غیر از این در ، خواهش احسان نمی آید به کار
التماس از دست این و آن نمی آید به کار
اهل تعارف نیستم جان قابل تعارف که نیست
محضر معشوق حتی جان نمی آید به کار
یا که کشکول گدایی یا وبال گردن است
گر نباشد دست بر دامان نمیآید به کار
بیسر و سامان شدن سیر و سلوک عاشق است
طالب دل را سر و سامان نمی آید به کار
خلوت یک کنج یوسف را عزیز مصر کرد
بی گناهان را چرا زندان نمی آید به کار
کار ؛ کار پنجه مشگل گشای مرتضاست
این گره طوری ست که دندان نمی آید به کار
کوفه هم ویرانه بود اول ؛ علی آباد کرد
چه کسی گفته دل ویران نمی آید به کار
دوستانت خاک را این قدر ارزش داده اند
ورنه بی کنعانیان کنعان نمی آید به کار
در میان بی قراری ها قرار آمد به دست
روزى راز و نیاز از حال زار آمد به دست
روز هجران می کشیم و شب تقاضا می شویم
از خروش عاشقان لیل و نهار آمد به دست
نیستم گرچه کلیم الله اما در نجف
فرصت گفتار با پروردگار آمد به دست
هرچه را بخشید می ریزم به پای فاطمه
خرج یارش می کنم هر چه ز یار آمد به دست
خار را با مهر تو چیدیم گل برداشت شد
گل بدون مهر تو چیدیم خار آمد به دست
گفت خالق بعد از این تو خلق کن گفتی به چشم
چشم باز و بسته کردی روزگار آمد به دست
ابرویت مثل کمان خم شد ولی شمشیر شد
بعد از آن لا سیف الا ذوالفقار آمد به دست
کعبه شد شأن نزولت پس تو رب الکعبه ای
این چنین شد که طواف هفت بار آمد به دست
گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی
من علی را در خدا دیدم خدا را در علی
روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد
نیم آن شد مصطفی و نیمه ی دیگر علی
این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی
حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی
می نویسم از ازل ظاهر علی باطن علی
می نویسم تا ابد اول علی آخر علی
ظاهرش این بود در معراج ، الله و رسول
بود اما باطناً ، الله ، پیغمبر ، علی
او خودش جای خودش نامش چنان مشکل گشاست
که شفاعت می کند فردای محشر هر علی
یا ابا آدم ! ابا شبر ! ابا زینب ! علی !
همسر زهرا على ، داماد پیغمبر علی
شهریار و شهسوار و بنده ی پروردگار
حضرت دُلدُل سوار و خواجه ی قنبر علی
انبیاء دست توسل بر عبایش داشتند
انبیا هرچند بالایند بالاتر علی
گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می دمد خورشید از چاک گریبان نجف
سفره ی مولاست گر پهن است هر جا سفره ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف
آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف
نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هر کسی که رفت زیر دین ایوان نجف
به قنوت ما نمی آید عقیق هیچ جا
می خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف
ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف
رزق آب و نان ما دست حسین است و علی
سال ها خوردیم آب کربلا نان نجف
نیمه ی ماه رجب از راه دارد می رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف
✍️علی اکبر لطیفیان
🎙️سراب
🌷 سردار آسمانی
خبر آنقدر سخت و سنگین بود
که دلم را هزار بار شکست
حاجقاسم هم آسمانی شد
به رفیقان مخلصش پیوست
هیچ در باورم نمیگنجد
غم سردار جنگ و فتح و جهاد
گرچه رفت از میان ما این مرد
نام پاکش نمیرود از یاد
حاجقاسم چه عاشقانه پرید
پیش یاران به عرش اعلی رفت
بعد عمری مجاهدت با کفر
او به دست شقیترینها رفت
چشم دل، باز اگر شود بینیم
گرد او حلقۀ شهیدان را
دست شیطان کجا تواند کشت
روح اخلاص و عشق و ایمان را
سینه پرآتش است و دل پرغم
چشمها بیقرار و بارانی
داغ دارد سراسر ایران
از غم قاسم سلیمانی
خبر آنقدر ناگهانی بود
که زمین و زمانه مبهوت است
خون او ریخت بر زمین اما
خون او رمز محو طاغوت است
پیر بزم مدافعان حرم
در دفاع از حرم حسینی بود
بود عمرش همه جهاد و قیام
پیرو مکتب خمینی بود
یار مظلوم و خصم ظالم بود
جز خدا از کسی نمیترسید
زنده تا بود، چون شهیدان زیست
کشته شد، گشت زندۀ جاوید
چشم او معدن صلابت بود
دیدنی بود روی بشّاشش
بعد عمری تلاش بیوقفه
جز شهادت نبود پاداشش
