محمدرضا رنجبر 460_100868911686162.mp3
زمان:
حجم:
5M
🍃 ز روى دوست دل دشمنان چه دريابد
چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا
زِ رویِ دوست دلِ دشمنان چه دریابد
چراغِ مُرده کجا شمعِ آفتاب کجا
معنی کلمهها به زبون ساده:
* زِ رویِ دوست: از جمال یار، رخساره اون رفیقِ شفیق
* دلِ دشمنان: قلب اون آدمای بدخواه، حسود و بخیل که چشم دیدن ندارن.
* چه دریابد: چی میتونه بفهمه آخه؟ (یعنی قدش نمیرسه، هیچی بارش نیست).
* چراغِ مُرده: چراغی که پتپت کرده و خاموش شده (نماد یه آدم تاریکدل و بیمعرفت).
* شمعِ آفتاب: خورشید تابان و پرنور، خورشیدِ مشتی و عالمتاب.
* کجا... کجا: این کجا و اون کجا! (یعنی داداش، اینا اصلاً تو یه لیگ نیستن، زمین تا آسمون توفیر دارن).
توضیح خودمونی و راحت:
حافظ اینجا داره یه قانونِ لاتی و سنگین رو یادآوری میکنه. میگه داداش، آدمی که تو دلش پر از سیاهی، کینه و حسادته، اصلاً ظرفیت و ابزار فهمیدن زیبایی و عشق رو نداره؛ یعنی سیمکِشیش قطعه! واسه اینکه تهِ این تفاوت رو نشون بده، یه مثال مشتی میزنه: میگه ناموساً یه چراغِ نفتیِ خاموش و درب و داغون (چراغ مرده) میتونه عظمت و شکوه آفتاب رو درک کنه یا باهاش کلکل کنه؟ معلومه که نه! پس آدمِ بدخواه و چشمتنگ هم نمیتونه بفهمه تو دلِ یه آدمِ عاشق و بامرام چه خبره.
فرض کن تو یه حرکتِ مشتی زدی، یه موفقیت خفن آوردی یا اصلاً تو زندگیت داری صفا میکنی و حالت کوکه. بعد میبینی یه سری آدم حسود و بخیل مدام دارن پشت سرت صفحه میذارن یا مسخرهات میکنن. حافظ میگه اینجا اصلاً نباید غصه بخوری یا بخوای به اینا جواب پس بدی! چون قلب اونا مثل همون «چراغ مرده» است و در اون حدی نیستن که بخوان باهات درگیر بشن. نباید اعصاب خودت رو الکی خورد کنی و باهاشون وارد رابطههای مسموم بشی، وقتی یکی از درون داغونه، نور تو رو نمیبینه؛ پس کلاً تحویلشون نگیر و نادیدهشون بگیر، یا بقول امروزیش ایگْنور (ایگْنور) کن بره پی کارش.
پیام عرفانی و اخلاقیش:
* عرفانی: حقیقت و نور خدا (که مثل خورشید عالمتابه) همهجا پهنه و داره نورپاشی میکنه. اما دلی که با غرور، کینه و بدذاتی تاریک شده (مثل اون چراغِ مرده)، گیرندههاش سوخته و دیگه نمیتونه این نور مشتی رو بگیره. واسه دیدن نور، اول باید شیشه دل رو دستمال کشید و روشنش کرد.
* اخلاقی: وقت و اعصابِ طلاییت رو خرجِ ثابت کردن خودت به آدمای دو رو و بدذات نکن. تو مثل خورشید باش و به تابیدنت ادامه بده. تو مسیر لاتی و درستِ خودت برو جلو؛ چون تاریکی هیچوقت قدش نمیرسه که روشنایی رو درک کنه. فقط روی هدف خودت تمرکز کن، یا بقول امروزیش روی کار خودت فوکُس (فوکُس) کن و بیخیالِ بدخواها باش.
محمدرضا رنجبر 489_100868920641760.mp3
زمان:
حجم:
6M
🍃 مبين بسيب زنخدان كه چاه در راهست
كجا همىروى اى دل بدين شتاب كجا
مَبین بِه سیبِ زَنَخدان کِه چاه دَر راه اَست
کُجا هَمیرَوی اِی دِل بِدین شِتاب کُجا
معنی کلمهها به زبون ساده:
* مَبین: داداش زل نزن، چشمتو درویش کن، گول نخور.
* بِه: به.
