eitaa logo
شرح دیوان حافظ
2.1هزار دنبال‌کننده
8 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
محمدرضا رنجبر غزل،۳بیت۲.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🍃 ز رقيب ديوسيرت به خداى خود پناهم مگر آن شهاب ثاقب مددى دهد خدا را
زِ رَقیبِ دیوسیرَت بِه خُدایِ خود پَناهَم مَگَر آن شَهابِ ثاقِب مَدَدی دَهَد خُدا را معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * زِ: از * رَقیب: مزاحم، یا همون آدم حسود و آویزونی که نمی‌ذاره به عشقمون برسیم. * دیوسیرَت: بدذات، کسی که تو دلش مثل قیر سیاهه و ذاتش خرابه. * بِه خُدایِ خود: به اوس‌کریم. * پَناهَم: می‌رم تو آغوشش قایم می‌شم، دخیلم بهش. * مَگَر: به این امید که، خدا کنه. * آن: اون * شَهابِ ثاقِب: شهاب‌سنگ پرنور (تو باورهای قدیمی می‌گفتن اینا مثل تیر آتیشین می‌خورن تو فرق سر دیوهای فضول و تار و مارشون می‌کنن). * مَدَدی دَهَد: یه کمکی بده، دستمونو بگیره. * خُدا را: محض رضای خدا، جونِ هر کی دوست داری! توضیح خودمونی و راحت: حافظ داره می‌گه از دست این مزاحم بدذات و شیطون‌صفت که مثل بختک افتاده رو زندگیمون، فقط می‌تونیم پناه ببریم به اوس‌کریم! به این امید که اون شهاب‌سنگ پرنور (یه نیروی غیبی از طرف بالاسری)، محض رضای خدا بیاد و یه پس‌گردنیِ مشتی به این دیوِ مزاحم بزنه و شرش رو کم کنه تا یه نفس راحت بکشیم. این بیت دقیقاً حال و روز وقتاییه که گیرِ یه آدم به‌شدت زهرآگین می‌افتی زورت بهش نمی‌رسه و فقط می‌خوای حذفش کنی، یا بقول امروزیش اونو (دِلِیت) کنی. مثلاً تو کاسبی یا دانشگاه، یه زیرآب‌زن داری که همش می‌خواد چوب لای چرخت بذاره. وقتی می‌بینی با دعوا زورت بهش نمی‌رسه، کار رو می‌سپاری به خدا تا یه اتفاقی بیفته و خودش دمش رو بذاره رو کولش و بره. یا تو رفاقت و عاشقی، یه آدم حسود پیدا شده که مدام داره موش می‌دوونه. اینجا الکی حرص نخور؛ مسدودش کن، یا بقول امروزیش اونو (بِلاک) کن و بقیش رو بسپار به بالاسری تا یه جرقه‌ای از غیب برسه و اون آدم رو برای همیشه از زندگیتون شوت کنه بیرون. پیام عرفانی و اخلاقیش: عرفانی: تو مسیر لوطی‌گری و رشد، اون «رقیب دیوسیرت» در واقع همون نفس اماره و شیطونِ درون خودمونه که هی می‌خواد ما رو از راه به در کنه و نمی‌ذاره به خدا و آرامش برسیم. «شهاب ثاقب» همون نور هدایت خداس که یهو می‌تابه تو دلمون، تاریکی‌ها رو می‌سوزونه و شیطون رو فراری می‌ده تا راهمون باز شه. اخلاقی: این بیت بهمون یاد می‌ده وقتایی که گیر آدمای خیلی بدذات می‌افتیم و هیچ کاری از دستمون برنمیاد، الکی خودمون رو داغون نکنیم و تمرکزمون رو از دست ندیم، یا بقول امروزیش (فوکُوسِ) خودمون رو به هم نزنیم. به اوس‌کریم پناه ببریم و دلمون قرص باشه که بالاخره یه کمکی از راه می‌رسه و حق اون آدمای بد رو می‌ذاره کف دستشون.
