eitaa logo
🌷شهادت🕊
7.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
3.1هزار ویدیو
2 فایل
ارسال و کپی مطالب بدون لینک جایز نیست با انتشار مطالب همراه لینک کانال ما را به دیگران معرفی ‌کنید. https://eitaa.com/joinchat/2895775040Cef2994e495 لینک پیام ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17422438638135 ارسال نظرات پیشنهادت
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 🌷شهید عربی خوش برخورد، مهربان و با تعهد بود و رابطه خیلی خوبی با پدر و مادر خود و همسر داشت هیچ‌ فرقی بین ‌آن‌ها نمی‌گذاشت و هیچ‌گاه جلوتر از آنان راه نمی‌رفت و جلوی آن‌ها پاهایش را دراز نمی‌کرد و احترام خاصی برایشان قائل بود و همیشه سعی می‌کرد نمازش را اول وقت بخواند و پدرش در این خصوص می‌گوید: یکی از ویژگی‌های بارز علی‌اکبر خواندن نماز اول وقت بود که همیشه به این فریضه واجب دینی توجهی خاص داشت و این خصلت از ویژگی‌های مشترک بین شهدا است. حجم‌ کاری شهید بسیار بالا بود اما زمانی که به خانه می‌آمد زمان بسیار زیادی برای خانواده و فرزندان می‌گذاشت و همیشه به قول خود عمل می‌کرد و به گفته همسرش هر موقع با شهید به زیارتگاه‌ها می‌رفت، شهید همیشه می‌گفت: «من دعا می‌کنم، شما آمین بگویید و کاری کنید که هیج‌وقت شرمنده شهدای دفاع مقدس نشویم» و آخرین باری که شهید به مأموریت رفت به همسر خود گفت: «من این مأموریت را می‌روم که دیگر غصه برگشتن من را نداشته باشیشهیدعلی‌ اکبرعربی @shahdat313
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷درجلسه‌ی‌اول‌خواستگاری‌باهمان شرم‌وحیای‌همیشگی‌پرسیدحوصله‌ بزرگ‌کردن‌فرزندِشهید‌رو‌داری؟! همسرشهید شهیدامیرمحمدعلی محمدی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Shahdat313
🕊 🌷حواسمان هست؟! اگر شهید نشویم باید بمیریم! راه سومی وجود ندارد!! شهیدسیدمرتضی‌آوینی @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊 ☀️گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست سر برزمين افڪند و گفت خودڪرده را تدبير نيست اشڪی به زير مقدمش انداختم رحمی ڪند گفتا ڪه اشڪ بی ورع در رتبهٔ تاثير نيست ☀️اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین @Shahdat313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷آقای شهیدمون فرمودند آمریکا غرق خواهد شد پس غرق خواهد شد @Shahdat313
26.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷این پدر شهید زیر باران و در کنار پیکر پاک شهیدش غوغا کرد الله اکبر الله اکبر اَللهُمَّ عَجِل لِوَلیکَ الفَرج بِحَقِّ فاطِمَةالزَهراء و بِحَقِّ زِیْنَـبِ الکُبْریٰ @Shahdat313
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 🌷ماجرای شهیدی که سالها قبل از شهادتش امام زمان را ملاقات کرده بود دیدار خانواده این شهید با رهبر(شهید) انقلاب و قرائت دستنوشته شهید برای سیدالشهدا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یاد شهید مدافع حرم اسماعیل خان زاده همیشه جاودان ْ شهیداسماعیل خان زاده @Shahdat313
🕊 🌷هشت سال ایستادند و به دنیا ثابت شد شعار نبود آنکه می‌گفتند: "یک قدم عقب نخواهیم نشست" ماهم امروز پای آرمان‌های رهبر شهید و شهدایمان تا آخر خواهیم ایستاد ... @Shahdat313
🕊 🌷 شهید علی اصغر قلعه ای شانزده ساله بود و از یک خانواده روحانی. اطلاعات مذهبی فراوانی داشت. بچه هااو را عارف کوچولو صدا میکردند. در خط سوم، جایی که قبضه های خمپاره مستقر بودند. قرار داشتیم. میخواستم با او خداحافظی کنم. هر چه دنبالش گشتم نبود، عاقبت کنار رودخانه پیدایش کردم. نشسته بود با خودش زمزمهای داشت و آهسته گریه میکرد. به شوخی گفتم: چیه؟ خلوت کردی، التماس دعا. گفت: «روضه علی اصغر میخوانم» پرسیدم: «چرا علی اصغر گفت: من هم مثل علی اصغر به شهادت خواهم رسید. بعد اضافه کرد: اگر قول بدهی به کسی نگویی برایت تعریف خواهم کرد. گفتم: قول میدهم، ولی تو را که به خط نمیبرن، چطور شهید میشوی؟ گفت همینجا، کنار قبضه های خمپاره، سه روز دیگه، من به همراه برادران توکلی و عزیزی به کمک قبضه های خمپاره میرویم یک ناشناس با ماست. ناگهان گلولهای از آسمان میآید، من گلوله را میبینم. عزیزی و توکلی از ما جدا میشوند و گلوله کنار ما به زمین میخورد، ترکش بزرگی گلوی مرا میبرد، من و آن ناشناس شهید میشویم. و دقیقاً همان شد که گفته بود.   شهیدعلی اصغرقلعه ای @Shahdat313
🕊 🌷خاطراتی از جنس معرفت؛ مسعود از نگاهِ هم‌خدمتی و رفیقِ دیرینه‌اش، وحید وطن‌خواه این روایتِ کوتاه، دلنوشته‌ی آقای «وحید وطن‌خواه» است؛ رفیقِ ۱۵ ساله‌ی همسرم، شهید مسعود، که دوران خدمت سربازی را در پلیس‌راه بندرعباس–سیرجان با هم سپری کردند. آقا وحید می‌گوید: «سال ۱۳۹۱ بود که خدمت مسعود جان در پلیس‌راه بندرعباس–سیرجان رسید. کاکا مسعودم در قسمت ثبت و آمار پلیس‌راه بود و کارهای اداری را انجام می‌داد. با اینکه موقعیتش گاهی می‌توانست زمینه‌سازِ پیشنهادهای مالی باشد، اما مسعود پاک‌دست و پایبندِ اصول بود. هدفش فقط خدمت بود و این را همه می‌دانستند؛ او سربازی بود که شرافت را با هیچ چیزی عوض نمی‌کرد. پسری بسیار مؤدب، درست‌کار و دلسوز بود؛ می‌توانم قسم بخورم که خطایی از او سر نزد. در اوجِ سختی‌های خدمت، همیشه روحیه‌ی خوبی داشت و به دیگران روحیه می‌داد. همه واقعاً از مرامش تعریف می‌کردند و با معرفت بود. او تنها رفیق واقعی من شد؛ حتی بعد از خدمت هم، مدت ۱۵ سال افتخار رفاقت با او را داشتم و در تمام این سال‌ها در رفاقت چیزی کم نگذاشت. همیشه مثل کوه پشتم بود و مرا "کاکاجان" صدا می‌زد، صدایی که پر از محبت بود... دلم واقعاً برایش تنگ شده. یادش گرامی و راهش پررهرو باد. شهیدمسعودبهمن‌نژاد @Shahdat313