* سیبِ زَنَخدان: اون چونهی قشنگ و گرد که بدجور دلبری میکنه (ظاهر خفن و گولزنک).
* کِه: آخه واسه اینکه.
* چاه: همون گودیِ روی چونه که مثل چالهست، ولی تو بگو تله و دستاندازِ روزگار.
* دَر راه اَست: تو مسیرته، بدجور کمین کرده برات.
* کُجا: کجا آخه پهلوون؟
* هَمیرَوی: داری تختهگاز میری.
* اِی دِل: ای دلِ غافلِ من.
* بِدین: با این.
* شِتاب: عجله، هولبازی، با کله رفتن تو شِکَمِ ماجرا.
* کُجا: کجا بابا؟ یه نَمه ترمز بکش!
توضیح خودمونی و راحت:
ای دلِ غافل! داداش من، اینقدر کَفبُرِ این ظاهر قشنگ و دلفریب نشو! درسته که اون سیب زنخدان (چونه خوشگل) خیلی دلبری میکنه و آدمو هوایی میکنه، ولی مشتی، حواست نیست همونجا یه چاله و تلهی عمیق سر راهت پهنه که اگه بیفتی توش، دیگه دراومدنت با خداست. آخه با این همه هولبازی و چشمبسته رفتن، داری کجا با این عجله میری؟
تو زندگی خاکیِ خودمون هم همینه؛ خیلی وقتا یه چیزی ظاهرش بدجور برق میزنه و آدمو قلقلک میده. مثلاً یه کارِ توهمی و پرپول بهت پیشنهاد میشه، یا یه آدم خوشتیپ و خوشسر و زبون میاد تو زندگیت. تو هم فقط ظاهر رو میبینی و با کله میخوای بپری وسطش، بدون اینکه ته و توی قضیه رو دربیاری و زیاد در موردش فکر کنی، یا بقول امروزیش روی کار اووِرتینْک (اووِرتینْک) کنی. حافظِ اینجا مثل یه رفیق شفیق میزنه رو شونهت میگه: داداش، گول این زرقوبرق رو نخور! اگه چشماتو باز نکنی، ممکنه گیرِ یه آدم ناجور بیفتی و زنگ خطرها رو نبینی، و بیفتی تو چاه.
پیام عرفانی و اخلاقیش:
* عرفانی: تو مسیر معرفت و رسیدن به خدا، زرق و برق و جذابیتهای این دنیای فانی (مثل پول، مقام، شهرت) درست همون سیبِ گولزنکِ داستانه. اگه چشمت رو بگیره و هول بشی، میفتی تو چاه غفلت و از اون مسیر اصلیِ رشد و مردونگی جا میمونی.
* اخلاقی: تو زندگی همیشه دستبهعصا و باحواسجمع برو جلو. عجله و هولبازی، مخصوصاً وقتی یه لقمهی چرب و نرم یا یه ظاهر وسوسهانگیز میبینی، کار میده دستت. قبل از اینکه دلت رو بزنی به دریا، خوب بررسی کن، یا بقول امروزیش همهچیزو (چِک) کن ببین زیر این نقابِ قشنگ، چه دردسرها و چاههایی برات کندن.
محمدرضا رنجبر 545_100868907158147.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
🍃 چو كحل بينش ما خاك آستان شماست
كجا رويم بفرما ازين جناب كجا
چو کُحلِ بینِشِ ما خاکِ آستانِ شُماست
کُجا رَویم؟، بِفَرما، ازین جَناب کُجا
معنی کلمهها به زبون ساده:
* چو: آخه وقتی که
* کُحل: سُرمه، همون توتیای چشم که میکشن تو چشم تا هم قشنگ بشه هم نور و دیدش بیشتر بشه
* بینِش: بصیرت، چشم دل
* ما: ما خاکیها و مشتیها (خودِ حافظ و امثال خودش)
* خاک: خاک
* آستان: درگاه، دمِ درِ خونه
* شُماست: برای شماست، مال توئه
* کُجا رَویم: آخه کجا رو داریم بریم؟
* بِفَرما: خودت بگو آخه!
* ازین: از این
* جَناب: درگاه، پیشگاه تو، از این بارگاه مشتی
* کُجا: کجا بریم؟ (هیچجا!)
