eitaa logo
شرح دیوان حافظ
2.1هزار دنبال‌کننده
8 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دِلَم ز صومِعَه بِگرِفت و خِرقَه‌ی سالوس کُجاست دِیرِ مُغان و شَرابِ ناب کُجا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * دلم بگرفت: خفه شدم، دلم پوسید، دیگه کشش ندارم و کم آوردم. * صومعه: همون عبادتگاه مسیحی هاست ولی در اینجا منظورش خانقاه صوفی هاست همون پاتوقی که توش پر از ریا و جانماز آب‌کشیدنه. * خرقه‌ی سالوس: لباس ریاکاری. تیپ و قیافه‌ای که یه عده می‌زنن تا خودشون رو پاک و بی‌گناه نشون بدن و مردم رو گول بزنن؛ یعنی اهل خودنمایی، یا بقول امروزیش شُو آف هستن. * دیر مغان: یعنی معبد زرتشتی ها که شراب شون همیشه ناب و خالص بوده، و مقصود حافظ از دیر مغان یه جای دنج، یه پاتوقِ مشتی که توش فقط خلوص و راستی، معرفت و یکرنگی پیدا می‌شه و از ادا و اطوار خبری نیست. * شراب ناب: مایه شراب خالص. تو مرام عرفان یعنی اون عشق و حالِ نابی که تو رو از بند این دنیای پر از تظاهر خلاص می‌کنه و می‌برتت تو یه فازِ سبک و رها. توضیح خودمونی و راحت: حافظ اینجا خیلی لاتی و بی‌پرده می‌گه: حالم از این محیطای پر از فیلم و ادا و آدمایی که با لباس دین و اخلاق دارن نقش بازی می‌کنن به هم می‌خوره. کجاست اون جمعِ باصفا و خاکی که آدم بتونه توش خودِ واقعیش باشه؟ کجاست اون مایه و حال خالصی که آدم رو از این همه دروغ و دوز و کلک نجات بده؟ ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً واسه وقتاییه که از آدمای دورو و تقلبی، یا بقول امروزیش (فِیک) خسته می‌شیم. همونایی که تو ظاهر خیلی موجه و بااخلاقن، ولی تو باطن پر از دروغ و زیرآب‌زنین. * تو شبکه‌های اجتماعی: وقتی می‌بینی همه دارن یه زندگی الکی، بدون نقص و فیلترشده رو به رخ می‌کشن و فاز نصیحت برمی‌دارن، حالت دگرگون می‌شه. اینجاست که دلت یه رفیقِ مشتی و بی‌شیله‌پيله می‌خواد که باهاش بدون هیچ نقابی بشینی یه چای بخوری و درد دل کنی. این دقیقاً همون «دیر مغان و شراب نابه». * تو محیط کار و روابط: وقتی از فضاهای اتوکشیده، پر از تعارف‌های دروغی، چاپلوسی و زیرآب‌زنی خسته می‌شی و دلت لک می‌زنه واسه یه دورهمی خاکی با آدمای با مرام و یکرنگ این دقیقاً همون «دیر مغان و شراب نابه». پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: حافظ که دشمنِ شماره یکِ ریاکاریه. می‌خواد بگه کار خیری که فقط برای جلب توجه بقیه باشه، یه پولِ سیاه هم نمی‌ارزه و خدا خریدارِ قلبِ صاف و خالصه، نه لباسِ قشنگ و ادای خوب درآوردن. * اخلاقی: این بیت یه تلنگرِ سنگینه واسه اینکه یادت نره اصالت و یکرنگی چقدر قیمت داره. بهمون یاد می‌ده که نقاب نزنیم. یه آدمِ واقعی و خاکی که پر از ایراده، هزار بار باارزش‌تر و مشتی‌تر از یه آدمِ ظاهرصلاحیه که پشتِ یه عالمه ادعای الکی قایم شده و یه فضای مسموم، پیرامون خودش درست کرده.
