𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
بنا نبود که آفت به باغ ما بزند؛ پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند.... آخ الهی دورت بگردم آقا جان..(:
- تسبیحی ك میپوکه و هر دونهش به یه سمتی میره رو دیدی ؟
علیاکبرِ حسینم همین بلا رو سرش آوردن ، هر تیکه از بدنش یه قسمتی افتاده بود . .
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- چـشم شوری به عـلی اکبـرتان خیره شـده ؛ صحبت از مـرگ جـوان است بیا برگـردیم ، [وای عـلی اکبـرم]
- مـن گل ریـزان تو را دیـدم ؛
و زنـده ام هـنوز ،
این بـود رسـم عاشـقی ؟ . .💔
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
شـھـٰادتواقـعاهنراسـت . . و ' شھـید ' همهـنرمند ِواقعـی :)
- گفت این روز های محرم چه میکنی ؟
گفتم : هرروز ، تکهای از دلم را پای روضه
حسین جا میگذارم .
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
- گفت این روز های محرم چه میکنی ؟ گفتم : هرروز ، تکهای از دلم را پای روضه حسین جا میگذارم .
حر ُ چجوری بغل کردی ؟
منم همونجوری بغل کن عزیزمحسین : )) .
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
هرکهمجنونِحسیـناستخوشابرحالش؛ چونکهلیلایِدلشلیلیلیلایخداست!(:️
𝗦𝗘𝗧𝗜𝗔 | سِـــتیـ̍ـــا
اِی اَهــلِ حـــرم مــیر و عــلـمـدار نـیامَـد ...💔
- شب نهم محرم روضه نمیخواد که ؛
فقط بدونید که درحالی به مولامون میخندیدن که ،
اشکاشو با آستین پاکمیکرد .