eitaa logo
🌷شهادت🕊
7.7هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
3هزار ویدیو
2 فایل
ارسال و کپی مطالب بدون لینک جایز نیست با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135 ارسال نظرات پیشنهادت
مشاهده در ایتا
دانلود
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷 جز اشک نمی‌شود توضیحی برای این ویدیو داد دردودل دختر کوچک شهید مهدی حیدری با پدر شهیدش اگر اشکی جاری شد ؛ التماس دعا :) شهید مهدی حیدری @Shahdat313
🕊 🌷حواسمان هست؟! اگر شهید نشویم باید بمیریم! راه سومی وجود ندارد!! شهیدسیدمرتضی‌آوینی @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 ☀️حال من بی تو خراب است، کجایی آقا؟ نقش من بی تو برآب است، کجایی آقا؟ عمر بیهوده‌ی من بی تو، چه ارزد تو بگو؟ زندگی بی تو سراب است کجایی آقا؟ ☀️اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩شهید امام خامنه‌ای : یکی از سنگین‌ترین جنگ‌های نرم تاریخ کشور این است که دشمن خواصّ را حرام‌خوار و مزدور می‌کند @Shahdat313
🕊 🌷رایحه‌‌‌ خوش زندگی با لبخندِ صبح آغاز می‌شود ... @Shahdat313
🕊 🌷 شهید خلبان احمدرضا صفری زاده از شهدای هوانیروز ارتش ایران پیکر مطهر شهید، بدون سر پیدا شد شهیداحمدرضا صفری زاده @Shahdat313
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩سرنوشت جنگها در جبهه ها رقم میخورد نه در میدان مذاکره ها ... ✍️امام خمینی (ره) @Shahdat313
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🚩 ویژه؛ ببینید؛ رفتی و دلا پُر غم شد... @Shahdat313
🕊 🌷شفاعتت‌ میکنه‌ اون‌ که‌ موقع‌ گنـاه‌ مےتونستۍ گناه‌ کنۍ ولۍ به حرمت رفاقت‌ باهاش‌ کنـار گذاشتۍ ..! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shahdat313
🕊 🌷همسرم بیش از ۱۰ سال، خادم حضرت معصومه علیهاالسلام بود؛ با اینکه ساکن تهران بودیم، اما شب‌های جمعه می‌آمدیم قم و شیفتش از ساعت ۱۱ شب تا ۷ صبح بود. خادم چایخانه حرم امام رضا علیه‌السلام هم بود. در مجموع زندگی‌اش طوری بود که انگار باید به شهادت ختم می‌شد و اگر غیر از این بود جای تعجب داشت... هفته‌ی آخر قبل از شهادت، حال همسرم واقعاً فرق داشت، به من گفت:«حالم یه جوریه!» من خودم هم دلشوره داشتم، به او گفتم:«حاجی! منم از دلشوره حالم بَده!» او در پاسخ گفت:«به چی فکر می‌کنی که دلشوره داری؟ مگه قراره چند سال توی این دنیا زندگی کنیم؟» من هم گفتم:«نمی‌دونم، حس می‌کنم یک اتفاقی قراره بیافته!» او گفت:«نگران نباش، آخرش همه‌مون قراره زیر خاک بریم.» آن روز برخلاف همیشه بعد از نماز صبح، با هم صحبت نکردیم. ایشان کتاب دعا را برداشتند و مشغول خواندن دعا شدند. من هم مشغول خواندن سوره یاسین بودم که ناگهان صدایی آمد... ما از لحظه‌ای که آن اتفاق دلخراش در سحرگاه ۲۳ خرداد ماه رُخ داد، روزهای بسیار سختی را تجربه کردیم. من در کنار محمد آقا بودم و فاصله‌مان شاید نیم متر هم نمی‌شد، شاید اگر کمی نزدیک‌تر بودم، من نیز با ایشان به شهادت رسیده بودم. فقط در چند ثانیه، عزیزترین‌هایم زیر آوار مدفون شدند و پیدا کردنشان بسیار دشوار بود. اگر یادتان باشد، روز حادثه جمعه بود و شنبه، عید غدیر بود. قرار بود طبق روال هر سال، ناهار عید غدیر را آماده کنیم؛ اما آن شب، همه چیز به گونه‌ای دردناک تغییر کرد... شهید محمد خاکی @Shahdat313