eitaa logo
دانلود
نمیدونم،شاید دیگه آغوشش گرم نیست.
جنگ نه تنها سلامت روان،بلکه عفت کلام رو هم از من ربوده است.
گاهی،محبت های کوچک،نجات دهنده اند،گاهی آدم ها نمیدانند که با محبت میتوانند چه کنند،محبت میکنند و بعد میروند،آدم ها میمانند با یک مشت خاطرهٔ کوتاه که عمرِ هر کدام چند دقیقه بیش نیست،اما انقدر عمیق است که حک میشود،و انگار استخوان ها هم هر روز سراغِ آن مهربانِ نامرد میگیرند.
دلتنگم،برای خدا،دیگر امیدی به آغوشِ این آدمیزاد ها ندارم،دلتنگِ خدا هستم.
نگاه ها،در عمق خود،حروفی را یادداشت کرده اند که گاهی نمیتوان از آنها چشم پوشید.