محمدرضا رنجبر غزل۲بیت۴.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🍃 بشد كه ياد خوشش باد روزگار وصال خود آن كرشمه كجا رفت و آن عتاب كجا
بِشُد، کِه یادِ خوشَش باد، روزگارِ وِصال خود آن کِرِشمِه کُجا رَفت و آن عِتاب کُجا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * بِشُد: رفت، تموم شد، پرید. * کِه یادِ خوشَش باد: یادش بخیر، دمش گرم، صفا کردیم تو اون روزا. * روزگارِ وِصال: دوران با هم بودن، روزایی که با هم چفت بودیم و حالمون کوک بود. * خود: اصلاً، ناموساً. * آن کِرِشمِه: اون ناز و اداها، اون دلبری‌های مشتی. * کُجا رَفت: چی شد؟ کجا غیبش زد؟ * آن عِتاب: اون قهر و اخمِ الکی، اون دعواهای نمکین و عاشقونه. * کُجا: کجا رفت؟ توضیح خودمونی و راحت: آخ که اون روزای مشتیِ با هم بودن تموم شد و رفت؛ یادش بخیر چه روزای نابی بود! اصلاً معلوم نیست اون همه ناز و ادا و دلبری‌ها چی شد؟ اون قهر و آشتی‌ها و اخمای الکی و دعواهای عشقی کجا غیبشون زد؟ انگار همه‌چیز یهو دود شد رفت تو هوا و رابطمون قطع شد، یا بقول امروزیش کات (کاتْ) شد! ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً حرف دلِ ماست وقتی دلمون واسه یه دورانِ لوتی‌گری و باصفا تو گذشته تنگ می‌شه و با حسرت آه می‌کشیم و می‌گیم "یادش بخیر". * تو رابطه‌ها: وقتی یه رابطه سرد می‌شه یا آدم از عشقش دور می‌افته، می‌شینه با خودش می‌گه "یادش بخیر روزای اول چقدر با هم ردیف بودیم، اون همه ذوق و شوق و حتی اون دعواهای کوچیکمون که سریع با آشتی تموم می‌شد، چی شد؟ چرا الان این‌قدر با هم غریبه شدیم و تو یه فازِ فاصله‌گرفتن، و دور شدن افتادیم؟" * تو رفاقت‌ها و جمع‌های قدیمی: وقتی یاد جمعِ بچه‌محل‌ها یا رفیقای قدیمی می‌افتیم که کلی با هم می‌خندیدیم و کل‌کل می‌کردیم، ولی الان هرکی رفته پی کار خودش و دیگه خبری از اون دورهمی‌های گرم و مشتی نیست. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو مسیر عرفان، یه وقتایی آدم حس می‌کنه خیلی با خدا رفیق و قاطیه (وصال) و حال دلش خیلی کوکه، ولی یه وقتایی هم این حس می‌پره. اینجا حافظ داره حسرت اون روزای خلوتِ مشتی با خدا رو می‌خوره و دلتنگ اون راز و نیازها و حتی اون گوش‌مالی‌های شیرینِ تو مسیرِ خداست. * اخلاقی: این بیت یه تلنگرِ سنگینه که بهمون می‌گه: «داداش، قدرِ روزای خوب و آدمای بامرامِ زندگیت رو همین الان که هستن بدون.» زمان مثل برق و باد می‌گذره و یه روزی می‌رسه که از اون خنده‌ها و حتی قهر و آشتی‌ها، فقط یه حسرت می‌مونه. پس تا می‌تونی از با هم بودن لذت ببر و این لحظه‌ها رو از دست نده، یا بقول امروزیش (میسْ) نکن.
