🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃
👌داستان کوتاه و پندآموز
💠مرد ثروتمند بنیاسرائیل و دو همسرش❗️
💭در میان بنی اسراییل مردی عاقل و ثروتمند زندگی می کرد که دارای دو همسر بود . از یکی از آنهاکه زنی پاکدامن و نجیب بود یک فرزند داشت که بسیارشبیه خودش بود و از همسر دیگرش که زنی بی تقوا بود، دو فرزند داشت.
💭هنگامی که زمان مرگش فرا رسید همه ی فرزندان خود را جمع کرد و گفت : تمام اموالم تنها به یکی از شما تعلق دارد. وقتی از دنیا رفت فرزندانش با هم اختلاف پیدا کردند و هر یک خود را صاحب واقعی اموال پدر می دانست تا اینکه مجبور شدند نزد قاضی رفته و از او بخواهند میانشان داوری نماید . قاضی که نمی دانست چگونه بین آنها حکم کند ، از آنها خواست برای حل مشکل شان نزد فرزندان فلان چوپان بروند.
💭آن ها در ابتدا با یکی از فرزندان چوپان که مردی مسن بود مواجه شدند او هم آنها را نزد برادر بزرگتر خود که پیرمردی کهنسال بود فرستاد اما او هم ایشان را به به بزرگترین برادر معرفی کرد و از آنها خواست نزد او رفته و مشکلشان را با او در میان بگذارند . هنگامی که نزد برادر بزرگتر آمدند با کمال تعجب مشاهده کردند او از نظر قیافه از دو برادر دیگرش کوچکتر به نظر می آید از این رو ابتدا از علت این امر سوال نمودند.
💭او گفت: آن برادری که در ابتدا دیدید از همه کوچکتر است، اما چون دارای زنی بداخلاق و لجباز است به این روز افتاده و تنها برای اینکه به بلایی دیگر مبتلا نشود صبر پیشه ساخته و با او مدارا می کند ، برادر دومی دارای همسری است که گاهی اسباب شادی و نشاط او را فراهم می کند و گاهی هم او را اذیت و ناراحت می نماید بدین جهت قیافه ای میانسال دارد اما من از همسری خوش اخلاق و نیکو بهره می برم و هیچگاه از همنشینی با او خسته نمی شوم از این رو جوانتر و شادابتر به نظر می رسم.
💭اما در مورد شما باید بگویم اگر می خواهید مشکلتان حل شود باید ابتدا قبر پدرتان را شکافته و استخوان هایش را از قبر خارج کنید و آن ها را بسوزانید آن گاه پیش من آیید تا بین شما داوری کنم.
💭اما وقتی تصمیم به چنین کاری گرفتند برادر کوچکتر تاب نیاورد و آن ها را از این کار منع کرد و از حقش صرف نظر کرد. دو برادر دیگر از او خواستند نزد قاضی آمده و در حضور او شهادت دهد. هنگامی که قاضی از ماجرا آگاه شد رو به برادر کوچکتر کرد و گفت: همه اموال پدرت ار آن توست. آن گاه به دو برادر دیگر گفت: اگر شما واقعا فرزندان پدر خود بودید همچون برادر کوچکترتان مهر و عطوفت به خرج داده و حاضر به شکافتن قبر او نمی شدید.
📚برگرفته از کتاب قصص الانبیا، آیت الله سید نعمت الله جزائری
❣ @arefeen
🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃
❤️در حدیث قدسی آمده است:
🌷اى داوود! به زمينيان برسان كه؛
✍من #دوست كسى هستم كه #مرا #دوست_بدارد، #همنشين كسى هستم كه با من #همنشينى_كند، همدم و #مونس كسى هستم كه با #ياد_من #اُنس داشته باشد، #همراه و هم صحبت كسى هستم كه با #من #مصاحبت كند، كسى را بر مىگزينم
كه مرا #برگزيند..🍃
📚المجالس السنيّه، ص 77
❣ @arefeen
💠🔻آموختم...
🍃آموختم که خدا عشق است
🍃و عشق تنها خداست....
🔹آموختم که وقتی ناامید میشوم
🔹خدا با تمام عظمتش عاشقانه
🔹انتظار میکشد تا دوباره به
🔹رحمتش امیدوار شوم...