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۳.mp3
زمان: حجم: 5.2M
🍃 مژۀ سياهت ار كرد به خون ما اشارت ز فريب او بينديش و غلط مكن نگارا
مُژِهٔ سیاهَت اَر کَرد به خونِ ما اِشارَت زِ فِریبِ او بیَندیش و غَلَط مَکُن نِگارا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * مُژِهٔ سیاهَت: مژه‌های مشکی رنگت * اَر: اگه. * کَرد: کرد (انجام داد). * به خونِ ما: به ریختن خون ما (منظورش تیزی کشیدن رو قلب عاشق و لَت و پار کردنِ عاشقه). * اِشارَت: آمار دادن، چشمک زدن و فرمان دادن. * زِ: از. * فِریبِ او: گول زدنش، کلک و حقه‌بازیِ اون مژه‌ها. * بیَندیش: بترس، حواستو جمع کن، دوزاریت بیفته. * وَ: و. * غَلَط مَکُن: اشتباه نکن، خبط نکن، کاری دست خودت نده. * نِگارا: ای یار زیباروی من، سالارِ قلبم، ای بامرام. توضیح خودمونی و راحت: میگه: ای یارِ خوش‌قد و بالا! اگه اون مژه‌های مشکیت یهو آمار دادن و وسوسه‌ت کردن که خونِ منِ عاشقِ خسته رو بریزی (یعنی بی‌مرامی کنی و دلمو بشکنی)، خیلی حواست باشه گول کلک‌هاشون رو نخوریا! یه وقت خبط و اشتباه نکنی و به حرفشون گوش بدی، چون اونا دارن فریبت می‌دن و می‌خوان تو رو بندازن تو هچل و نامردی کردن در حقِ ما خاکی‌ها. ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت در واقع داره می‌گه داداش، گاهی وقتا نزدیک‌ترین آدمای دور و برمون، همونا که مثل داداشی هستن، ممکنه بهمون آدرس غلط بدن و باعث بشن یه تصمیم اشتباه بگیریم که هم دل یه بی‌گناه بشکنه، هم خودمون شرمنده بشیم و سرمون پایین بیفته. * تو رفاقت و عاشقی: فرض کن یه رفیق فابریک (که مثل مژه به چشمت نزدیکه) هی زیر پات می‌شینه و وسوسه‌ت می‌کنه که با عشقت بد تا کنی، بی‌رحم باشی یا یهو رابطه‌ت رو قطع کنی و تمومش کنی؛ یا بقول امروزیا باهاش (کَات) کنی. حافظ می‌گه سالار، اینجا باید حواست باشه گول این حرفای ظاهراً دلسوزانه رو نخوری و با دست خودت تیشه به ریشه عشقت نزنی. * تو کاسبی و کار: خیلی وقتا یه موقعیتی پیش میاد که وسوسه می‌شیم واسه دو قرون پولِ چرک کف دست، زیرآب همکارمون رو بزنیم و از دور خارجش کنیم؛ یا بقول امروزیا اونو (دِلِیت) کنیم. ظاهر اون کار خیلی جذابه، ولی مرام و لوطی‌گری حکم می‌کنه اشتباه نکنیم و گول این فریب‌ها رو نخوریم. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو مسیر مردانگی و معنویت، گاهی زرق و برق دنیا یا همون نفس اماره (که مثل مژه سیاه خیلی هم جذابه و چشمک می‌زنه) به آدم فرمان می‌ده که از مسیر مشتی‌گری و مهربونی دور بشه. آدمِ باصفا باید خیلی زرنگ باشه و گول این ظواهر رو نخوره و از راهِ حق کج نشه. * اخلاقی: داداش، این بیت بهمون یاد می‌ده که همیشه قبل از هر تصمیمِ تند و تیزی، کلامون رو قاضی کنیم و حسابی سبک سنگین کنیم. چشم‌بسته به حرف و وسوسه بقیه (حتی اونایی که خیلی باهاشون ایاغیم) یا حتی هوس‌های زودگذر خودمون گوش ندیم؛ حواسمون باشه با کارامون دلی رو نشکنیم و روی احساسات کسی پا نذاریم و نادیده‌شون نگیریم؛ چون دلی که شکست، دیگه بند زدنش کار هر کسی نیست و تاوان داره!
