eitaa logo
دانلود
شبکُش؛
یکسان بودنِ عقیده در نگاه اول باعث می‌شه خیلی خوب به نظر برسه، این که دیگه نه بحثی باشه و نه دعوا بر
ما توی همین زندگی‌ای که انقدر پیچیده‌ست، و هر روز هزاران نفر خودکشی هم می‌کنن؛ میلیون‌ها زیبایی داریم و خوبی. اما، انسان منفی‌گراست یعنی چیزهای منفی رو بیشتر می‌بینه تا چیزِ خوبی. تفاوت دنیارو به گند کشیده ولی، هنر؛ کتاب، انسان های مختلف رو پدید آورده. اگه عقیده یکی باشه، جنگ و صلح به چه کاری میاد؟ عقیده‌ی یکسان سبب می‌شه که همه چی شاید توی ظاهر در آرامش و صلح باشه، اما آرامش و صلح در برابر جنگ معنا پیدا می‌کنه نه بدونِ جنگ.
شبکُش؛
یکسان بودنِ عقیده در نگاه اول باعث می‌شه خیلی خوب به نظر برسه، این که دیگه نه بحثی باشه و نه دعوا بر
شاید مفهوم آزادی توی عقیده‌ی یک‌سان این باشه که: تو چیزهایی که بقیه می‌خوان رو انتخاب می‌کنی، واسه همین آزادی هست و بحث و جدلی نیست‌. اما در واقع اصلا حق انتخابی نداری
راجب این من افکارِ زیادی دارم، اما نمی‌دونم که درستن یا نه. ولی به نظرم برای کنترل انسان، نابود کردن عقیده و ساختنِ عقیده یک‌سان بهترین گزینه‌ست؛ این رو واقعا به سیاستمداران عزیز پیشنهاد می‌دم برای نابود کردن انسان و انسانیت.
ولی، چرا باید فکر کنیم که این چیزِ جدیدی هست و عقیده یکسان تاحالا اتفاق نیفتاده؟ بارها اتفاق افتاده! اما به صورتِ کلی نه.
_
قلم را رها کن. بگذار برقصد. چرا می‌ترسی؟ از خودت، یا قدرتِ قلم؟ یا از رنج‌هایی که هنوز درود نگفته‌اند؟ آتشِ سرخ را می‌بینی؟ و آن درختِ تنومند را؟ سرت را در شانه‌ام بگذار چیزی نگو. بگذار تنها من سخن گویم تو روزی درختی بودی، سبز اما خشک و اکنون خودت با دستانِ خودت تبدیل به هیزم شدی تا تنها، کسی را گرم کنی که خواستار سرما و انجماد بود نه گرما. و کنون، تو ماندی در آغوشِ من با توشه‌ای از خاکستر‌هایت و در این فکر: که چگونه می‌شود باز درخت شد؟ درِ گوشت را جلو بیاور تا به تو بگویم خاکستر در آغوش باد حل می‌شود و ناپیدا پس نگو از درخت شدن، که تو محکومی به فنایی. شبگرد؛
_کمدی منطق.