توضیح خودمونی و راحت:
حافظ داره با اون بالایی یا یارِ جینگش اختلاط میکنه و میگه: «نوکرتم! وقتی خاکِ دمِ درِ خونهی تو، واسه چشمای ما مثل سرمهست و چشمامون رو روشن و بینا میکنه، دیگه ما اصلاً کجا رو داریم که بریم؟ خودت کلاهتو قاضی کن و بگو، از درِ خونهی تو پاشیم بریم کجا آخه؟ هیچجا تو این کرهی خاکی برامون باصفاتر از اینجا نیست.»
ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟
این بیت دقیقاً همون حسِ قشنگِ گیر کردنِ دل پیشِ یه «آدمِ امن» یا یه «پاتوق باصفا» تو زندگیه.
* تو رفاقت و عشق: دیدی یه رفیقِ شفیق یا یه عشقی تو زندگیت داری که اینقدر پیشش حالت کوکه و حرفاش بهت آرامش میده که اصلاً دلت نمیخواد با کس دیگهای وقت بگذرونی؟ یعنی کلاً بقیه رو خط میزنی و کنار میذاری، یا بقول امروزیش کَنْسِل (کَنْسِل) میکنی. اینجاست که تو دلت یا به خودش میگی: «آخه من جز تو کیو دارم مشتی؟ کجا برم بهتر از پیش تو که حالمو اینجوری کوک میکنی و حسِ خوب بهم میدی، یا بقول امروزیش (وایْبِ) مثبت میدی؟»
* پناه بردن به یه جای دنج: مثل وقتایی که از زمین و زمان خسته و کلافهای و میری خونهی مامانبابا یا اون پاتوقِ همیشگی. چون اونجا تنها جاییه که حالت رو جا مییاره و چشمت رو به روی قشنگیها باز میکنه، اصلاً جای دیگهای به چشمت نمیاد و به خودت میگی اینجا تنها پناهگاه و حاشیه امن منه.
پیام عرفانی و اخلاقیش:
* عرفانی: حافظ داره به اوس کریم (خدا) میگه آگاهی و روشنبینیِ دلِ ما فقط از خاکِ درگاهِ تو به دست میاد. وقتی تو منبع همهچیز هستی و فقط پیش تو به آرامشِ واقعی میرسیم، درِ خونهی کی بریم جز تو؟ پناهی و پناهگاهی جز تو نداریم خدا.
* اخلاقی: پیامش وفاداری و مرام و معرفته. بهمون یاد میده که قدرِ اون منبعِ عشق و آرامشی که حالمون رو خوب میکنه بدونیم. وقتی یه نفر یا یه جا باعث میشه دیدمون به زندگی قشنگتر بشه (مثل همون سرمه چشم)، الکی واسه پیدا کردن آرامش، آویزونِ درِ خونهی این و اون نشیم و به همونجا وفادار بمونیم.
محمدرضا رنجبر 449_100871916815935.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
🍃 قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اى دوست
قرار چيست صبورى كدام و خواب كجا
قَرار و خواب زِ حافِظ طَمَع مَدار اِی دوست
قَرار چیست؟ صَبوری کُدام و خواب کُجا؟
معنی کلمهها به زبون ساده:
* قَرار: آروم و قرار، یه جا بند شدن، ترمز داشتن
* و: و
* خواب: خواب و خوراک و استراحت
* زِ حافِظ: از حافظ
* طَمَع مَدار: توقع نداشته باش، بیخیالش شو، از سرت بیرون کن
* اِی دوست: ای رفیق، ای داشِ گُلم
* قَرار چیست؟: آروم و قرار دیگه چه صیغهایه؟ (انگار اصلاً تو مرام ما نیست)
* صَبوری: دندون رو جیگر گذاشتن و طاقت آوردن
* کُدام: کدوم؟
* و خواب کُجا: خواب کجا بود بابا؟ کی میتونه چشم رو هم بذاره اصلاً؟
توضیح خودمونی و راحت:
ای رفیقِ شفیق! از منِ عاشق که دلمو باختم، توقع نداشته باش که بتونم یه جا آروم بگیرم یا شبا سرمو راحت بذارم رو متکا و تخت بخوابم. وقتی آدم بدجوری خاطرخواه و هوایی میشه، دیگه آروم و قرار چیه؟ دندون رو جیگر گذاشتن کدومه؟ اصلاً خواب مگه به چشم آدم میاد؟ یعنی کلاً تمرکز و توجه کردن روی استراحت رو از دست میده یا بقول امروزیش رو خواب (فُوکُوس) نداره. خواب کجا بود مشتی!
ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟
این بیت دقیقاً حال و روز آدمیه که بدجوری درگیر یه عشق یا یه هدفِ مشتی شده و دیگه خواب و خوراک از سرش پریده؛ چون وقتی یه دغدغه خفن تو دلته، دیگه نمیتونی بیخیال باشی.
* تو عاشقی: وقتی تازه دلتو باختی یا منتظر دیدن یار هستی، از شدت هیجان و تپش قلب، شب تا صبح تو جات غلت میزنی و اصلاً چشمت گرم نمیشه. به قول معروف، آدم عاشق خواب نداره و ذهنش بیش از حد درگیره و فکر و خیال میکنه یا بقول امروزیش اُووِرْتینک (اُووِرْتینک) میکنه.
* تو رسیدن به هدف: وقتی یه ایده ناب واسه یه کار جدید تو سرته، یا داری واسه یه آزمونِ سرنوشتساز میخونی، انقدر فکرت درگیره و استرس شیرین داری که اصلاً نمیتونی یه جا بند بشی. همهاش در حال دو زدن و تلاشی و کلاً قید خواب و استراحت رو میزنی.
پیام عرفانی و اخلاقیش:
* عرفانی: عاشقِ سینهچاک تو مسیر رسیدن به اوس کریم (خدا)، انقدر بیتاب و شیفته است که راحتی و خوابِ ظاهریِ دنیا رو کلاً میبوسه میذاره کنار. همهاش تو حالِ وصل و تلاشه و به یه جا موندن و درجا زدن راضی نمیشه.
* اخلاقی: این بیت بهمون میگه داداش، اگه واقعاً یه چیزی رو از ته دلت میخوای (چه عشق باشه، چه رسیدن به یه قله تو زندگی)، باید پیه بیخوابی و بیقراری رو بمالی به تنت. آدمای راحتطلب که همهاش دنبال بالشت نرم و استراحتن، به جاهای بزرگ نمیرسن. عشق و موفقیت، بیخوابی کشیدن و تلاشِ شبانهروزی میخواد!
﷽ 🌸✨
در هیاهوی زندگی امروز، گاه خلوتی کوتاه و دلنشین با غزلیات جادویی حافظ، می تواند روح آدمی را جلا بخشد. 🍃📖☕️
💎 همراهان گرانقدر؛
از آنجا که برای تهیه، تدوین و ارائه این شرح، عشق، زمان و زحمات فراوانی صرف شده است ❤️⏳، صمیمانه سپاسگزار میشویم اگر با مهر و همت خود، رسانه ما باشید و لینک کانال را برای دوستان، گروهها و سایر شیفتگان ادبیات ارسال کنید. 🕊💌
👇 🔗 لینک دعوت به کانال:
🔶 لینک کانال ایتا:
https://eitaa.com/Sharhesher/6
🔴 لینک کانال روبیکا:
https://rubika.ir/sharhesher/BGJAGDAJGHHICBBD
﷽ 🌸✨
🍃 به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را
كه به شكر پادشاهى ز نظر مران گدا را
ــــــــــــــــــــــــــــ
🍃 ز رقيب ديوسيرت به خداى خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددى دهد خدا را
ــــــــــــــــــــــــــــ
🍃 مژۀ سياهت ار كرد به خون ما اشارت
ز فريب او بينديش و غلط مكن نگارا
ــــــــــــــــــــــــــــ
🍃 دل عالمى بسوزى چو عذار برفروزى
تو از اين چه سود دارى كه نمىكنى مدارا
ــــــــــــــــــــــــــــ
🍃 همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى
به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
ــــــــــــــــــــــــــــ
🍃 چه قيامت است جانا كه به عاشقان نمودى
دل و جان فداى رويت بنما عذار ما را
ــــــــــــــــــــــــــــ
🍃 به خدا كه جرعهاى ده تو به حافظ سحرخيز
كه دعاى صبحگاهى اثرى كند شما را
#غزل_3
محمدرضا رنجبر غزل،۳بیت۱.mp3
زمان:
حجم:
6.4M
🍃 به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را
كه به شكر پادشاهى ز نظر مران گدا را
#غزل_3
بِه مُلازِمانِ سُلطان کِه رِسانَد این دُعا را؟
کِه بِه شُکرِ پادِشاهی زِ نَظَر مَران گِدا را
معنی کلمهها به زبون ساده:
* بِه: به
* مُلازِمان: دور و بریها، نوچهها، همراههای همیشگی، یا به قول امروزیا «اکیپ» و بادیگاردا.
