رفع کدورتها و کینهها و دلگیریها، طلب استغفار از خدا بابت آنچه که گناه بود و مبتلایش شدیم، دعا و نیایش و مناجات با پروردگار، قرائت قرآن در هر روزِ این ماه مبارک، بخشی از سخنان شیخ علی بود در محفل خانوادگی امروز!
پ.ن: من در تلاشم امسال خیلی بیشتر از قبل توی ماه مبارک رمضان به قرائت قرآن توجه کنم. به خودم این قول رو دادم که هر روز بخونم و کیف کنم. خوبه که شماهم از امشب به خودتون یه قولی بدید و سعی کنید تا آخر ماه رمضان بهش عمل کنید :)🌱
#تبلیغ_سمنان
#ز_شهسوار
کسالت دارم. رفع بشه با یک دنیا حرف قشنگ میام پیشتون. الان دست و دلم به نوشتن نمیره.
همهی نشدنها
ریشه اش در نخواستنهاست .
تو بخواه، بجنگ، مقاوم باش و تلاش کن؛ آنوقت تمام غیرممکنهای جهان برای تویی که میخواهی به آرمانت برسی، ممکن میشود!
#ز_شهسوار
روزهایی میشود که از تمام دنیا 'خستهام' اما باز آنچه به حیاتم رنگ تازهای میبخشد؛ طلبگی و جهانِ شگرف کتابهایم است :)
مامانم همیشه میگفت درس و بحث و علم نمیتونه به تنهایی از تو انسان موفقی بسازه. کنار همه این تلاش کردنها، روی خودت هم کار کن. از اخلاق و رفتار گرفته تا اعتقادات و باورها و مسائل مهم مبنایی.
اون روزها خیلی متوجه منظورش نمیشدم. تا اینکه دیدم میشه کسی توی دانشگاه شریف درس بخونه و چیزی از شرافت ندونه. درس خوندن به تنهایی نه تنها آدم رو با سواد نمیکنه بلکه میتونه از یه آدم خوب، یه بیشرف بسازه و تحویل جامعه بده.
امروز در همکلامی با یک دوست روانشناس که تحصیلات عالیهاش را در بهترین دانشگاهها گذرانده، به نکته عجیبی رسیدم. او با وجود نگاه آکادمیک، معتقد بود طلاب و حوزههای علمیه پتانسیل شگرفی برای تحولآفرینی در جایجایِ این سرزمین دارند. مخصوصا در این ایام و با وجود اتفاقات اخیر، اثرِ کلام و علم یک طلبه بیش از بقیه است.
در این نگاه دو حقیقت نهفته است: یکی اینکه برآیندِ مجاهدتهای حوزه آنقدر در متن جامعه ملموس بوده که تحسین یک جوان تحصیل کرده در دانشگاه را برانگیخته؛ و دیگری پذیرش این اصل که طلبگی مأموریتی است که هیچ عنوان و تخصص دیگری نمیتواند جای خالیاش را پر کند. گویی در برخی گرهگشاییها، تنها حضور یک طلبه است که میتواند گره از کار فرو بستهی جامعه بگشاید.
#ارزش_طلبگی
غبطه میخورم به حال بعضیها و بغض مینشیند توی گلویم. حیران میشوم. مات و مبهوت به خودم نگاه میکنم! من کجا و بعضیها کجا !؟
خانمی برایم از تحولش میگفت. از نماز خوان شدن و محجبه شدنش، از تغییر بینش سیاسیاش! از دغدغه های دنیایی اش که حالا شده اند دغدغههای خدایی، از اینکه اذن همسر را ندارد برای اینکه چادر بپوشد اما عبا و لباسهای بلند به تن میکند و حجاب را درک کرده است.
سختی به جان خریده؛ حرف شنیده؛ تنهایی کشیده؛ اما محکم و استوار در این راه مانده و حالا حسرت میخورد که دورانی را از دست داده است.
ایمان او، با علم است و با عشق. با دغدغه است و با عمل! میخواهد قدمی بردارد. میخواهد اثری بگذارد. کسی که در فتنهی سال هزار و چهارصد؛ طرفدار جنبش زن، زندگی، آزادی بود؛ حالا شیفتهی ولایت و اسلام و انقلاب است. حالا شوق شرکت در راهپیمایی دارد. حالا دغدغهی نظام را دارد. حالا از من میخواهد یاری اش کنم تا در این جهان، قدمی بردارد در راه اسلام و نورانیت این راه آسمانی را به همگان نشان دهد.
قدیمی ها زیبا دعا میکردند: الهی عاقبت بخیر شوی! میشود ناگهان، دلی بلرزد و تحول را بپذیرد. دعا کنیم هم خودمان عاقبتمان بخیر بشود؛ هم دیگرانی که خیال میکنیم هرگز پا به این مسیر روشن نمیگذارند.
#ز_شهسوار
از شلوغی های ایام تبلیغی عرض کنم که بنده به قدر چند ساعتی در روز بیشتر شیخ علی رو نمیبینم. خدا به همه مبلغین عزیز قوت بده. من که کم توفیقم ولیکن همسر سخت مشغوله.
خیلی دوست دارم از این روزها روایت کنم. اما گویا رزقِ قلمم نیست که این روزهای خارق العاده رو بنویسه.