محمدرضا رنجبر 460_100868911686162.mp3
زمان: حجم: 5M
🍃 ز روى دوست دل دشمنان چه دريابد چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا
زِ رویِ دوست دلِ دشمنان چه دریابد چراغِ مُرده کجا شمعِ آفتاب کجا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * زِ رویِ دوست: از جمال یار، رخساره اون رفیقِ شفیق * دلِ دشمنان: قلب اون آدمای بدخواه، حسود و بخیل که چشم دیدن ندارن. * چه دریابد: چی می‌تونه بفهمه آخه؟ (یعنی قدش نمی‌رسه، هیچی بارش نیست). * چراغِ مُرده: چراغی که پت‌پت کرده و خاموش شده (نماد یه آدم تاریک‌دل و بی‌معرفت). * شمعِ آفتاب: خورشید تابان و پرنور، خورشیدِ مشتی و عالم‌تاب. * کجا... کجا: این کجا و اون کجا! (یعنی داداش، اینا اصلاً تو یه لیگ نیستن، زمین تا آسمون توفیر دارن). توضیح خودمونی و راحت: حافظ اینجا داره یه قانونِ لاتی و سنگین رو یادآوری می‌کنه. می‌گه داداش، آدمی که تو دلش پر از سیاهی، کینه و حسادته، اصلاً ظرفیت و ابزار فهمیدن زیبایی و عشق رو نداره؛ یعنی سیم‌کِشیش قطعه! واسه اینکه تهِ این تفاوت رو نشون بده، یه مثال مشتی می‌زنه: می‌گه ناموساً یه چراغِ نفتیِ خاموش و درب و داغون (چراغ مرده) می‌تونه عظمت و شکوه آفتاب رو درک کنه یا باهاش کل‌کل کنه؟ معلومه که نه! پس آدمِ بدخواه و چشم‌تنگ هم نمی‌تونه بفهمه تو دلِ یه آدمِ عاشق و بامرام چه خبره. فرض کن تو یه حرکتِ مشتی زدی، یه موفقیت خفن آوردی یا اصلاً تو زندگیت داری صفا می‌کنی و حالت کوکه. بعد می‌بینی یه سری آدم حسود و بخیل مدام دارن پشت سرت صفحه می‌ذارن یا مسخره‌ات می‌کنن. حافظ می‌گه اینجا اصلاً نباید غصه بخوری یا بخوای به اینا جواب پس بدی! چون قلب اونا مثل همون «چراغ مرده» است و در اون حدی نیستن که بخوان باهات درگیر بشن. نباید اعصاب خودت رو الکی خورد کنی و باهاشون وارد رابطه‌های مسموم بشی، وقتی یکی از درون داغونه، نور تو رو نمی‌بینه؛ پس کلاً تحویلشون نگیر و نادیده‌شون بگیر، یا بقول امروزیش ایگْنور (ایگْنور) کن بره پی کارش. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: حقیقت و نور خدا (که مثل خورشید عالم‌تابه) همه‌جا پهنه و داره نورپاشی می‌کنه. اما دلی که با غرور، کینه و بدذاتی تاریک شده (مثل اون چراغِ مرده)، گیرنده‌هاش سوخته و دیگه نمی‌تونه این نور مشتی رو بگیره. واسه دیدن نور، اول باید شیشه دل رو دستمال کشید و روشنش کرد. * اخلاقی: وقت و اعصابِ طلاییت رو خرجِ ثابت کردن خودت به آدمای دو رو و بدذات نکن. تو مثل خورشید باش و به تابیدنت ادامه بده. تو مسیر لاتی و درستِ خودت برو جلو؛ چون تاریکی هیچ‌وقت قدش نمی‌رسه که روشنایی رو درک کنه. فقط روی هدف خودت تمرکز کن، یا بقول امروزیش روی کار خودت فوکُس (فوکُس) کن و بی‌خیالِ بدخواها باش.
