1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نتوانستم گریه کنم و بگویم: عزیزم، دلم را شکستهاند.
مغشوش میشوم از تو در جهانِ پایانی
دستانم اسیر زنجیر و چرا نیست زندانی؟
درگهِ پادشاهان گناهی نیست لیکن
عذاب است برای برده فکر آزادی
این زندگی سراسر فریبست و من ندانستم
حقیقی بود این زحمت و ما بودیم در فکر یک بازی
برای چه بایست زنده بود و سراسر رنج کشید هردم؟
که دیگر نمیمانم در این دوستیهای پوشالی
خنجر خون کرده زخمِ چرکین را که چرا
باید زحمتِ شکارچی را کشد مهربان پرستاری؟
گر عاجزی از سخن هیچ نگو. بشنو و بگذر از همه
که جهان در گذرست و نیست دیگر برای ما هیچ جانی
مریم ابراهیمی؛
23:06.
گمان مبر با اسیرِ یک پرنده
توانی کلِ آسمان را به دست آوری،
نه آن پرنده با شور برای صیاد
آوازِ شعر خواهد خواند
نه آسمانِ آبی برای نبودِ آن پرنده
خواهد گریست.
اما تو در درونت، چیزی را به ویرانی خواهی کشاند
شاید وجدان، شاید احساس، شاید اشک.
با اسیرِ بلبل، نوایت پایان خواهد گرفت
حتی اگر درونِ خانهات هردم، نجوای چهچه برپا باشد.
پرنده غرقِ حسرت خواهد شد، و توی حضرت غرقِ ماتم.
برای از دست دادن وجدانی که
به خاطر داشتن پرندهی آزادی
تو را ترک نمود.
درِ قفس را بگشا و عقب بمان..
اگر پرنده پر زد و رفت خوشا به حالت،
اگر پرنده ماند و نرفت برای او بسیار گریه کن.
که پرنده از ترسِ شکارچی، نتوانست بر آزادی بوسه زند.
حال تبریک میگویم، با ترس، آن بلبل کوچک
بردهی توست، حتی اگر بالی داشته باشد
برای پرواز!
مریم ابراهیمی؛
13:00
اولین مجوز کتابِ شبکُش اومد🥲:)
آماده شدید برای خوندنش؟🤍
https://abzarek.ir/service-p/msg/4062378
شبکُش؛
مغشوش میشوم از تو در جهانِ پایانی دستانم اسیر زنجیر و چرا نیست زندانی؟ درگهِ پادشاهان گناهی نیست ل
عذاب است برای برده فکر آزادی
در سلولم و برایم دیگر نیست فردایی
با چه سیر کنم این شکم را که پادشاه
خفته در قصر و برای من نیست خوابی
دستانم پینه بسته و با تنی ژندهپوش
چگونه التماس کنم به افسران برای آزادی؟
کابوس شده برایم این بیداری و آه که
نیست پس از این هیججا برایم رویایی
مریم ابراهیمی؛
12:03
شبکُش؛
اولین مجوز کتابِ شبکُش اومد🥲:) آماده شدید برای خوندنش؟🤍 https://abzarek.ir/service-p/msg/4062378
سلام چند سالته؟دختری یا پسر؟ کدوم.شهری؟ چه رشته ای میخونی؟ کتابت راجب چیه؟ منم دلم میخواد کتاب چاپ.کنم واقعا نویسندگی حس خوبی بم میده
_
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه، اجازه بدید دو سوال رو جواب بدم و بقیه بمونه واسه وقتی که کتابم اومد.
دختر هستم و کتابم در سبک های مختلف نوشته شده، اگزیستانسیالیسم و رمانتیسم و سمبولیسم
دویست و شیش صفحهست، با سه فصل
فصل اول شعر، فصل دوم نثرهای بلند و فصل سوم جملات کوتاه فلسفی(احساسی هم داره.)
شبکُش؛
سلام چند سالته؟دختری یا پسر؟ کدوم.شهری؟ چه رشته ای میخونی؟ کتابت راجب چیه؟ منم دلم میخواد کتاب چاپ.ک
و الان در مرحلهی طراحی جلد قرار گرفته
شادم برای وجود افرادی مثل شما که با وجود بیوفایی جامعه به آفریدن هنر و ادبیات ادامه میدن.
شبکُش؛
شادم برای وجود افرادی مثل شما که با وجود بیوفایی جامعه به آفریدن هنر و ادبیات ادامه میدن.
این رو یکی از ممبرها توی پیوی گفته بود، که دوست دارم تا ابد توی ذهنم نگه دارم. و بیش از پیش مطمئن شدم که ارزش یک هنر رو تنها ی هنرمند واقعی میفهمه، نه ی فرد عادی:)