eitaa logo
شرح دیوان حافظ
2.1هزار دنبال‌کننده
8 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
چو کُحلِ بینِشِ ما خاکِ آستانِ شُماست کُجا رَویم؟، بِفَرما، ازین جَناب کُجا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * چو: آخه وقتی که * کُحل: سُرمه، همون توتیای چشم که می‌کشن تو چشم تا هم قشنگ بشه هم نور و دیدش بیشتر بشه * بینِش: بصیرت، چشم دل * ما: ما خاکی‌ها و مشتی‌ها (خودِ حافظ و امثال خودش) * خاک: خاک * آستان: درگاه، دمِ درِ خونه * شُماست: برای شماست، مال توئه * کُجا رَویم: آخه کجا رو داریم بریم؟ * بِفَرما: خودت بگو آخه! * ازین: از این * جَناب: درگاه، پیشگاه تو، از این بارگاه مشتی * کُجا: کجا بریم؟ (هیچ‌جا!) توضیح خودمونی و راحت: حافظ داره با اون بالایی یا یارِ جینگش اختلاط می‌کنه و می‌گه: «نوکرتم! وقتی خاکِ دمِ درِ خونه‌ی تو، واسه چشمای ما مثل سرمه‌ست و چشمامون رو روشن و بینا می‌کنه، دیگه ما اصلاً کجا رو داریم که بریم؟ خودت کلاهتو قاضی کن و بگو، از درِ خونه‌ی تو پاشیم بریم کجا آخه؟ هیچ‌جا تو این کره‌ی خاکی برامون باصفاتر از اینجا نیست.» ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً همون حسِ قشنگِ گیر کردنِ دل پیشِ یه «آدمِ امن» یا یه «پاتوق باصفا» تو زندگیه. * تو رفاقت و عشق: دیدی یه رفیقِ شفیق یا یه عشقی تو زندگیت داری که اینقدر پیشش حالت کوکه و حرفاش بهت آرامش می‌ده که اصلاً دلت نمی‌خواد با کس دیگه‌ای وقت بگذرونی؟ یعنی کلاً بقیه رو خط می‌زنی و کنار می‌ذاری، یا بقول امروزیش کَنْسِل (کَنْسِل) می‌کنی. اینجاست که تو دلت یا به خودش می‌گی: «آخه من جز تو کیو دارم مشتی؟ کجا برم بهتر از پیش تو که حالمو این‌جوری کوک می‌کنی و حسِ خوب بهم می‌دی، یا بقول امروزیش (وایْبِ) مثبت می‌دی؟» * پناه بردن به یه جای دنج: مثل وقتایی که از زمین و زمان خسته و کلافه‌ای و می‌ری خونه‌ی مامان‌بابا یا اون پاتوقِ همیشگی. چون اونجا تنها جاییه که حالت رو جا می‌یاره و چشمت رو به روی قشنگی‌ها باز می‌کنه، اصلاً جای دیگه‌ای به چشمت نمیاد و به خودت می‌گی اینجا تنها پناهگاه و حاشیه امن منه. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: حافظ داره به اوس کریم (خدا) می‌گه آگاهی و روشن‌بینیِ دلِ ما فقط از خاکِ درگاهِ تو به دست میاد. وقتی تو منبع همه‌چیز هستی و فقط پیش تو به آرامشِ واقعی می‌رسیم، درِ خونه‌ی کی بریم جز تو؟ پناهی و پناهگاهی جز تو نداریم خدا. * اخلاقی: پیامش وفاداری و مرام و معرفته. بهمون یاد می‌ده که قدرِ اون منبعِ عشق و آرامشی که حالمون رو خوب می‌کنه بدونیم. وقتی یه نفر یا یه جا باعث می‌شه دیدمون به زندگی قشنگ‌تر بشه (مثل همون سرمه چشم)، الکی واسه پیدا کردن آرامش، آویزونِ درِ خونه‌ی این و اون نشیم و به همون‌جا وفادار بمونیم.