محمدرضا رنجبر 489_100868920641760.mp3
زمان: حجم: 6M
🍃 مبين بسيب زنخدان كه چاه در راهست كجا همى‌روى اى دل بدين شتاب كجا
مَبین بِه سیبِ زَنَخدان کِه چاه دَر راه اَست کُجا هَمی‌رَوی اِی دِل بِدین شِتاب کُجا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * مَبین: داداش زل نزن، چشمتو درویش کن، گول نخور. * بِه: به. * سیبِ زَنَخدان: اون چونه‌ی قشنگ و گرد که بدجور دلبری می‌کنه (ظاهر خفن و گول‌زنک). * کِه: آخه واسه اینکه. * چاه: همون گودیِ روی چونه که مثل چاله‌ست، ولی تو بگو تله و دست‌اندازِ روزگار. * دَر راه اَست: تو مسیرته، بدجور کمین کرده برات. * کُجا: کجا آخه پهلوون؟ * هَمی‌رَوی: داری تخته‌گاز می‌ری. * اِی دِل: ای دلِ غافلِ من. * بِدین: با این. * شِتاب: عجله، هول‌بازی، با کله رفتن تو شِکَمِ ماجرا. * کُجا: کجا بابا؟ یه نَمه ترمز بکش! توضیح خودمونی و راحت: ای دلِ غافل! داداش من، اینقدر کَف‌بُرِ این ظاهر قشنگ و دلفریب نشو! درسته که اون سیب زنخدان (چونه خوشگل) خیلی دلبری می‌کنه و آدمو هوایی می‌کنه، ولی مشتی، حواست نیست همون‌جا یه چاله و تله‌ی عمیق سر راهت پهنه که اگه بیفتی توش، دیگه دراومدنت با خداست. آخه با این همه هول‌بازی و چشم‌بسته رفتن، داری کجا با این عجله می‌ری؟ تو زندگی خاکیِ خودمون هم همینه؛ خیلی وقتا یه چیزی ظاهرش بدجور برق می‌زنه و آدمو قلقلک می‌ده. مثلاً یه کارِ توهمی و پرپول بهت پیشنهاد می‌شه، یا یه آدم خوش‌تیپ و خوش‌سر و زبون میاد تو زندگیت. تو هم فقط ظاهر رو می‌بینی و با کله می‌خوای بپری وسطش، بدون اینکه ته و توی قضیه رو دربیاری و زیاد در موردش فکر کنی، یا بقول امروزیش روی کار اووِرتینْک (اووِرتینْک) کنی. حافظِ اینجا مثل یه رفیق شفیق می‌زنه رو شونه‌ت می‌گه: داداش، گول این زرق‌وبرق رو نخور! اگه چشماتو باز نکنی، ممکنه گیرِ یه آدم ناجور بیفتی و زنگ خطرها رو نبینی، و بیفتی تو چاه. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو مسیر معرفت و رسیدن به خدا، زرق و برق و جذابیت‌های این دنیای فانی (مثل پول، مقام، شهرت) درست همون سیبِ گول‌زنکِ داستانه. اگه چشمت رو بگیره و هول بشی، میفتی تو چاه غفلت و از اون مسیر اصلیِ رشد و مردونگی جا می‌مونی. * اخلاقی: تو زندگی همیشه دست‌به‌عصا و باحواس‌جمع برو جلو. عجله و هول‌بازی، مخصوصاً وقتی یه لقمه‌ی چرب و نرم یا یه ظاهر وسوسه‌انگیز می‌بینی، کار می‌ده دستت. قبل از اینکه دلت رو بزنی به دریا، خوب بررسی کن، یا بقول امروزیش همه‌چیزو (چِک) کن ببین زیر این نقابِ قشنگ، چه دردسرها و چاه‌هایی برات کندن.
