داداشم خیلی رندوم برگشت به بچهی سه سالهی فامیل گفت چه دختر کوچولوی خوشگلی. میشه بخورمت؟ بچههه رفت و با کلی سس کچاپ مالیده شده روی صورت و دستش برگشت و اینجوری بود که بیا بُقولم. حالا بچه بیا برو خودتو بشور.. بیخیال.. شوخی کرد.. جیغ میزد که نههه این باید منو بقوله.
داداشم داشت کل ۱۲۴,۰۰۰ پیامبر رو قسم میداد که این بچه دست از سرم برداره من تا آخر عمرم حرف نمیزنم.
من هم فقط میخندیدم🤣🙏🏻