محمدرضا رنجبر 449_100871916815935.mp3
زمان: حجم: 4.3M
🍃 قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اى دوست قرار چيست صبورى كدام و خواب كجا
قَرار و خواب زِ حافِظ طَمَع مَدار اِی دوست قَرار چیست؟ صَبوری کُدام و خواب کُجا؟ معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * قَرار: آروم و قرار، یه جا بند شدن، ترمز داشتن * و: و * خواب: خواب و خوراک و استراحت * زِ حافِظ: از حافظ * طَمَع مَدار: توقع نداشته باش، بی‌خیالش شو، از سرت بیرون کن * اِی دوست: ای رفیق، ای داشِ گُلم * قَرار چیست؟: آروم و قرار دیگه چه صیغه‌ایه؟ (انگار اصلاً تو مرام ما نیست) * صَبوری: دندون رو جیگر گذاشتن و طاقت آوردن * کُدام: کدوم؟ * و خواب کُجا: خواب کجا بود بابا؟ کی می‌تونه چشم رو هم بذاره اصلاً؟ توضیح خودمونی و راحت: ای رفیقِ شفیق! از منِ عاشق که دلمو باختم، توقع نداشته باش که بتونم یه جا آروم بگیرم یا شبا سرمو راحت بذارم رو متکا و تخت بخوابم. وقتی آدم بدجوری خاطرخواه و هوایی می‌شه، دیگه آروم و قرار چیه؟ دندون رو جیگر گذاشتن کدومه؟ اصلاً خواب مگه به چشم آدم میاد؟ یعنی کلاً تمرکز و توجه کردن روی استراحت رو از دست می‌ده یا بقول امروزیش رو خواب (فُوکُوس) نداره. خواب کجا بود مشتی! ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً حال و روز آدمیه که بدجوری درگیر یه عشق یا یه هدفِ مشتی شده و دیگه خواب و خوراک از سرش پریده؛ چون وقتی یه دغدغه خفن تو دلته، دیگه نمی‌تونی بی‌خیال باشی. * تو عاشقی: وقتی تازه دلتو باختی یا منتظر دیدن یار هستی، از شدت هیجان و تپش قلب، شب تا صبح تو جات غلت می‌زنی و اصلاً چشمت گرم نمی‌شه. به قول معروف، آدم عاشق خواب نداره و ذهنش بیش از حد درگیره و فکر و خیال می‌کنه یا بقول امروزیش اُووِرْتینک (اُووِرْتینک) می‌کنه. * تو رسیدن به هدف: وقتی یه ایده ناب واسه یه کار جدید تو سرته، یا داری واسه یه آزمونِ سرنوشت‌ساز می‌خونی، انقدر فکرت درگیره و استرس شیرین داری که اصلاً نمی‌تونی یه جا بند بشی. همه‌اش در حال دو زدن و تلاشی و کلاً قید خواب و استراحت رو می‌زنی. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: عاشقِ سینه‌چاک تو مسیر رسیدن به اوس کریم (خدا)، انقدر بی‌تاب و شیفته است که راحتی و خوابِ ظاهریِ دنیا رو کلاً می‌بوسه می‌ذاره کنار. همه‌اش تو حالِ وصل و تلاشه و به یه جا موندن و درجا زدن راضی نمی‌شه. * اخلاقی: این بیت بهمون می‌گه داداش، اگه واقعاً یه چیزی رو از ته دلت می‌خوای (چه عشق باشه، چه رسیدن به یه قله تو زندگی)، باید پیه بی‌خوابی و بی‌قراری رو بمالی به تنت. آدمای راحت‌طلب که همه‌اش دنبال بالشت نرم و استراحتن، به جاهای بزرگ نمی‌رسن. عشق و موفقیت، بی‌خوابی کشیدن و تلاشِ شبانه‌روزی می‌خواد!