محمدرضا رنجبر 545_100868907158147.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🍃 چو كحل بينش ما خاك آستان شماست كجا رويم بفرما ازين جناب كجا
چو کُحلِ بینِشِ ما خاکِ آستانِ شُماست کُجا رَویم؟، بِفَرما، ازین جَناب کُجا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * چو: آخه وقتی که * کُحل: سُرمه، همون توتیای چشم که می‌کشن تو چشم تا هم قشنگ بشه هم نور و دیدش بیشتر بشه * بینِش: بصیرت، چشم دل * ما: ما خاکی‌ها و مشتی‌ها (خودِ حافظ و امثال خودش) * خاک: خاک * آستان: درگاه، دمِ درِ خونه * شُماست: برای شماست، مال توئه * کُجا رَویم: آخه کجا رو داریم بریم؟ * بِفَرما: خودت بگو آخه! * ازین: از این * جَناب: درگاه، پیشگاه تو، از این بارگاه مشتی * کُجا: کجا بریم؟ (هیچ‌جا!) توضیح خودمونی و راحت: حافظ داره با اون بالایی یا یارِ جینگش اختلاط می‌کنه و می‌گه: «نوکرتم! وقتی خاکِ دمِ درِ خونه‌ی تو، واسه چشمای ما مثل سرمه‌ست و چشمامون رو روشن و بینا می‌کنه، دیگه ما اصلاً کجا رو داریم که بریم؟ خودت کلاهتو قاضی کن و بگو، از درِ خونه‌ی تو پاشیم بریم کجا آخه؟ هیچ‌جا تو این کره‌ی خاکی برامون باصفاتر از اینجا نیست.» ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً همون حسِ قشنگِ گیر کردنِ دل پیشِ یه «آدمِ امن» یا یه «پاتوق باصفا» تو زندگیه. * تو رفاقت و عشق: دیدی یه رفیقِ شفیق یا یه عشقی تو زندگیت داری که اینقدر پیشش حالت کوکه و حرفاش بهت آرامش می‌ده که اصلاً دلت نمی‌خواد با کس دیگه‌ای وقت بگذرونی؟ یعنی کلاً بقیه رو خط می‌زنی و کنار می‌ذاری، یا بقول امروزیش کَنْسِل (کَنْسِل) می‌کنی. اینجاست که تو دلت یا به خودش می‌گی: «آخه من جز تو کیو دارم مشتی؟ کجا برم بهتر از پیش تو که حالمو این‌جوری کوک می‌کنی و حسِ خوب بهم می‌دی، یا بقول امروزیش (وایْبِ) مثبت می‌دی؟» * پناه بردن به یه جای دنج: مثل وقتایی که از زمین و زمان خسته و کلافه‌ای و می‌ری خونه‌ی مامان‌بابا یا اون پاتوقِ همیشگی. چون اونجا تنها جاییه که حالت رو جا می‌یاره و چشمت رو به روی قشنگی‌ها باز می‌کنه، اصلاً جای دیگه‌ای به چشمت نمیاد و به خودت می‌گی اینجا تنها پناهگاه و حاشیه امن منه. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: حافظ داره به اوس کریم (خدا) می‌گه آگاهی و روشن‌بینیِ دلِ ما فقط از خاکِ درگاهِ تو به دست میاد. وقتی تو منبع همه‌چیز هستی و فقط پیش تو به آرامشِ واقعی می‌رسیم، درِ خونه‌ی کی بریم جز تو؟ پناهی و پناهگاهی جز تو نداریم خدا. * اخلاقی: پیامش وفاداری و مرام و معرفته. بهمون یاد می‌ده که قدرِ اون منبعِ عشق و آرامشی که حالمون رو خوب می‌کنه بدونیم. وقتی یه نفر یا یه جا باعث می‌شه دیدمون به زندگی قشنگ‌تر بشه (مثل همون سرمه چشم)، الکی واسه پیدا کردن آرامش، آویزونِ درِ خونه‌ی این و اون نشیم و به همون‌جا وفادار بمونیم.
محمدرضا رنجبر 449_100871916815935.mp3
زمان: حجم: 4.3M
🍃 قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اى دوست قرار چيست صبورى كدام و خواب كجا
قَرار و خواب زِ حافِظ طَمَع مَدار اِی دوست قَرار چیست؟ صَبوری کُدام و خواب کُجا؟ معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * قَرار: آروم و قرار، یه جا بند شدن، ترمز داشتن * و: و * خواب: خواب و خوراک و استراحت * زِ حافِظ: از حافظ * طَمَع مَدار: توقع نداشته باش، بی‌خیالش شو، از سرت بیرون کن * اِی دوست: ای رفیق، ای داشِ گُلم * قَرار چیست؟: آروم و قرار دیگه چه صیغه‌ایه؟ (انگار اصلاً تو مرام ما نیست) * صَبوری: دندون رو جیگر گذاشتن و طاقت آوردن * کُدام: کدوم؟ * و خواب کُجا: خواب کجا بود بابا؟ کی می‌تونه چشم رو هم بذاره اصلاً؟ توضیح خودمونی و راحت: ای رفیقِ شفیق! از منِ عاشق که دلمو باختم، توقع نداشته باش که بتونم یه جا آروم بگیرم یا شبا سرمو راحت بذارم رو متکا و تخت بخوابم. وقتی آدم بدجوری خاطرخواه و هوایی می‌شه، دیگه آروم و قرار چیه؟ دندون رو جیگر گذاشتن کدومه؟ اصلاً خواب مگه به چشم آدم میاد؟ یعنی کلاً تمرکز و توجه کردن روی استراحت رو از دست می‌ده یا بقول امروزیش رو خواب (فُوکُوس) نداره. خواب کجا بود مشتی! ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً حال و روز آدمیه که بدجوری درگیر یه عشق یا یه هدفِ مشتی شده و دیگه خواب و خوراک از سرش پریده؛ چون وقتی یه دغدغه خفن تو دلته، دیگه نمی‌تونی بی‌خیال باشی. * تو عاشقی: وقتی تازه دلتو باختی یا منتظر دیدن یار هستی، از شدت هیجان و تپش قلب، شب تا صبح تو جات غلت می‌زنی و اصلاً چشمت گرم نمی‌شه. به قول معروف، آدم عاشق خواب نداره و ذهنش بیش از حد درگیره و فکر و خیال می‌کنه یا بقول امروزیش اُووِرْتینک (اُووِرْتینک) می‌کنه. * تو رسیدن به هدف: وقتی یه ایده ناب واسه یه کار جدید تو سرته، یا داری واسه یه آزمونِ سرنوشت‌ساز می‌خونی، انقدر فکرت درگیره و استرس شیرین داری که اصلاً نمی‌تونی یه جا بند بشی. همه‌اش در حال دو زدن و تلاشی و کلاً قید خواب و استراحت رو می‌زنی. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: عاشقِ سینه‌چاک تو مسیر رسیدن به اوس کریم (خدا)، انقدر بی‌تاب و شیفته است که راحتی و خوابِ ظاهریِ دنیا رو کلاً می‌بوسه می‌ذاره کنار. همه‌اش تو حالِ وصل و تلاشه و به یه جا موندن و درجا زدن راضی نمی‌شه. * اخلاقی: این بیت بهمون می‌گه داداش، اگه واقعاً یه چیزی رو از ته دلت می‌خوای (چه عشق باشه، چه رسیدن به یه قله تو زندگی)، باید پیه بی‌خوابی و بی‌قراری رو بمالی به تنت. آدمای راحت‌طلب که همه‌اش دنبال بالشت نرم و استراحتن، به جاهای بزرگ نمی‌رسن. عشق و موفقیت، بی‌خوابی کشیدن و تلاشِ شبانه‌روزی می‌خواد!
﷽ 🌸✨ در هیاهوی زندگی امروز، گاه خلوتی کوتاه و دلنشین با غزلیات جادویی حافظ، می تواند روح آدمی را جلا بخشد. 🍃📖☕️ 💎 همراهان گران‌قدر؛ از آنجا که برای تهیه، تدوین و ارائه این شرح، عشق، زمان و زحمات فراوانی صرف شده است ❤️⏳، صمیمانه سپاسگزار می‌شویم اگر با مهر و همت خود، رسانه ما باشید و لینک کانال را برای دوستان، گروه‌ها و سایر شیفتگان ادبیات ارسال کنید. 🕊💌 👇 🔗 لینک دعوت به کانال: 🔶 لینک کانال ایتا: https://eitaa.com/Sharhesher/6 🔴 لینک کانال روبیکا: https://rubika.ir/sharhesher/BGJAGDAJGHHICBBD