🔸آموختم اگر تاکنون به آنچه
🔸خواستم نرسیدم خدا برایم
🔸بهترینش را در نظر گرفته...
◽️آموختم زندگی سخت است
◽️ولی من از او سخت ترم...
❣ @arefeen
☔️🍁☔️🍁☔️🍁☔️🍁☔️
💠خدا نکند انسان به گناهی عادت کند❌❗️
🌺آیت الله خوشوقت(رحمه الله علیه):
🔰باید حواسمان جمع باشد مخالفت فرمان خدا را نکنیم، و الّا اگر گناه را انجام بدهیم کم کم عادت میشود، عادتی که خودش آدم را به سوی گناه حرکت میدهد، لذا یکی از موانع کمال انسان، عادت است.
⭕️آدمی که زیاد گناه کرد گناه برای او عادت میشود، معتاد میشود. دیگر راحت و خودکار دنبال گناه میرود، دیگر لازم نیست فکر کند، عاقبت اندیشی کند، گناه برایش عادی شده است، مثل معتادها میشود، شما هر چه به او بگویی این کار را نکن آن اعتیاد باعث میشود که گوش ندهد، لذا امام حسن عسکری صلوات الله و سلامه علیه فرمودند: ترک عادت کالمُعجز است، این قدر سخت است.
⚪️برای خیلیها گناه عادی شده است، بدون هیچ مشکلی انجام میدهند و چون عادی شده است فکر عاقبتش را هم نمیکنند، بنابراین اگر عملی مثل گناه تکرار پیدا کرد این کم کم عادی میشود و دیگر آدم بدون زحمت انجام میدهد، این هم جلوی آن ورود به صراط مستقیم را میگیرد، آدم را میکشد به طرف آنچه که عادت شده است، ولو مضرّ است.
❇️اینهایی که معتاد هستند چه کار میکنند؟! دیگران را میبینند به چه بلا و روزگاری افتادهاند، میبینند که گدایی میکنند و بدبخت میشوند باز هم دنبال آن میروند، گناه نباید برای اشخاص عادت شود، اگر عادت بشود به این زودیها نمیتوانند توبه بکنند تا روحیه گناه در انسان متمکّن نشده است باید توبه کند و الّا به هیچ وجه نمیتواند برگردد الّا موارد استثنائی.
📔درس اخلاق حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه؛ مدرسه علمیه صاحب الأمر عجل الله 06/11/1390
❣ @arefeen
☔️🍁☔️🍁☔️🍁☔️🍁☔️
✅ #ﻗﺮﺁﻥ_ﺁﻳﻨﻪﻯ_ﺑﻬﺸﺖ_ﻭ_ﺟﻬﻨﻢ❗️
🌹آیت الله محمّدتقی بهجت:
✍ﺍﮔﺮ #ﻛﺘﺎﺑﻰ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ #ﻋﻜﺲ_ﺍﺷﻴﺎ ﺭﺍ #ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﺍﺩ، ﺁﻥ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﻤﻴﻦ #ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰﺩﻫﺪ، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ #ﺑﻰ_ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﺑﻪ #ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ.
💠🍃ﺍﻯ ﻛﺎﺵ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻔﺎﻭﺕ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ #ﺍﺭﺯﺵ #ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ #ﺣﻖ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﻦ ﺑﻪ #ﺑﺎﻃﻞ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ. ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺗﺶ ﭼﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ #ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ #ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ_ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ #ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺷﻰ ﻓﻜﺮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩﻯ #ﺍﻧﻮﺍﺭ_ﺍﻟﻬﻰ ﻣﻰ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ ﻭﻟﻮ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎه!
📚در محضر آیت الله بهجت
❣ @arefeen
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🍁عالم امشب پر از ماتم و رنج و محن است
🍁گرد غم بر سر هر محفل و هر انجمن است
🍁این چه شور است که بر پا شده در ارض و سماء
🍁این چه سوز است که در سینه هر مرد و زن است
🍁بانگ و فریاد به گوش آید از افلاک مگر
🍁رحلت ختم رسولان و عزای حسن است
⚫️شب شهادت حضرت رسول اکرم و امام حسن مجتبی(سلام الله علیها) تسلیت باد⚫️
🏴 @arefeen
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃
💠وقتی آقا امام رضا(ع) پناهگاه میشود❗️
🔰روزهای آخر حیات آیت الله کوهستانی؛ ترس تمام وجود او را احاطه کرده بود و لذا فرمودند: حتماً مرا به مشهد ببرید من باید پناهنده به حضرت رضا علیه السلام شوم.