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۴.mp3
زمان: حجم: 4.9M
🍃 دل عالمى بسوزى چو عذار برفروزى تو از اين چه سود دارى كه نمى‌كنى مدارا
دِلِ عالَمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزی تُو اَز این چِه سود داری کِه نِمی‌کُنی مُدارا معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * دِلِ عالَمی: دل یه دنیا آدم، دل همه بچه‌محل‌ها و خاطرخواهای سینه‌چاک. * بِسوزی: می‌سوزونی، کباب می‌کنی، * چُو: وقتی که. * عِذار: صورت، رخ، اون قیافه و فیسِ ماهت. * بَرفُروزی: روشن می‌کنی، به خودت می‌رسی، تیپ می‌زنی و رخ می‌کشی. * تُو اَز این: تو از این کار، از این طاقچه‌بالا گذاشتن و کلاس اومدن. * چِه سود داری: چه نفعی می‌بری، چقدر می‌ره تو جیبت. * کِه: که این‌طوری. * نِمی‌کُنی مُدارا: راه نمیای، مرام نمی‌ذاری، کوتاه نمیای توضیح خودمونی و راحت: میگه ای سالارِ دل‌ها! وقتی اون صورت قشنگت رو صفا می‌دی و حسابی به خودت می‌رسی و رخ می‌کشی، دل یه دنیا آدم و خاطرخواه رو کباب می‌کنی و همه رو کف‌بُرِ خودت می‌کنی! آخه بامرام، دورت بگردم، از این کارا چی بهت می‌رسه که این‌قدر سخت می‌گیری و با ما خاکی‌ها و عاشقا راه نمیای و یه نمه لوطی‌گری به خرج نمی‌دی؟ ربطش به زندگی روزمره خودمون چیه؟ این بیت دقیقاً وصفِ حالِ وقتاییه که یه نفر خیلی برو و بیا داره یا شرایطش خیلی توپه، ولی الکی واسه ما کلاس می‌ذاره و طاقچه‌بالا می‌ذاره و اصلا راه نمیاد. * تو رابطه‌ها: دیدی بعضیا چقدر خوش‌تیپ و تو دل برون، ولی اخلاقشون یخه و فازِ سنگین برمی‌دارن؟ همش می‌خوان ناز کنن و با کارای زهرآگین و رو اعصابشون طرف رو حرص بدن؛ حافظ می‌گه آخه اذیت کردن کسی که خاطرخواته چه فایده‌ای برات داره؟ یه کم مشتی باش و راه بیا داداش! * تو کار و زندگی: مثلاً یه آدمی که کلی قدرت و امکانات دستشه و کار همه گیرِ یه امضای اونه، ولی هی طاقچه‌بالا می‌ذاره و کار خلق‌الله رو راه نمی‌ندازه. آدم دلش می‌خواد بره یقه‌شو بگیره بگه بابا آخه از این سخت‌گیری‌ها چی تو جیبت می‌ره؟ یه کم با مردم مدارا کن و خودنمایی و پز دادن رو بذار کنار؛ یا بقول امروزیش (شُو آف) نکن و کار بنده‌های خدا رو راه بنداز! پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو مسیر مشتی‌گری و عرفان، وقتی اوستا کریم یه چشمه از اون نور و زیباییش رو نشون می‌ده، دل همه عاشق‌ها و سینه‌چاک‌ها رو می‌بره و کباب می‌کنه. اینجا عاشق داره نازِ معبودش رو می‌کشه و می‌گه حالا که این‌قدر دلبری و سالاری، یه کم هم با دلِ بی‌قرارِ ما راه بیا و لطفت رو بیشتر کن تا ما هم یه نفسی بکشیم. * اخلاقی: پیامش خیلی رک و پوست‌کنده‌س داداش؛ اگه خدا بهت رخِ قشنگ، جیبِ پر پول، قدرت یا هر نعمت دیگه‌ای داده، باهاش به بقیه فخر نفروش و درها رو به روی بقیه مسدود نکن؛ یا بقول امروزیش بقیه رو (بِلاک) نکن. مغرور نباش، با مردم خاکی باش، راه بیا و مرام بذار، چون از اذیت کردن و حرص دادن بقیه هیچ خیری به آدم نمی‌رسه و فقط اسمِ بدش می‌مونه و آهِ پشت سر.
