eitaa logo
شِیخ .
15.2هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
185 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ بعضی روزها در حیاتِ آدمی تکرار نمی‌شود‌. همان لحظه است و همان حال‌. اگر قدر آن را دانستی؛ بُرده ای. و اگر نه، یک بازنده‌ی پر از حسرتی‌. زندگی‌ِ ده روزه‌ی من در این روستا، تکرار نمی‌شود و یقینا باید قدر هر ثانیه‌اش را بدانم. حالا که به روز پنجم از این سفر تبلیغی رسیده و تنها پنج روز دیگر باقی‌مانده است‌؛ با خودم می‌گویم حیف از این همه علاقه و صمیمت که باید رنج فاصله را میهمان قلبهایمان کند. کاش هرگز جاده‌ای برای رفتن نبود. و من تا همیشه در کنار مردم مهربان این آبادی می‌ماندم. ‌
‌ افتخار میکنم به اینکه کانالم شبیه خودشه‌‌ و افتخار میکنم به اینکه در طول مدت فعالیتم سعی نکردم شبیه کسی رفتار کنم. خودم بودم و خودم! نه کپی بودم نه تقلیدکار. ‌‌‌
عکسی که روایت دارد .
شِیخ .
عکسی که روایت دارد .
‌‌ حوالی چهار عصر بود که ننه فاطمه من را به خانه‌ی یکی از اهالی روستا برد. گفت سفره‌ی صلوات دارد. من خیال کردم شبیه مراسم های خودمان است. مداحی و دعاخوانی‌ و این ماجراها. اما نه! همه‌ی اهالی می‌نشینند و با یک تسبیح صلوات می‌فرستند‌‌. به هر قدر که در توانشان است. همین و بس! و در آخر یکی از خانمها زیارت عاشورایی میخواند و امن یجیب را به نیت حاجات صاحب خانه زمزمه می‌کند‌. صاحب خانه، همه‌ی‌ دستمال های اشکیِ میهمانان را جمع کرد. گفت : می‌خواهم این دستمال‌ های متبرک شده به اشک اباعبدالله الحسین ع را توی باغچه کنار درخت گردویم بکارم. تا بشود برکت درخت و باغ و محصولمان.
‌قربونت برم امام حسین ع .
‌ یکی از ویژگی های بارز دهه نودی ها، شجاعت بی حد و مرزشونه. غالبا خیلی اهل نظر دادن هستن. در نهایت کار خودشونو میکنن. از اینکه یکاری رو بکنن و بزرگترها دعواشون کنن یا جریمه بشن نمیترسن‌‌. لباس دلخواه خودشونو می‌پوشن. کلاس که علاقه دارن ثبت نام میکنن. و بقیه کارهایی که حداقل ما دهه هشتادی شجاعت و جسارت انجامش رو نداشتیم؛ انجام می‌دن. این چند روز که با دهه نودی ها وقتم میگذره، بیشتر پی به این قضیه بردم. این ویژگی، هم خیلی خوبه، هم خیلی بد. ما بزرگترها باید این خصلت رو برای بچه ها مدیریت کنیم. و راهنماییشون‌ کنیم تا در جهت درست استفاده کنن. ولی خب نعمتیه! شجاعت، هدیه ای از طرف خدا به بندهاشه که باید در راه حق و حقیقت استفاده‌اش کنن.
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختر ورزشکار و شجاعِ من رها خانم . دیروز میگفت: خاله، من خیلی تلاش کردم و این روزها به جای اینکه به فکر چیزهای بیخود باشم، به اهدافم فکر میکنم و بخاطرشون میجنگم. ‌
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر به ما می‌گفتند تنها برای خاطر همین یک پیرمرد به این آبادی بیایید. ما می‌آمدیم و برمیگشتیم.
شِیخ .
اگر به ما می‌گفتند تنها برای خاطر همین یک پیرمرد به این آبادی بیایید. ما می‌آمدیم و برمیگشتیم.
‌ گفتند او سالهاست پیر و ناتوان، کنج خانه افتاده است. نه مسجدی رفته در این سال‌ها نه روضه ای شنیده. شما بیایید تا حاج آقا برایشان ذکر مصیبتی بخواند. رفتیم. پیرمرد گوش هایش سنگین بود و شیخ علی با صدایی بلند روضه می‌خواند. عشق به اباعبدالله الحسین از چشمهای بغض آلود آن پدرِ پیرِ مریض احوال و رنج دیده مشخص بود. بیش از همه ما که نظاره گرِ این هیئتِ کوچک دو نفره بودیم؛ اشک میریختیم. شاید در این هفت شب، این محفل ساده‌ی دلی، بیش از هرچیز به جانمان نشست. آخر، میزبان آن مردی کهن سال بود که با این احوال مریض و رنج های عظیم؛ عشق به حسین ع را از یاد نبرده بود. کاش، خدا سلامت را به جان او که یقینا عزیز فاطمه س است؛ بازگرداند :) الهی آمین..
‌ بنا نبود که عاشق کنی و محل ندهی زِ کم محلی معشوق زار باید زد . یا اباعبدالله ... ‌
امروز در قلبِ روستا و سر شلوغی های غیرقابل انکار، مطالعه‌‌ی کتاب - یک عاشقانه‌ی آرام - رو به پایان رسوندم :)