این همه از قناعت گفتم
حالا بیایید یکمم غر بزنم از مذهبی هایی که به اسم قناعت دارن آبروی دین اسلام رو میبرن.
خانمه پوشیه زده بود! چادرش؟ چروووووک! چروکا! چطور دلشون میاد چادری که ارثیهی حضرت زهرا سلامالله علیهاست رو اینجوری ازش استفاده کنن؟ مگه نباید وقتی چیز گرانبهایی به انسان به ارث میرسه از اون به بهترین شکل ممکن نگهداری کنه!؟ مگه چادر نباید مقدس باشه؟
اصلا هم مرتب بودن و تمیز بودن و شیک بودن، ربطی به پول و ثروت نداره! بابا. همون خدایی که گفته نماز بخون، روزه بگیر، همون خدا گفته مرتب باش! همون خدا گفته بوی خوب بده! همون خدا گفته تو آبروی دین اسلام باش.
میخوای با کفش کثیف و لباس چروک نمادی از دین جلوه بدی!؟؟؟ درحالی که دین بینهایت به تمیزی و خوش لباس بودن اهمیت داده؟
چه بسیار دیدم آدمهای پولداری رو که هیچ ارزشی برای ظاهر خودشون قائل نیستن. و چه بسیار تر دیدم مذهبی هایی رو که گرچه دستشون تنگ بوده، اما هیچوقت کثیف و شلخته لباس نپوشیدن.
همه چیز به فکر آدمها بستگی داره...
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جمکرانِ دلم
منتظر تو است تا در آن قدم بگذاری
مولایِ من !
گفت هر آنکس که با تو همعقیده است؛ خدا باور است. دینش اسلام است. محب اهل بیت ع است. او با تو برادر است. او خانوادهی توست.
این شبها که امت اسلام در خیابانها حاضر میشوند و بانگ خونخواهی سر میدهند؛ درواقع یک دورهمی بزرگ خانوادگیست. یک دیدار صمیمانه که هرشب در خیابانهای اصلی شهر اتفاق میافتد. اگر عقیدهی انسان این باشد؛ دیگر غربت معنایی ندارد.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ | حجرات آیه ۱۰
.
امروز لباسهایم را ریختم وسط
خوب و بدِشان کردم.
خیلیهایشان کوچک شده بودند. خیلیهایشان قدیمی. خیلیهای دیگر را مدتها بود بی دلیل نپوشیده بودم. چاره ای نبود. باید ردِشان میکردم.
بعضی لباسها را شاید یکی دو بار پوشیده بودم. آن هم برای مهمانی. چه میدانستم ممکن است کوچک شوند!؟ بعضی لباسهای دیگر هم از بس دوستشان داشتم کمتر پوشیده بودم تا سالم تر بمانند. اما حالا دیگر اندازه ام نبودند. در نتیجه معنایی نداشت که نگهشان دارم.
زندگی همهاش همین است. درست شبیه حکایت این لباسهاست. همه چیز وقتی دارد. نباید گذاشت برای بعد. مثل لباس که بعدا کوچک و قدیمی میشود. مثل چای که سرد میشود. مثل خیلی چیزهای دیگر. همه چیز در همان وقت خودش خوب است. در همان وقت خودش زیباست.
من لباسهایم را از خانه بیرون بردم بی آنکه به اندازهی شایستگیشان از آنها استفاده کرده باشم.. خدانکند روز مرگمان نگاه کنیم و ببینیم زندگیمان دست نخورده مانده است. نو و سالم و بیتجربه گذاشته بودیمش برای بعد. و بعد .. تمام شده بود.
✍🏻 خانم ز شهسوار