﷽ 🌸✨ در هیاهوی زندگی امروز، گاه خلوتی کوتاه و دلنشین با غزلیات جادویی حافظ، می تواند روح آدمی را جلا بخشد. 🍃📖☕️ 💎 همراهان گران‌قدر؛ از آنجا که برای تهیه، تدوین و ارائه این شرح، عشق، زمان و زحمات فراوانی صرف شده است ❤️⏳، صمیمانه سپاسگزار می‌شویم اگر با مهر و همت خود، رسانه ما باشید و لینک کانال را برای دوستان، گروه‌ها و سایر شیفتگان ادبیات ارسال کنید. 🕊💌 👇 🔗 لینک دعوت به کانال: 🔶 لینک کانال ایتا: https://eitaa.com/Sharhesher/6 🔴 لینک کانال روبیکا: https://rubika.ir/sharhesher/BGJAGDAJGHHICBBD
﷽ 🌸✨ 🍃 به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را كه به شكر پادشاهى ز نظر مران گدا را ــــــــــــــــــــــــــــ 🍃 ز رقيب ديوسيرت به خداى خود پناهم مگر آن شهاب ثاقب مددى دهد خدا را ــــــــــــــــــــــــــــ 🍃 مژۀ سياهت ار كرد به خون ما اشارت ز فريب او بينديش و غلط مكن نگارا ــــــــــــــــــــــــــــ 🍃 دل عالمى بسوزى چو عذار برفروزى تو از اين چه سود دارى كه نمى‌كنى مدارا ــــــــــــــــــــــــــــ 🍃 همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى به پيام آشنايان بنوازد آشنا را ــــــــــــــــــــــــــــ 🍃 چه قيامت است جانا كه به عاشقان نمودى دل و جان فداى رويت بنما عذار ما را ــــــــــــــــــــــــــــ 🍃 به خدا كه جرعه‌اى ده تو به حافظ سحرخيز كه دعاى صبحگاهى اثرى كند شما را
محمدرضا رنجبر غزل،۳بیت۱.mp3
زمان: حجم: 6.4M
🍃 به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را كه به شكر پادشاهى ز نظر مران گدا را
بِه مُلازِمانِ سُلطان کِه رِسانَد این دُعا را؟ کِه بِه شُکرِ پادِشاهی زِ نَظَر مَران گِدا را معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * بِه: به * مُلازِمان: دور و بری‌ها، نوچه‌ها، همراه‌های همیشگی، یا به قول امروزیا «اکیپ» و بادیگاردا. * سُلطان: پادشاه، آدمِ بزرگ و همه‌کاره (تو شعرای حافظ معمولاً منظور همون یارِ زیبا و دلنوازی هست که سلطان قلب هاست و بر دل ها پادشاهی می کنه و بی‌محلّه و حرف اول و آخر رو می‌زنه * کِه: کی، چه کسی، کدوم لوطی پیدا می‌شه که... * رِسانَد: می‌رسونه، پیام رو می‌بره می‌ذاره کفِ دستِ طرف، یا به قول امروزیا پیام رو «فوروارد» می‌کنه. * این دُعا را: این حرفِ دل، این خواهش و تمنایِ مشتی رو. * کِه: (اینجا یعنی حرف و آمارم اینه که...) * بِه شُکرِ: به شکرانه‌یِ، به سلامتیِ و به پاسِ... * پادِشاهی: اون قدرت، برو بیا، زیبایی و جایگاهِ خفنی که داری، یا به قول امروزیا اون «لِوِلِ» بالات. * زِ نَظَر: از جلو چشمت، از دایره‌ی لطف و مرامت. * مَران: بیرون نکن، نرون و پس نزن، یا به قول امروزیا ما رو «دایورت» نکن. * گِدا را: آدمِ نیازمند و لنگ، یا همون عاشقِ خسته و دست‌خالی (که اینجا منظور خود حافظه که حسابی گیرِ و گرفتار یار شده). توضیح خودمونی و راحت: آقا، کدوم لوطی و بامرام پیدا می‌شه این حرفِ دل و تمنای ما رو برسونه به گوشِ دور و بری‌های اون یارِ پادشاه‌مون؟ کدوم جوونمردی پیام ما رو دست‌به‌دست می‌کنه؟ بهش بگید: «ببین سالار! حالا که خدا این‌همه برو بیا، قشنگی و مقام بهت داده، به سلامتی و شکرانه‌ی این‌همه جذابیت؛ یا به قول امروزیا این «کاریزما»یی که داری، بیا و لوطی‌گری کن. این عاشقِ خسته و دست‌خالی رو از درِ خونه‌ت پس نزن. یه نیم‌نگاهی هم به خاکی‌های زیرِ پات بنداز و ما رو نادیده نگیر؛ و ما رو هم تحویل بگیر!» ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت داره یه حرفِ حق و خیلی مشتی می‌زنه که قشنگ به دردِ زندگی می‌خوره: «آدم وقتی بارش رو می‌بنده و می‌کشه بالا، یا یه قدرتی می‌افته دستش، نامردیه اگه گذشته‌اش رو فراموش کنه و ضعیف‌ترها رو لگد کنه.» * تو کاسبی و کار: فرض کن تو شرکتت ارتقا می‌گیری و می‌شی مدیر؛ این بیت می‌گه به سلامتی و شکرانه‌ی این میز و مقامی که بهت دادن، زیرآبِ کارمندای خاکی و ساده رو نزن، اذیتشون نکن و از کار بی‌کارشون نکن؛ یا به قول امروزیا اونا رو «فایر» نکن. لوطی باش و هوای زیردستات رو داشته باش! * تو رفاقت و دوستی: یه وقتایی یکی یهو وضعش توپ می‌شه یا اسم و رسمی به هم می‌زنه. بعد کلاً رفیقای قدیمیش رو که وضعشون معمولیه تحویل نمی‌گیره، پیاماشون رو می‌بینه و بی‌محلی می‌کنه؛ یا به قول امروزیا پیام رو «سین» می‌کنه و جواب نمی‌ده! حافظ می‌گه شکرانه‌ی این جایگاهت اینه که اون رفیقِ ساده و بی‌ریا رو از خودت نرونی و الکی پز ندی و خودنمایی نکنی؛ یا به قول امروزیا واسش «شوآف» نکنی. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو نگاه عرفانی، پادشاهِ واقعی خداست و ما آدما گدای درگاهشیم. اینجا حافظ داره به فرشته‌ها و مقربان درگاه خدا (ملازمان) می‌گه که به خدا بگید به خاطر اون بزرگی و خداییِ خودش، ما بنده‌های دست‌خالی و پر از گناه رو از رحمتش دور نکنه و رومون رو زمین نندازه. * اخلاقی: پیام اخلاقیش همون قانونِ طلایی «شکر نعمت» هست. می‌گه زکات و شکرِ قدرت، زیبایی، پول یا هر نعمت دیگه‌ای که داری، اینه که باهاش دست ضعیف‌ترها رو بگیری، نه اینکه مغرور بشی و از بالا به بقیه نگاه کنی. اگه کسی رو از خودت برونی، ممکنه اون نعمت از دستت بپره!
