نترس مادر پیرم نترس کودک جان
که برده امنیت از دشمن تو موشک جان
وطن فروشی بازیگران چه نقش بدیست
چقدر باشرفی پیششان مترسک جان
چه خوب رفته ازین صحنه شیخ برجامی
که از تمام وطن میگرفت تک تک جان
بگو به ریز پرنده بگو به جنگنده
که ترس رفته ازین سینه بادبادک جان
پیام شاهد ما بر شغال زرد این است
بگو به هرمس و جنگنده قارقارک جان
دوروز مانده به پایان کار اهریمن
بیا دوباره به ایران امن لک لک جان
#حسین_مرادی
با ما که تمدن کده ی کل جهانیم
شوخیست نبردی که بمانید و نمانیم
منحوس جهود ای ثمر نطفه ی ناپاک
هیهات که این داغ به قلبت ننشانیم
شیران دلیریم سگ زرد جهودان
سمتت نگرانیم به حالت نگرانیم
کودک کش با مرد نجنگیده بدان که
سازش نتوانیم و به جز فتح ندانیم
امروز نگهبان خیابان ولی فردا
چون سیل خروشنده ی تا قدس روانیم
امید به اغیار نداریم و نترسیم
ما جز رجز نصر من الله نخوانیم
#حسین_مرادی
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشت گرمی های میدان با خیابان داری است
دلبری هامان بماند بعد پیروزی عزیز
#حسین_مرادی
تا پای جان بپای امنیت در میدانیم
خسته ام از دود از چای بدون فایده
خسته از دیروز و فردای بدون فایده
سوی تو وقتی نمی آرند این دیوانه را
مرگ بر این جاده و پای بدون فایده
عکسهایت گرچه هست اما نگاهی گرم نه
ننگ بر چشمان بینای بدون فایده
مستی من از شراب بوسه هایت خالی است
سنگ بر ساغر، و مینای بدون فایده
کاش بر می امد از دستان من کاری تورا
بشکند این استخوان های بدون فایده
#حسین_مرادی
جز پیروی ندانیم ما از امام میهن
دلبر بیا در آغوش تحلیل را رهاکن
#حسین_مرادی
با دیدنت افتاده از چشمان من دنیا
خانم اجازه چشمتان شاعر نمیخواهد ؟
#حسین_مرادی
میبری دانه به دانه غزل و تک بیتی
لعنتی جان دلی از ما ببری هم بد نیست
#حسین_مرادی
باز با دیدن لبخند ملیحت مستم
کاش بازیچه ی موهای تو باشد دستم
#حسین_مرادی
بروی صورت دفتر تورا قلم زده ام
هزار شعر که در کافه ها رقم زده ام
برای اینکه نبینم دوباره فال فراق
هزار مرتبه هر قهوه را به هم زده ام
برای چشم و نظر قبل چاره اندیشی
چرا به چشم حسودان من از تو دم زده ام
برای رد شدن از کوچه های بی مهتاب
چه طعنه ها که به دیوار پیچ و خم زده ام
هزار مرتبه در وسعت وسیع فراق
میان حجم خیالم تورا قدم زده ام
اگرچه روز و شبم دل زدن به دریا بود
به احتمال قوی من به عمق کم زده ام
#حسین_مرادی
ریحانه السلامُ علیکِ من الغزل
سبحان ربِّ خالق چشمت من العسل
سبحان ربِّ خالق تو در هوای دی
سبحان ربِّ کرده مرا مبتلای دی
بت یا الهه ای که غزل میدهد خبر
ایّاکِّ نَعبُدُ دل ودست و زبان وسر
یا خَیرَ مَن سُئِل، لب آتش نشانی ات
یا دافع البلا نگه کهکشانی ات
ریحانه کَیف اَصبِرُ عَن داغ دوری ات
ریحانه کشته ای ت مرا با صبوری ات
باید که جلوه ی حسنات خدا شوی
ریحانه میشود که سریعُ الرِّضا شوی
یک عمر اگرچه مُعتَذِراََ نادما منم
می را به جز سلامتی تو نمی زنم
#حسین_مرادی
اول صبح من از لحظه ی بیداری توست
ماه و خورشید من ای حضرتِ معشوق سلام
#حسین_مرادی