* سُلطان: پادشاه، آدمِ بزرگ و همهکاره (تو شعرای حافظ معمولاً منظور همون یارِ زیبا و دلنوازی هست که سلطان قلب هاست و بر دل ها پادشاهی می کنه و بیمحلّه و حرف اول و آخر رو میزنه
* کِه: کی، چه کسی، کدوم لوطی پیدا میشه که...
* رِسانَد: میرسونه، پیام رو میبره میذاره کفِ دستِ طرف، یا به قول امروزیا پیام رو «فوروارد» میکنه.
* این دُعا را: این حرفِ دل، این خواهش و تمنایِ مشتی رو.
* کِه: (اینجا یعنی حرف و آمارم اینه که...)
* بِه شُکرِ: به شکرانهیِ، به سلامتیِ و به پاسِ...
* پادِشاهی: اون قدرت، برو بیا، زیبایی و جایگاهِ خفنی که داری، یا به قول امروزیا اون «لِوِلِ» بالات.
* زِ نَظَر: از جلو چشمت، از دایرهی لطف و مرامت.
* مَران: بیرون نکن، نرون و پس نزن، یا به قول امروزیا ما رو «دایورت» نکن.
* گِدا را: آدمِ نیازمند و لنگ، یا همون عاشقِ خسته و دستخالی (که اینجا منظور خود حافظه که حسابی گیرِ و گرفتار یار شده).
توضیح خودمونی و راحت:
آقا، کدوم لوطی و بامرام پیدا میشه این حرفِ دل و تمنای ما رو برسونه به گوشِ دور و بریهای اون یارِ پادشاهمون؟ کدوم جوونمردی پیام ما رو دستبهدست میکنه؟
بهش بگید: «ببین سالار! حالا که خدا اینهمه برو بیا، قشنگی و مقام بهت داده، به سلامتی و شکرانهی اینهمه جذابیت؛ یا به قول امروزیا این «کاریزما»یی که داری، بیا و لوطیگری کن. این عاشقِ خسته و دستخالی رو از درِ خونهت پس نزن. یه نیمنگاهی هم به خاکیهای زیرِ پات بنداز و ما رو نادیده نگیر؛ و ما رو هم تحویل بگیر!»
ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟
این بیت داره یه حرفِ حق و خیلی مشتی میزنه که قشنگ به دردِ زندگی میخوره: «آدم وقتی بارش رو میبنده و میکشه بالا، یا یه قدرتی میافته دستش، نامردیه اگه گذشتهاش رو فراموش کنه و ضعیفترها رو لگد کنه.»
* تو کاسبی و کار: فرض کن تو شرکتت ارتقا میگیری و میشی مدیر؛ این بیت میگه به سلامتی و شکرانهی این میز و مقامی که بهت دادن، زیرآبِ کارمندای خاکی و ساده رو نزن، اذیتشون نکن و از کار بیکارشون نکن؛ یا به قول امروزیا اونا رو «فایر» نکن. لوطی باش و هوای زیردستات رو داشته باش!
* تو رفاقت و دوستی: یه وقتایی یکی یهو وضعش توپ میشه یا اسم و رسمی به هم میزنه. بعد کلاً رفیقای قدیمیش رو که وضعشون معمولیه تحویل نمیگیره، پیاماشون رو میبینه و بیمحلی میکنه؛ یا به قول امروزیا پیام رو «سین» میکنه و جواب نمیده! حافظ میگه شکرانهی این جایگاهت اینه که اون رفیقِ ساده و بیریا رو از خودت نرونی و الکی پز ندی و خودنمایی نکنی؛ یا به قول امروزیا واسش «شوآف» نکنی.
پیام عرفانی و اخلاقیش:
* عرفانی: تو نگاه عرفانی، پادشاهِ واقعی خداست و ما آدما گدای درگاهشیم. اینجا حافظ داره به فرشتهها و مقربان درگاه خدا (ملازمان) میگه که به خدا بگید به خاطر اون بزرگی و خداییِ خودش، ما بندههای دستخالی و پر از گناه رو از رحمتش دور نکنه و رومون رو زمین نندازه.
* اخلاقی: پیام اخلاقیش همون قانونِ طلایی «شکر نعمت» هست. میگه زکات و شکرِ قدرت، زیبایی، پول یا هر نعمت دیگهای که داری، اینه که باهاش دست ضعیفترها رو بگیری، نه اینکه مغرور بشی و از بالا به بقیه نگاه کنی. اگه کسی رو از خودت برونی، ممکنه اون نعمت از دستت بپره!