محمدرضا رنجبر غزل،۳بیت۲.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🍃 ز رقيب ديوسيرت به خداى خود پناهم مگر آن شهاب ثاقب مددى دهد خدا را
زِ رَقیبِ دیوسیرَت بِه خُدایِ خود پَناهَم مَگَر آن شَهابِ ثاقِب مَدَدی دَهَد خُدا را معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * زِ: از * رَقیب: مزاحم، یا همون آدم حسود و آویزونی که نمی‌ذاره به عشقمون برسیم. * دیوسیرَت: بدذات، کسی که تو دلش مثل قیر سیاهه و ذاتش خرابه. * بِه خُدایِ خود: به اوس‌کریم. * پَناهَم: می‌رم تو آغوشش قایم می‌شم، دخیلم بهش. * مَگَر: به این امید که، خدا کنه. * آن: اون * شَهابِ ثاقِب: شهاب‌سنگ پرنور (تو باورهای قدیمی می‌گفتن اینا مثل تیر آتیشین می‌خورن تو فرق سر دیوهای فضول و تار و مارشون می‌کنن). * مَدَدی دَهَد: یه کمکی بده، دستمونو بگیره. * خُدا را: محض رضای خدا، جونِ هر کی دوست داری! توضیح خودمونی و راحت: حافظ داره می‌گه از دست این مزاحم بدذات و شیطون‌صفت که مثل بختک افتاده رو زندگیمون، فقط می‌تونیم پناه ببریم به اوس‌کریم! به این امید که اون شهاب‌سنگ پرنور (یه نیروی غیبی از طرف بالاسری)، محض رضای خدا بیاد و یه پس‌گردنیِ مشتی به این دیوِ مزاحم بزنه و شرش رو کم کنه تا یه نفس راحت بکشیم. این بیت دقیقاً حال و روز وقتاییه که گیرِ یه آدم به‌شدت زهرآگین می‌افتی زورت بهش نمی‌رسه و فقط می‌خوای حذفش کنی، یا بقول امروزیش اونو (دِلِیت) کنی. مثلاً تو کاسبی یا دانشگاه، یه زیرآب‌زن داری که همش می‌خواد چوب لای چرخت بذاره. وقتی می‌بینی با دعوا زورت بهش نمی‌رسه، کار رو می‌سپاری به خدا تا یه اتفاقی بیفته و خودش دمش رو بذاره رو کولش و بره. یا تو رفاقت و عاشقی، یه آدم حسود پیدا شده که مدام داره موش می‌دوونه. اینجا الکی حرص نخور؛ مسدودش کن، یا بقول امروزیش اونو (بِلاک) کن و بقیش رو بسپار به بالاسری تا یه جرقه‌ای از غیب برسه و اون آدم رو برای همیشه از زندگیتون شوت کنه بیرون. پیام عرفانی و اخلاقیش: عرفانی: تو مسیر لوطی‌گری و رشد، اون «رقیب دیوسیرت» در واقع همون نفس اماره و شیطونِ درون خودمونه که هی می‌خواد ما رو از راه به در کنه و نمی‌ذاره به خدا و آرامش برسیم. «شهاب ثاقب» همون نور هدایت خداس که یهو می‌تابه تو دلمون، تاریکی‌ها رو می‌سوزونه و شیطون رو فراری می‌ده تا راهمون باز شه. اخلاقی: این بیت بهمون یاد می‌ده وقتایی که گیر آدمای خیلی بدذات می‌افتیم و هیچ کاری از دستمون برنمیاد، الکی خودمون رو داغون نکنیم و تمرکزمون رو از دست ندیم، یا بقول امروزیش (فوکُوسِ) خودمون رو به هم نزنیم. به اوس‌کریم پناه ببریم و دلمون قرص باشه که بالاخره یه کمکی از راه می‌رسه و حق اون آدمای بد رو می‌ذاره کف دستشون.