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۵.mp3
زمان: حجم: 3.8M
🍃 همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
هَمه شَب دَر این اُمیدَم کِه نَسیمِ صُبحگاهی بِه پِیامِ آشنایان بِنَوازَد آشنا را معنی کلمه‌ها به زبون ساده: - هَمه شَب: تموم شب، از سر شب تا خودِ صبح - دَر این اُمیدَم: تو این فازم، تو دلم این امید رو دارم - کِه: که - نَسیمِ صُبحگاهی: اون باد خنک و مشتیِ دم صبح - بِه: با / به وسیلهٔ - پِیامِ: خبر، پیغام، یه ندای ناب - آشنایان: رفقای ته‌دل، بچه‌محل‌های بامرام، آدم‌های عزیز و خودی - بِنَوازَد: حالمون رو جا بیاره، خوشحال کنه، نوازش کنه - آشنا را: کسی که دلش لک‌زده برای رفیقاش. توضیح خودمونی و راحت: داره میگه آقا من تموم شب رو با یه امید صبح می‌کنم. امیدم اینه که دم‌دمای صبح که اون باد آروم و خنک میوزه، یه خبری از طرف رفقای بامرام و عزیزام برام بیاره و حسابی حالم رو بسازه. یعنی بدجور چشم‌انتظار رفیقاشه یا به‌قول امروزیا دَر حالِ (وِیتینگ) بودن براش سخته و مدام منتظره یه نشونه یا پیغامی ازشون برسه. این حال و هوا رو ما هم تو زندگی خیلی لمس می‌کنیم. مثلاً وقتی بدجور منتظر یه پیام از یه آدم خفن تو زندگیمون هستیم و چشممون به صفحه گوشیه که پیاممون رو ببینه یا به‌قول امروزیا (سِین) کنه. اون «نسیم صبحگاهی» تو زندگی ما می‌تونه همون زنگ گوشی، یه پیامک ساده یا یه خبر خوب باشه که یهو غم‌ها رو پاک می‌کنه یا به‌قول امروزیا گ (دِلِیت) می‌کنه و دل آدم رو بدجور شاد می‌کنه. پیام عرفانی و اخلاقیش: از نگاه عرفانی: اون «آشنا» می‌تونه خودِ اوس‌کریم (خدا) باشه و «نسیم صبحگاهی» هم همون پالس‌ها و نشونه‌های لطفشه. یعنی حافظ که دلش گیرِ خداست، همیشه تو دلش امید داره که یه نشونه‌ای از طرف اون بالاسری بیاد و حال دلش رو کوک کنه. از نظر اخلاقی هم این بیت یه درس لاتی و مشتی به ما میده: اینکه آقا تحت هیچ شرایطی امیدت رو ناامید نکن. حتی وقتی هیچ خبری نیست و تو دلت حسابی منتظری، باز هم باید با امید نفس بکشی و کم نیاری. چون خیلی وقت‌ها درست تو همون لحظه‌ای که فکر می‌کنی دیگه تمومه و خبری نمیشه، یه «نسیم صبحگاهی» از راه می‌رسه و یه جوری بهت حال میده و غافلگیرت می‌کنه که به‌قول امروزیا (سورپِرایز) میشی و جیگرت حال میاد!