🍃جنازه مرا ببرید دور ضریح مطهر طواف بدهید من پناهنده به آن حضرت بشوم، آن گاه هر جا خواستید دفن نمایید. چون آقا ما را پذیرفت!
🍃گویا تأکید و سفارش ایشان مبنی بر انتقال جنازه اش به مشهد به خاطر خوابی بود که احساس کرد حضرت رضا علیهالسلام او را پذیرفتند، زیرا خود ایشان فرمود: بر حسب خوابهایی که دیده شد معلوم میشود آقا
حضرت رضا علیه السلام ما را پذیرفتند.
🍃و آن خواب این بود که مشاهده کردند همه حضرات معصومین علیهم السلام در اتاقی نشسته اند و ایشان وارد آن مجلس شد، ولی جایی نیست که ایشان بنشیند؛ در این لحظه حضرت رضا علیه السلام نزد خود جایی را باز نمودند و خطاب به ایشان فرمود: بیا پیش من بنشین.
✅نکته: البته خواب حجت نیست، ولی بعضی از خوابها که هم با واقعیت تطبیق پیدا میکند و هم فرد عظیم الشأنی آنرا بیان میکند، میتوان آن را رویای صادقه پنداشت.!
📘منبع: سایت راسخون
❣ @arefeen
🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃✨🌹🍃
#مشقّت_و_غم_دنیا_وسیلهای_است
#برای_خوشی_و_شادی‼️‼️‼️
🌹حاج میرزا اسماعیل دولابی:
✍خدا ما را براي #شادی آفریده است نه برای #غم. خداي واحد غنی و قوی، محال است مخلوقی را برای ناراحتی و غم بیافریند. اگر این بشارت را که ما را برای شادی آفریدهاند، #باور کردی و به خودت #قبولاندی، دیگر #غم وجود نخواهد داشت.
💠🍃این مژده مال کسی است که آن را #باور کند. همین که فهمیدی #دنیا #فانیشدنی است و #مشکلات و محرومیتهایش هم همیشگی و #دائمی #نیست و بالأخره روزی #تمام خواهد شد، نصف غمهایش باطل میشود. #مشقّت و غم دنیا #وسیلهای است برای #خوشی و شادی.!
📚مصباحالهدی، ص59
❣ @arefeen
🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃
👌داستان کوتاه و پندآموز
💠ماجرای مرد ذاکـــر و ابلیس❗️
💭مردی در میان بنی اسراییل ذکر "الحمدلله رب العالمین و العاقبه للمتقین" را زیاد بر لب جاری می ساخت. ابلیس از این کار او خشمگین شده بود یکی از شیاطین را مامور نمود تا به او القاکند که پایان خوش و عاقبت از آن ثروتمندان است. اما مامور ابلیس در ماموریت خود موفق نشد و کار به دعوا و مرافعه کشید تا اینکه تصمیم گرفتند برای پایان دادن به دعوا از کسی بخواهند که میانشان داوری نماید و هر کس مغلوب شد دستش بریده شود.
💭آن دو، شخصی را به عنوان داور برگزیدند اما حق را به مامور ابلیس داد و پایان خوش را از آن ثروتمندان دانست بدین ترتیب یکی از دستان عابد بریده شد. ولی مرد عابد باز ذکر شریف را زمزمه نمود . مامور ابلیس که از سخت ورزی عابد خشمگین شده بود برای رهایی از دست او پیشنهاد کرد فردی دیگر را در میان خود حاکم سازند تا هرکس مغلوب شد گردنش زده شود . عابد نیز قبول کردو این بار مجسمه ای را میان خود به عنوان داور قرار دادند.
💭در این هنگام مجسمه به اذن خدا بر محل بریده شدن دستان عابد دست کشید و دستانش را به او بازگرداند آن گاه ضربه ای سنگین بر گردن مامور ابلیس وارد کرد و او را به قتل رساند . مرد عابد با تماشای این حادثه گفت : این چنین است پایان خوش و عاقبت از آن متقین است.
📚برگرفته از کتاب قصص الانبیا، آیت الله سید نعمت الله جزائری
❣ @arefeen
🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃✨🌺🍃