ ما بزند؛ پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند.... آخ الهی دورت بگردم آقا جان..(:
- تسبیحی ك میپوکه و هر دونهش به یه سمتی میره رو دیدی ؟
علیاکبرِ حسینم همین بلا رو سرش آوردن ، هر تیکه از بدنش یه قسمتی افتاده بود . .
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- چـشم شوری به عـلی اکبـرتان خیره شـده ؛ صحبت از مـرگ جـوان است بیا برگـردیم ، [وای عـلی اکبـرم]
- مـن گل ریـزان تو را دیـدم ؛
و زنـده ام هـنوز ،
این بـود رسـم عاشـقی ؟ . .💔
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
شـھـٰادتواقـعاهنراسـت . . و ' شھـید ' همهـنرمند ِواقعـی :)
- گفت این روز های محرم چه میکنی ؟
گفتم : هرروز ، تکهای از دلم را پای روضه
حسین جا میگذارم .