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۶.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🍃 چه قيامت است جانا كه به عاشقان نمودى دل و جان فداى رويت بنما عذار ما را
چِه قِیامَت اَست جانا کِه بِه عاشِقان نِمودی؟ دِل و جان فَدایِ رویَت بِنَما عِذار ما را معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * چِه: چه (واسه نشون دادن کف‌بُر شدن و شوق و ذوق و هیجانه) * قِیامَت: محشر، غوغا، طوفان دلبری، بقول امروزیا بمب! * اَست: هست * جانا: ای جانِ دل، ای عزیز دلم، سالار * کِه: که * بِه: به * عاشِقان: عاشق‌ها، اونایی که کشته مردت هستن و سینه‌چاکتن * نِمودی: نشون دادی، به پا کردی * دِل و جان: تمام وجودم، قلب و روحم * فَدایِ: قربونِ، پیش‌مرگِ، فداییِ * رویَت: روی ماهت، صورتت * بِنما: نشون بده، رخ نشون بده یا به‌قول امروزیا (شُو) بده * عِذار: رخسار، گونه، صورت خوشگلت * ما را: به ما توضیح خودمونی و راحت: ای عزیز دلم! آخه این چه محشر و غوغاییه که بین خاطرخواهات به پا کردی و این‌جوری دلبری می‌کنی؟ آخه چقدر تو جذابی؟ تمام وجودم و قلب و روحم فدای اون روی ماهت بشه؛ تو رو خدا یه بار دیگه اون صورت قشنگت رو به ما نشون بده تا دلمون آروم بگیره و حسابی کیف کنیم. این بیت دقیقاً وصفِ اون لحظه‌هاییه که یه نفر یا یه چیزی انقدر قشنگ، جذاب و خفنه که آدم از دیدنش زبونش بند میاد، قند تو دلش آب می‌شه و حسابی به وجد میاد. * تو رابطه‌های عاشقانه: فکر کن عشقت یه تیپ مشتی زده که دلت یهو هُری می‌ریزه پایین! تو دلت می‌گی «وای خدا این دیگه کیه! چه محشری کرده!» و دوست داری همش زل بزنی بهش و قفلش بشی یا به‌قول امروزیا روش (زوم) کنی و از دیدنش سیر نمی‌شی. * تو برخورد با زیبایی‌های زندگی: مثلاً بعد از کلی پیاده‌روی تو طبیعت، یهو می‌رسی به یه منظره مشتی یا یه آبشار که انقدر خوشگله نفست رو بند میاره. اونجا ناخودآگاه می‌گی «چه قیامتیه اینجا!» و دلت می‌خواد ساعت‌ها بشینی، نگاه کنی و از این زیبایی حالشو ببری. پیام عرفانی و اخلاقیش: * عرفانی: تو نگاه عرفانی، این بیت داره از قشنگی، عظمت و نور خدا حرف می‌زنه. و حافظ وقتی یه چشمه از زیبایی‌های خدا رو تو این دنیا (مثل مهربونی، عشق یا طبیعت) حس می‌کنه، حسابی مست و بی‌قرار می‌شه. واسه همین از اوس‌کریم می‌خواد که بیشتر و بیشتر خودش رو به قلبش نشون بده و باهاش ارتباط بگیره یا به‌قول امروزیا (کانِکْت) بشه تا غرق در آرامش بشه. * اخلاقی: این بیت یه درس لاتی و قشنگ بهمون میده: اینکه قدر زیبایی‌های زندگی و آدمای بامرامِ دور و برمون رو بدونیم. وقتی یه چیزی یا یه کسی حالمون رو خوب می‌کنه، ذوقمون رو قایم نکنیم! ازش تعریف کنیم، بهش بگیم که چقدر برامون عزیزه و بهش انرژی مثبت بدیم یا به‌قول امروزیا (وایْبِ) خوب بدیم و با تمام وجودمون از اون لحظه‌های قشنگ لذت ببریم.