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۳.mp3
زمان: حجم: 5.2M
🍃 مژۀ سياهت ار كرد به خون ما اشارت ز فريب او بينديش و غلط مكن نگارا
مُژِهٔ سیاهَت اَر کَرد به خونِ ما اِشارَت زِ فِریبِ او بیَندیش و غَلَط مَکُن نِگارا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * مُژِهٔ سیاهَت: مژه‌های مشکی رنگت * اَر: اگه. * کَرد: کرد (انجام داد). * به خونِ ما: به ریختن خون ما (منظورش تیزی کشیدن رو قلب عاشق و لَت و پار کردنِ عاشقه). * اِشارَت: آمار دادن، چشمک زدن و فرمان دادن. * زِ: از. * فِریبِ او: گول زدنش، کلک و حقه‌بازیِ اون مژه‌ها. * بیَندیش: بترس، حواستو جمع کن، دوزاریت بیفته. * وَ: و. * غَلَط مَکُن: اشتباه نکن، خبط نکن، کاری دست خودت نده. * نِگارا: ای یار زیباروی من، سالارِ قلبم، ای بامرام. توضیح خودمونی و راحت: میگه: ای یارِ خوش‌قد و بالا! اگه اون مژه‌های مشکیت یهو آمار دادن و وسوسه‌ت کردن که خونِ منِ عاشقِ خسته رو بریزی (یعنی بی‌مرامی کنی و دلمو بشکنی)، خیلی حواست باشه گول کلک‌هاشون رو نخوریا! یه وقت خبط و اشتباه نکنی و به حرفشون گوش بدی، چون اونا دارن فریبت می‌دن و می‌خوان تو رو بندازن تو هچل و نامردی کردن در حقِ ما خاکی‌ها. ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت در واقع داره می‌گه داداش، گاهی وقتا نزدیک‌ترین آدمای دور و برمون، همونا که مثل داداشی هستن، ممکنه بهمون آدرس غلط بدن و باعث بشن یه تصمیم اشتباه بگیریم که هم دل یه بی‌گناه بشکنه، هم خودمون شرمنده بشیم و سرمون پایین بیفته. * تو رفاقت و عاشقی: فرض کن یه رفیق فابریک (که مثل مژه به چشمت نزدیکه) هی زیر پات می‌شینه و وسوسه‌ت می‌کنه که با عشقت بد تا کنی، بی‌رحم باشی یا یهو رابطه‌ت رو قطع کنی و تمومش کنی؛ یا بقول امروزیا باهاش (کَات) کنی. حافظ می‌گه سالار، اینجا باید حواست باشه گول این حرفای ظاهراً دلسوزانه رو نخوری و با دست خودت تیشه به ریشه عشقت نزنی. * تو کاسبی و کار: خیلی وقتا یه موقعیتی پیش میاد که وسوسه می‌شیم واسه دو قرون پولِ چرک کف دست، زیرآب همکارمون رو بزنیم و از دور خارجش کنیم؛ یا بقول امروزیا اونو (دِلِیت) کنیم. ظاهر اون کار خیلی جذابه، ولی مرام و لوطی‌گری حکم می‌کنه اشتباه نکنیم و گول این فریب‌ها رو نخوریم. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو مسیر مردانگی و معنویت، گاهی زرق و برق دنیا یا همون نفس اماره (که مثل مژه سیاه خیلی هم جذابه و چشمک می‌زنه) به آدم فرمان می‌ده که از مسیر مشتی‌گری و مهربونی دور بشه. آدمِ باصفا باید خیلی زرنگ باشه و گول این ظواهر رو نخوره و از راهِ حق کج نشه. * اخلاقی: داداش، این بیت بهمون یاد می‌ده که همیشه قبل از هر تصمیمِ تند و تیزی، کلامون رو قاضی کنیم و حسابی سبک سنگین کنیم. چشم‌بسته به حرف و وسوسه بقیه (حتی اونایی که خیلی باهاشون ایاغیم) یا حتی هوس‌های زودگذر خودمون گوش ندیم؛ حواسمون باشه با کارامون دلی رو نشکنیم و روی احساسات کسی پا نذاریم و نادیده‌شون نگیریم؛ چون دلی که شکست، دیگه بند زدنش کار هر کسی نیست و تاوان داره!
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۴.mp3
زمان: حجم: 4.9M
🍃 دل عالمى بسوزى چو عذار برفروزى تو از اين چه سود دارى كه نمى‌كنى مدارا