چشمهایش اگرچه میخندید
دلش از داغ کاظمی غم داشت
از مدال و نشان جنگ و جهاد
یک مدال شهادت او کم داشت
پرده در پرده سینهها آتش
چشمه در چشمه دیدهها پرخون
داغدار از فراق او ایران
قلب یک امت از غمش محزون
متوقف نمیشود کارش
راه پاکش نمیشود بسته
خط سرخ مقاومت باقی است
انقلابی نمیشود خسته
گرچه قلب امام خامنهای
از غم رفتنش پریشان شد
در طریق مبارزه با کفر
عزم و انگیزهها دوچندان شد
رفتنش گرچه تلخ و جانکاه است
کرد دلهای خفته را بیدار
میکند خون او ز دنیا محو
دیو خونخوار و نحس استکبار
کَند ظالم به دست خود گورش
خون قاسم کُند قیامی سخت
به شهیدان قسم که میگیریم
بیشک از دشمن انتقامی سخت
✍️ #محمدتقی_عارفیان، ۱۳۹۸/۱۰/۱۳
#حاجقاسم
#سرباز_مخلص_ولایت
#احیاگرمقاومت_و_مردمیدان
#شهید_سپهبد_حاجقاسم_سلیمانی
#پنجمین_سالگرد_شهادت_حاجقاسم_سلیمانی
💠 برای عاشقان حاجقاسم سلیمانی که در سالگرد شهادتش به او پیوستند
🌷ما با شهادت زندهتر گردیم
دیماه بود اما هوا بوی بهاران داشت
مرغ دل زهراییان آهنگ کرمان داشت
هر عاشقی رو سوی گلزار شهیدان داشت
در سر هوای دوست، در دل شوق جانان داشت
کرمان پذیرای هزاران جان عاشق بود
گویی مسیر عاشقی دشت شقایق بود
کرمان همیشه از کرَم گرم است بازارش
رسمش پذیرایی است، مهماندوستی کارش
پیداست سرّ عاشقی از رنگ رخسارش
از رنگ و بوی لالههای سرخ گلزارش
دیماهِ کرمان میشود لبریز زیبایی
گلزار کرمان دلنواز است و تماشایی
خفته است در گلزار کرمان مرد میدانها
سرباز دین، سردار دلها، فاتح جانها
آرامش دلهای ما در اوج طوفانها
مردی که از نامش بلرزد پشت شیطانها
آنکه تمام عمر دنبال شهادت بود
قاسمْ سلیمانی که سرباز ولایت بود
ما رهروان مکتب ایمان و عرفانش
در قاب چشم ما نشسته عکس چشمانش
این چند سالی که گذشت از داغ هجرانش
در هر شب جمعه دل ما بود گریانش
داغش نشد سرد و نیفتاد از نفس خونش
آرامش و امنیت این خاک مدیونش
دیماهِ کرمان میشود هر سال غوغاتر
دل در هوای وصل جانان مست و شیداتر
شوق شهادت در دل شیدا شکوفاتر
هر شب به یاد حاجقاسم دیدۀ ما تر
امسال هم شد شمع یادش روشن و رخشان
پروانههای شمع او گشتند مشتاقان
در راه گلزار شهیدان نور میجوشید
هرکس در آن معبر بهقدر وسع میکوشید
هر عاقلی آنجا لباس عشق میپوشید
خورشید هم همراه مردم چای مینوشید
از بوی اسفند آسمان سرمست و شیدا بود
در قاب چشم زائران، سردار پیدا بود
سرمای دی گم بود در گرمای موکبها
گرمای ایمان موج میزد در دل سرما
آمد شمیم کوثر و شد معبری پیدا
وقتی شهادتنامۀ عشّاق شد امضا
عطر اجابت آمد از سمت شهیدستان
شور شهادت آمد و شد کربلا کرمان
روزی که دست شوق، قاب عاشقی میساخت
باز اهرمن از کینه تا خاک دلیران تاخت
تکفیری ناپاک با صهیون ملحد ساخت
دست حرامی در حرم باز آتشی انداخت
در پیش چشم باغبان سوزانده شد باغش
در سالگرد حاجقاسم تازه شد داغش
پروانگان شمع جانافروز کرمانی
رستند از دام بلای عالم فانی
رفتند با احرام خون تا بزم رحمانی
دلدادگان مکتب سرخ سلیمانی
آمد نسیمی جانفزا از عالم بالا
آلالهها را برد سوی جنتالمأوی
هرچند گلچین میبَرد از باغ، گلها را
خالی نخواهد دید این باغ شکوفا را
شیطان به جنگ ما اگر آورده دنیا را
نومید نتْواند کند از راه حق ما را
حاشا که ما از خط سرخ عشق برگردیم
ما زندهایم و با شهادت زندهتر گردیم
✍️ #محمدتقی_عارفیان، دیماه ۱۴۰۲
#حاجقاسم
#شهدای_راه_حاجقاسم
#شهدای_حادثۀ_تروریستی_کرمان
#پنجمین_سالگرد_شهادت_حاجقاسم_سلیمانی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تو زیباترین آرزوی منی...
#امام_حسین_علیه_السلام❤️
اَللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
👤 مرحوم استاد فاطمینیا:
رغائب جمع رغیبه است؛ شبی که در
آن عطاها و مواهبِ فراوان بهدست میآید.
لیله الرغائب شبی است که میل به عبادت
در آن بسیار است و خداوند عنایتِ خاصی به بندگان خود دارد و خوب است بخواهیم هر آنچه بندگانِ صالح به آن رغبت دارند، به ما هم عنایت کنند.
🙏 امشب، ظهور امام زمان (عج) و نجات و پیروزی جبهه مقاومت را از خداوند طلب کنیم ...
#لیله_الرغائب