محمدرضا رنجبر غزل۳بیت۷.mp3
زمان: حجم: 4M
🍃 به خدا كه جرعه‌اى ده تو به حافظ سحرخيز كه دعاى صبحگاهى اثرى كند شما را
بِه خُدا کِه جُرعِه‌ای دِه تُو بِه حافِظِ سَحَرْخیز کِه دُعایِ صُبحگاهی اَثَری کُنَد شُما را معنی کلمه‌ها به زبون ساده: * بِه خُدا کِه: به خدا قسم، ناموساً، جدی می‌گم * جُرعِه‌ای: یه قُلُپ، یه نَمه، یه چکه از اون کَرَم و حالِ خوب * دِه: بده، به ما هم یه نگاهی بنداز * تُو: تو * بِه: به * حافِظِ: به من حافظ * سَحَرْخیز: کسی که کله‌سحر بیداره و تو حال و هوای خودشه * کِه: واسه اینکه، چون‌که * دُعایِ: دعای، طلب خیرِ * صُبحگاهی: دعایی که دم‌دمای صبح و تو خلوت خونده می‌شه * اَثَری کُنَد: کار خودش رو می‌کنه، جواب می‌ده * شُما را: واسه شما، به نفع شما تموم می‌شه یا به‌قول امروزیا بِه نَفْعِتون کار می‌کنه و (ساپُورتِتون) می‌کنه. توضیح خودمونی و راحت: حافظ اینجا داره خیلی لاتی و با مرام حرف می‌زنه. می‌گه: به جان خودم یه نَمه از اون حال خوب و لطفت رو به من، که کله‌سحر به یادت بیداره هم بده. بعدش هم با یه دلبریِ خاصی دلیلش رو می‌گه: آخه من آدم سحرخیزی‌ام و دم صبح دعات می‌کنم. دعای سحر هم که می‌دونی ردخور نداره! یعنی داره ناز می‌کشه و می‌گه یه لطفی در حق ما بکن، چون دعای خیرِ من آخرش به درد خودت هم می‌خوره و ازت محافظت می‌کنه یا به‌قول امروزیا (کاوِرِت) می‌کنه. این حرف خیلی شبیه این رفاقت‌های مشتی و بامرامِ بین آدماست تو زندگی روزمره: * تو رفاقت‌ها: به رفیق فابت می‌گی «داداش، یه نَمه هوای ما رو داشته باش، ما که همیشه پشتتیم و هوات رو داریم یا به‌قول امروزیا (بَک‌آپِتیم).» * تو محل کار: یه همکاری که همیشه کار راه بندازه، وقتی گیر می‌کنه به بقیه می‌گه «حالا شما هم یه کم هوای ما رو داشته باشین، دمتون گرم.» * تو خانواده: مادربزرگ مهربونی که همیشه دعاش پشت سر بچه‌هاست، وقتی چیزی می‌خواد با یه لحن شیرین می‌گه «مادر جون این کارو برام بکنید، من که همیشه دعاتون می‌کنم یا بقول امروزیا انرژی مثبت براتون می‌فرستم . پیام عرفانی و اخلاقیش: * از نگاه عرفانی: حافظ می‌گه سحرخیزی خیلی قیمت داره. تو اون خلوتِ دمِ صبح، دل آدم زلاله و سیمش زودتر وصل می‌شه. واسه همین می‌گن دعای سحر خیلی خفنه و بی‌بروبرگرد جواب می‌ده. * از نگاه اخلاقی: این بیت یه درس مشتی بهمون می‌ده؛ اینکه قدر آدمایی که خالصانه خیرمون رو می‌خوان و دعامون می‌کنن رو بدونیم و پشت گوش نندازیمشون. رفاقت‌ها و رابطه‌ها وقتی قشنگ و موندگار می‌شه که توش هوای همدیگه رو داشته باشیم و این مرام و معرفت، دوطرفه باشه.