eitaa logo
دانلود
بهم بگو،از دنیای ابر ها.
shadow
فرق داری با همه.
خوشحالی همیشه اون طبقه های بالا بود و من دستم نمیرسید. منتظر بودم هم قدش بشم تا از بالای کابینت خوشحالی رو بردارم. حتما لازم بود هم قدش بشم؟شاید آدم ها چهارپایه رو برای همین اختراع کردن. حتما نباید با قانون پیش بری و منتظر باشی زمان اون رو برات فراهم کنه.زندگی کن،خارج از چهار چوب فکر کن،دوربینی که همیشه باهاش به زندگی نگاه میکردی رو کنار بزار و این بار خوب چشماتو بگردون و ببین راه نجات کجاست.
چه طور شد که ندیدمت؟ چرا دست های سرنوشت تو را بی رحمانه از من جدا کرد؟ از آغوشت تنها یک تصویر برایم به یادگار گذاشته ای. تصویری که باعث میشود با حسرت به دخترکانِ در آغوشت چشم بدوزم. نمیدانی چه آرزو ها کردم که تنها یک بار از نزدیک،خارج از مانیتورِ این فلزِ لعنتی،جایی که عطرت آزادانه میچرخد،جایی که میتوانم طنینِ صدایت را به خوبی حس کنم،تماشایت کنم،و چشم ها را بر آن قامتِ رشیدت موقع دست تکان دادن با مردمِ مشتاق زوم کنم. آرزو بر دل ماندم،یکبار هم نتوانستم آن عطر را بچشم و خوب به یاد بسپارم. من ماندم و یک دنیا حسرت و آرزو که حالا غمش را بر دوش میکشم. آقای عزیزِ من.
و حالا من در نزدیک ترین حالت خودم به بیت بودمو اینبار اثری از شما نبود اما حس کردم،با عمق وجودم.
:))))